وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ :
بازدید : 93
نویسنده : H O S S E I N I
آیات قرآن درباره حکومت اسلامی، ارکان، مسئولان، وظایف و عزت و استقلال
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره امامت| حکومت اسلامی ,
تاریخ :
بازدید : 99
نویسنده : H O S S E I N I





مقدمه


قرآن، کتاب نور است.
قرآن، کتاب هدایت است.



 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هزار و سیصد نکته درباره قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 82
نویسنده : H O S S E I N I




 قرآن در کلام امام خمینی

1 - این صحیفه نورانیه صورت اسم اعظم است.
2 - خدای تبارک و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، این کتاب شریف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده.



 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: قرآن در کلام امام خمینی ,
تاریخ :
بازدید : 114
نویسنده : H O S S E I N I

فلسفه خلقت شیطان

چرا خداوند شیطان را آفرید، با اینکه می‌دانست سرچشمه وسوسه‌ها و گمراهیها می‌شود؟ مگرخدا انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت، از طریق بندگی خود نیافریده است پس وجود شیطان که یک موجود ویرانگر و ضد تکامل است، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آفرینش شیطان ,
تاریخ :
بازدید : 104
نویسنده : H O S S E I N I

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

مقدمه

شیطان در طی اعترافاتی که در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داشته بیست و دو گروه از امت آنحضرت را بیان داشته که از دست کارها و افکار و عقاید آنها همواره در رنج و عذاب بوده است که در این نوشتار فهرست وار به آنها اشاره می‌شود.

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: اعترافات شیطان ,
تاریخ :
بازدید : 91
نویسنده : H O S S E I N I

در آيات 22 و 164 سوره بقره، 11 سوره انفال و 30 سوره انبيا چه فايده هايي براي آب بيان شده است؟ هم چنين توضيح دهيد كه براي رسيدن به اين منافع، چه مرحله هايي در چرخه طبيعت طي مي شود؟
متن پاسخ
خداوند متعال در اين آيات به مهم ترين فايده هاي آب اشاره فرموده كه در رأس آن، فايده حيات بخشي است كه در سوره انبيا مي فرمايد: «وجَعَلنا مِنَ الماءِ كُلَّ شَيء حَيّ»; (انبيا، 30) و هر چيز زنده اي را از


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پرسمان قرآنی ,
تاریخ :
بازدید : 81
نویسنده : H O S S E I N I

آموزشهای نفس انسان در خداشناسی

درس سوّم: خداشناسى از دو راه مطمئن
درباره خداشناسى از دورترين زمان تا امروز كتاب ها نوشته شده و بحث ها و گفتوگوهاى فراوانى در ميان دانشمندان و غير دانشمندان بوده است.
هر كدام براى پى بردن به اين حقيقت راهى را انتخاب كرده اند; امّا از همه راه ها، بهترين راهى كه مى تواند ما را به زودى به اين مبدأ بزرگ جهان هستى نزديك سازد دو راه است:




:: موضوعات مرتبط: قرآن شناسی , خداشناسی , ,
:: برچسب‌ها: درس سوّم: خداشناسى از دو راه مطمئن ,
تاریخ :
بازدید : 90
نویسنده : H O S S E I N I

درس چهارم: پاسخ به يك سؤال مهم
سؤال
در درس گذشته به اين جا رسيديم كه ما هميشه صداى توحيد و خداپرستى را از درون جان خود مى شنويم و مخصوصاً در مشكلات و گرفتارى ها، اين آهنگ رساتر و قوى تر مى شود; و ما بى اختيار به ياد خدا مى افتيم و از قدرت بى پايان و لطف و محبّت او يارى مى جوييم.




:: موضوعات مرتبط: قرآن شناسی , خداشناسی , ,
:: برچسب‌ها: درس چهارم: پاسخ به يك سؤال مهم ,
تاریخ :
بازدید : 83
نویسنده : H O S S E I N I

پدیدآورنده: دکتر فتح الله نجارزادگان 
تفاوت اساسی دیدگاه های فریقین درباره آیات 55 و 56 سوره مائده (که به آیات ولایت نامبردارند) به موضع آنان نسبت به مورد نزول این آیات درباره تصدق انگشتر در رکوع نماز به وسیله امام علی - علیه السلام - وابسته است ;

چه این که بیش تر شبهه ها و نقدها درباره استدلال به این آیات بر امامت امام علی - علیه السلام - نیز، ناشی از نادیده گرفتن این روایات و یا تردید در صحت آن هاست . اگر روایاتی که فریقین درباره نزول این آیات آورده اند، تحلیل و بررسی شوند، خود به خود بیش تر این تردیدها رخت بر می بندد . بنابر این ، پرداختن به اسانید و متون این احادیث در این بحث اهمیت به سزایی دارد . 
از نظر شیعه جای هیچ تردیدی نیست که آیات 55 و 56 سوره مائده درباره امام - علی علیه السلام - نازل شده است ، هنگامی که انگشتر خود را در نماز به فقیر صدقه دادند (1) . این حادثه در منابع اهل سنت نیز، از چندین نفر از صحابه و تابعین و گاهی هر کدام با چند طریق نقل شده است . در برخی از این منابع، اسانید و طرق گوناگون نقل این حادثه بالغ بر 26 طریق می شود (2) . از جمله افراد از صحابه که این حادثه را نقل کرده اند عبارت ند از: امام علی - علیه السلام- (3) ، عبد الله بن عباس (4) ، ابو رافع مدنی (5) ، عمار بن یاسر (6) ، ابو ذر غفاری (7) ، انس بن مالک (8) ، جابر بن عبد الله (9) ، مقداد بن الاسود (10) ، و عبد الله بن سلام (11) . 
از تابعین نیز، سلمة بن کهیل (12) ، عتبة بن ابی حکیم (13) ، سدی (14) ، مجاهد (15) و . . . به نقل این حادثه پرداخته اند . آنان نیز تصریح کرده اند که این آیه در خصوص امام علی - علیه السلام - نازل شده است . 
در برخی منابع اهل سنت به دو روایت از امام ابو جعفر باقر - علیه السلام - اشاره می کند که از ایشان پرسیدند، مراد خدا از «الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة وهم راکعون » چه کسی است؟ امام فرمودند: 
«الذین آمنوا» قیل له، بلغنا انها نزلت فی علی بن ابی طالب قال: «علی من الذین آمنوا .» 
«آنان مؤمنان هستند» گفته شد: ما شنیده ایم که این آیه درباره علی بن ابی طالب نازل شده است » امام فرمودند: «[آری] امام علی هم از مؤمنان است .» (16) 
این حدیث نشان می دهد چنین اندیشه ای در آن عصر رایج بوده که این آیه درباره امام علی - علیه السلام - است و امام باقر - علیه السلام - هرگز آن را انکار نکرده اند (هر چند عمومیتی که امام در آیه قایل اند در اندیشه وشیعه تفسیر خاص خود را دارد و تنها بر ائمه معصومان - علیهم السلام - تطبیق می شود (17) . محمد بن عبد الله اسکافی (م: 240 ق) نیز تصریح دارد آیات ولایت درباره امام علی - علیه السلام - نازل شده است (18) . نیشابوری در تفسیرش (19) و ایجی در مواقف (20) ، نزول این آیه را درباره امام علی، اجماع مفسران می شمرند . 
«آلوسی » نیز نوشته است: «غالب اخباریین بر این باورند که این آیه درباره علی - کرم الله وجهه - نازل شده است و حاکم نیشابوری و ابن مردویه و دیگران با سند متصل، از ابن عباس [و دیگران] این حادثه را نقل کرده اند .» (21) 
سپس آلوسی اشعار معروف حسان بن ثابت را که درباره این واقعه سروده، آورده است . (22) 
سیوطی نیز پس از آن که برخی از طرق این حدیث را در کتاب لباب النقول آورده، نوشته است: «این ها طرق این حدیث اند که یکدیگر را تقویت می کنند [و اصل این ماجرا را به اثبات می رسانند .]» (23) 
ابن حجر عسقلانی نیز در الکافی الشافی فی تخریج احادیث الکشاف به برخی از طرق این حدیث اشاره می کند و تنها در طریق ابن مردویه به عمار یاسر و ثعلبی به ابو ذر مناقشه می کند (24) . 
ابن کثیر که در تفسیر خود به بررسی صحت و سقم اسانید این حادثه پرداخته است، نخست از چند طریق، این واقعه را بیان می کند و تنها در سند حافظ «ابو بکر احمد بن موسی بن مردویه » معروف بن ابن مردویه (م: 410 ق) و سند حافظ «عبد الرزاق بن همام » (م: 211 ق) مناقشه می کند (25) . سپس بدون آن که بر اسانید دیگر خرده بگیرد چنین می گوید: «تمام این آیات [آیات 51 تا 56 از سورة مائدة] درباره داستان عبادة بن صامت است که از هم پیمانی با یهودیان سرباز زد و به ولایت خدا و پیامبر و مؤمنان رضایت داد .» (26) 
ماجرای عبادة بن صامت که ابن کثیر و دیگران نقل کرده اند به این شرح است: 
«چون رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - با یهودیان بنی قنیقاع جنگیدند . . . عبادة بن صامت که یکی از بنی عوف بن خزرج و هم پیمان آنان بود . . . به نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - شتافت و گفت: ای رسول خدا! به خدا و رسولش [پناه برده] از پیمان با آنان بیزاری می جویم و ولایت خدا و رسول و مؤمنان را می پذیرم و از هم پیمانی با کفار و ولایت آنان بیزارم در این هنگام آیات «یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء . . .» نازل شد .» (27) 
بنابر این، اگر چنین داستانی درباره عبادة بن صامت باشد، بین نزول آیاتی که پیش از آیه مورد بحث (آیه 55 سورة مائدة) است و گفته شده درباره وی نازل شده است، با حادثه تصدق انگشتر به وسیله امام علی - علیه السلام - هیچ منافاتی نیست . 
افزون بر آن ابن کثیر برای این مدعای خود که تمام آیات 51 تا 56 سوره مائده درباره عبادة بن صامت است، تنها دو روایت آورده است: 
1- به نقل از محمد بن جریر طبری که با سند خود از زهری نقل کرده که گفته است: «آیات 51 تا 67 درباره عبادة بن صامت در تبری از یهود و عبد الله بن ابی در باقی ماندنش بر ولایت یهود نازل شده است .» (28) 
2- باز با سند طبری به نقل از عبادة بن ولید حفید عبادة بن صامت که می گوید آیات 51 تا 56 درباره عبادة بن الصامت و عبدالله بن ابی نازل شده است (29) . 
ابن جریر طبری حدیث دوم را عینا با همین سند به گونه ای دیگر نقل کرده و در آن تصریح دارد تنها آیه 51 این سوره درباره عبادة بن الصامت نازل شده است (30) . 
طبری روایت سومی را با سند خود از عطیه بن سعد نقل می کند، در این حدیث عطیه ضمن شرح داستان عبادة بن الصامت و عبد الله بن ابی تصریح می کند که تنها آیات 51 و 52 درباره اوست (31) . 
باز طبری با همان سند از عطیه بن سعد حدیثی دیگر نقل می کند که در آن آیات 55 و 56 را هم در داستان عبادة بن الصامت داخل می داند (32) . 
طبری درباره آیات 51 و 52 شان نزول های دیگری نیز آورده است از جمله: نزول این آیات درباره ابی لبابه و یا به قول سدی درباره دو نفر که یکی از آنان می خواست به یهودیان بپیوندد و دیگری به نصارای دمشق، آن گاه طبری می گوید: 
«این آیه (آیه 51) ممکن است درباره عبادة بن صامت و عبد الله بن ابی و هم پیمانانشان با یهود نازل شده باشد و ممکن است درباره ابی لبابه باشد و نیز ممکن است درباره دو مردی باشد که یکی می خواست به یهودیان و دیگری به نصاری بپیوندد، لیکن درباره هیچ کدام از این اقوال سه گانه خبری صحیح در دست نیست تا حجت آورد و به آن اعتماد شود .» 
افزون بر آن ، هیچ کس از دانشمندانی که اسباب نزول نگاشته اند آیات ولایت (آیات 55 و 56) را درباره عبادة بن صامت نقل نکرده اند، بلکه تنها آیات 51 و 52 را درباره وی می دانند (33) و وجود آیه درباره ارتداد از دین: «یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم . . .» (آیه 54) در بین آیات 51 و 52 و آیات ولایت (آیات 55 و 56)، نیز گواه همین مطلب است، چون داستان عبادة بن صامت با مساله ارتداد ارتباطی ندارد .



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: بازخوانی مدارک واسناد شان نزول آیه ولایت ,
تاریخ :
بازدید : 54
نویسنده : H O S S E I N I

اول: ادعای اجماع علامه حلی - رحمه الله - درباره نزول این آیه در مورد تصدق انگشتر امام علی - علیه السلام - به نیازمند، بی مبنا نیست; زیرا افزون بر ادعای اجماع نیشابوری (47) و ایجی در این مساله، آن همه روایت از صحابه و تابعین کافی است تا در این باره ادعای اجماع معنوی شود . 
دوم: ادعای اجماع اهل علم و محدثان بر این که این آیات در خصوص امام علی - علیه السلام - نازل نشده بی اساس است و مفسران، محققان و محدثان فریقین هیچ کدام چنین ادعایی ندارند . 
سوم: جریان تصدق انگشتر را تنها ثعلبی با سند خود از ابو ذر نقل نکرده است، بلکه دانشمندانی دیگر مانند حاکم حسکانی (48) (از دانشمندان قرن پنجم)، ابراهیم جوینی (49) (م: 730 ق) با سندهای خودشان و فخر رازی (50) با تعبیر «روایت شده » از ابو ذر و دیگر صحابه این جریان را نقل کرده اند . 
چهارم: کدام یک از اهل علم از محدثان گفته است ثعلبی احادیث ساختگی در تفسیرش آورده و او حاطب لیل (هیزم کش در شب) است؟ این ادعای ابن تیمیه است که ثعلبی را متهم می کند و او را ناآگاه به صحیح و سقیم، سنت و بدعت می شناسد . در حالی که - تا اندازه ای که ما جست وجو کردیم - جملگی دانشمندان وی را سخت ستوده اند، این کلام از ابن خلکان (م: 681 ق) است که درباره وی می گوید: «وی در دانش تفسیر یگانه دوران خود بوده و تفسیری بزرگ نگاشته که بر تمام تفسیرها برتری دارد . غافر بن اسماعیل الفارسی در کتاب سیاق تاریخ نیشابور نام ثعلبی را آورده و وی را با این عبارات ستوده است: «هو صحیح النقل موثوق به » ، «او درست گفتار و مورد اطمینان است .» (51) 
تاج الدین سبکی (52) (م: 771 ق)، صلاح الدین صفدی (53) و جلال الدین سیوطی (م: 911 ق) نیز همان تعبیر ابن خلکان را آورده اند و سیوطی افزوده است: «عالما بارعا فی العربیة حافظا موثقا، دانشمندی چیره دست در عربیت و حافظی مورد اطمینان است .» (54) 
ابن جزری نیز درباره او عبارت «مفسر امام بارع مشهور، مفسری پیشوا، چیره دستی مشهور، به کار می برد .» (55) 
پنجم: بر خلاف ادعای ابن تیمیه که می گفت: بغوی که آگاه تر از ثعلبی است و تفسیرش مختصر تفسیر اوست، این احادیث دروغین را نیاورده است، بغوی در ضمن اقوال گوناگونی که درباره شان نزول این آیه می آورد (اقوالی که با شان نزول آیه درباره امام علی - علیه السلام - هیچ منافاتی ندارد همان طور که در نقد دیدگاه ابن کثیر و فخر رازی ملاحظه کردید) با صراحت نوشته است: 
«و قال ابن عباس رضی الله عنهما و قال السدی: قوله «والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة ویؤتون الزکاة وهم راکعون » ، اراد به علی بن ابی طالب رضی الله عنه، مر به سائل وهو راکع فی المسجد فاعطاه خاتمه .» 
«ابن عباس و سدی می گویند: خداوند از این آیه «والذین آمنوا . . .» علی بن ابی طالب [ علیه السلام] را اراده کرده است، نیازمندی به امام علی رسید و امام در حال رکوع در مسجد انگشترش را به او داد .» (56) 
ششم: تفسیر جامع البیان فی تاویل آی القرآن از محمد بن جریر طبری (م: 310 ق) که در نزد ابن تیمیه اجل تفاسیر و با ارزش ترین آن هاست (57) با پنج طریق شان نزول این آیه را نقل می کند، جملگی این احادیث درباره امام علی - علیه السلام - است ، سه حدیث نص در این معنی است (از جمله یکی از مجاهد - مجاهد بن جبر از تابعین - که ابن تیمیه او را آیت در تفسیر می شناسد (58) ) و دو حدیث به صورت قدر متیقن (59) ، سیوطی نیز حدیثی دیگر از طبری از ابن عباس نقل کرده که گفته است: شان نزول این آیات درباره امام علی - علیه السلام - است (60) ، لیکن هم اکنون در تفسیر طبری چنین حدیثی نیست! ! 
باز همین طور ابن ابی حاتم نیز با دو سند یکی از عتبة بن ابی حکیم (از تابعین م: 147 ق) و سلمة بن کهیل (از تابعین م: 121 ق) این حدیث را نقل کرده است (61) . پس چطور ابن تیمیه می گوید: دانشمندان بزرگ از اهل تفسیر مانند ابن جریر و ابن ابی حاتم، این احادیث ساختگی را ذکر نکرده اند؟ ! بلکه این سند ابن ابی حاتم به سملة بن کهیل است که تمام افراد سند آن در دیدگاه دانشمندان علم رجال اهل سنت، مورد وثاقت، صدق و راستی اند . 
ابن ابی حاتم سند خود را چنین می آورد: 
«حدثنا ابو سعید الاشج، حدثنا الفضل بن دکین ابو نعیم الاحول، حدثنا موسی بن قیس الحضرمی عن سلمة بن کهیل قال: «تصدق علی بخاتمه وهو راکع فنزلت: «انما ولیکم الله . . .» .» 
«ابن ابی حاتم با این سند از سلمة بن کهیل نقل می کند که گفته است: «علی [ علیه السلام] انگشتر خود را [به نیازمند] در حال رکوع صدقه داد پس این آیه نازل شد: «انما ولیکم الله . . .» .» 
افراد این سند عبارت اند از: 
الف: ابو سعید بن الاشج (م: 257 ق). 
ابو حاتم درباره او می گوید: «ثقة صدوق امام اهل زمانه; وی مورد اطمینان، راستگو، پیشوای عصر خود است » و النسائی می گوید: «صدوق; راستگوست » برخی دیگر با جمله: «ما رایت احفظ منه; دانشمندتر از او ندیده ام » از او یاد کرده اند (62) . 
ب: الفضل بن دکین ابو نعیم (م: 219 ق). 
وی از مشایخ محمد بن اسماعیل بخاری (مؤلف صحیح) می باشد . یحیی بن معین درباره او می گوید: «ما رایت اثبت من رجلین، ابو نعیم و عفان . انسانی آگاه تر و درست از بر کننده تر از ابو نعیم و عفان ندیدم » و دیگری می گوید: «ما رایت محدثا اصدق من ابی نعیم، حدیث گویی راستگوتر از ابو نعیم ندیده ام .» (63) 
ج: موسی بن قیس الحضرمی . 
یحیی بن معین، در مورد او می گوید: «ثقة، مورد وثاقت و اطمینان است » و ابو حاتم می گوید: «لا باس به، مورد ایراد نیست » و عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل می کند که درباره او گفته است: «لا اعلم الا خیرا، چیزی جز نیکی درباره اش نمی دانم » (64) . 
د: سلمة بن کهیل (م: 121 ق) از تابعین . 
جملگی او را توثیق کرده اند از جمله: ابو زرعة که می گوید: «ثقة مامون ذکی، مورد وثوق، مطمئن و با هوش » ابو حاتم درباره اش می گوید: «ثقة متقن، مورد وثوق و استوار گفتار است » (65) . 
هفتم: سیوطی در در المنثور به نقل از عبد بن حمید و عبد الرزاق از ابن عباس، این حدیث را آورده (66) و ابن کثیر نیز از عبد الرزاق این حدیث را نقل کرده است (67) . بنابراین ، کلام ابن تیمیه که می گوید افرادی مانند ابن حمید و عبد الرزاق ذکری از این گونه احادیث به میان نیاورده اند ، بی اساس است . 
هشتم: آن مفسری که از ثعلبی آگاه تر است و احادیثی آورده که اجماع مفسران را بر نزول آیه درباره امام علی نقض می کند، کیست؟ ابن تیمیه تنها به نام ابن ابی حاتم اشاره می کند غافل از آن که همین ابن ابی حاتم همان طور که ملاحظه کردید روایت صحیح السند در مورد نزول آیه درباره تصدق امام علی نقل کرده است و روایتی که، ابن ابی حاتم از عبد الملک بن ابی سلیمان (م: 145 ق) از ابو جعفر الباقر - علیه السلام - نقل می کند افزون بر آن که، امام باقر هرگز نزول آیه را درباره امام علی - علیه السلام - انکار نکرده اند، این حدیث خبری واحد است و در کتاب های تراجم و رجال نیز عبد الملک از راویان امام باقر - علیه السلام- (68) و امام باقر - علیه السلام - از مشایخ او (69) شمرده نشده است، ابن جریر طبری و ثعلبی نیز مانند ابن ابی حاتم تنها از وی این حدیث را از امام باقر - علیه السلام - نقل کرده اند و سندی دیگر ندارد . 
نهم: هیچ کس از بزرگان تفسیر در نزد ابن تیمیه مانند طبری، ابن ابی حاتم و دیگران به نقل از ابن عباس نگفته است رخداد تصدق انگشتر مربوط به ابا بکر است بلکه این ادعای ابن تیمیه است که به ثعلبی نسبت می دهد ، تنها خبری واحد مقطوع غریب بدون شاهد و متابع از عکرمه نقل شده که تصدق انگشتر را به ابا بکر نسبت داده است (70) ، عکرمه هم در نزد بزرگان اهل سنت مورد اعتماد نیست و از همین رو مسلم بن حجاج در صحیح خود از وی هیچ روایتی جز یک حدیث آن هم برای شاهد حدیثی دیگر نقل نکرده است (71) .
دهم: ابن تیمیه که بیهوده دست و پا می زند در آخرین نقد بر روایات شان نزول آیه درباره 
تصدق انگشتر به وسیله امام علی - علیه السلام - ، به روایت ابن ابی حاتم از ابن عباس، تشبث می جوید که گفته است: «کل من آمن فقد تولی الله و رسوله و الذین آمنو، هر کس ایمان دارد، خدا و رسول و مؤمنان را به ولایت می پذیرد» غافل از آن که این حدیث ربطی به ادعای ابن تیمیه ندارد .



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: بازخوانی مدارک واسناد شان نزول آیه ولایت ,
تاریخ :
بازدید : 43
نویسنده : H O S S E I N I
قرآن کتاب جهانی است، پس چرا به عربی نازل شده است؟

 قرآن کتاب جهانی است، دعوت آن «هُدًی لِلْعَالَمِین» است، اما دعوت قرآن، مراحلی داشته است که از این قرار است: 
در مرحله اول، رسول خدا، قوم و خویش خودش را به قرآن و اسلام دعوت می‌کند، همان‌طور که آیه «اَنْذِرْ عَشِیرَتِکَ الْاَقْرَبِین» بر این معنا دلالت می‌کند.
مرحله دوم، دعوت کل عرب بود، ملت عرب مخاطبین قرآن بودند، در آن آیه کریمه که فرمود «وَ کَذَلِکَ اَوْحَیْنَا عَلَیْکَ قُرآناً عَرَبِیّاً لِتُنْذِرَ اُمّ الْقُرَی وَ مَنْ حَوْلهَا»؛ ما این گونه قرآن را برای تو به زبان عربی نازل کردیم تا اهل مکه و شهرهای اطراف آن را هشدار دهی، مرحله سوم هم دعوت جهانی پیامبر(ص) بود یعنی رسول خدا(ص) از طرف خداوند مأمور بود که همه مردم دنیا را به اسلام دعوت کند.
گفت:‌ پیامبر که باید از خانواده و بعد از ملت خودش برای هدایت استفاده کند، طبیعتاً باید با زبانی شروع کند که مطابق با زبان خانواده، عشیره و ملت عرب باشد، بنابراین لازم و ضروری بود که قرآن به زبان عربی بر آن حضرت نازل شود.
خداوند می‌فرماید «وَ مَا اَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ اِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ؛ ما هیچ پیامبری را به سوی قومی نمی‌فرستیم مگر اینکه به زبان همان قوم باشد»، پیامبر(ص) هم به عنوان یک شخص عرب که در عربستان به دنیا آمده و از طرف خداوند رسالتی را داشته است، هرچند رسالت او جهانی باشد، امّا در ابتدای امر باید مخاطبش همان اطرافیان خودش، یعنی ملت عرب باشد، بنابراین طبیعی است که قرآن باید به زبان عربی باشد.
همه کشورها یک زبان دوم برای ارتباطات با یکدیگر دارند و می‌دانند که اگر می‌خواهند با کل دنیا در ارتباط باشند باید زبان بین المللی، یعنی زبان انگلیسی را بلد باشند، چه اشکال دارد که مسلمانان و جهان اسلام هم یک زبان دوم که زبان قرآن است را بیاموزند و برای ارتباط با دین و آشنایی با اسلام، زبان قرآن را به عنوان زبان دوم انتخاب کنند.
حجت‌الاسلام شاه علیزاده

منبع : مشرق



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: قرآن کتاب جهانی است، پس چرا به عربی نازل شده است؟ ,
تاریخ :
بازدید : 59
نویسنده : H O S S E I N I
ترین‌های قرآنی دنیا +عکس

قرآن راهنمای سعادت ما انسان هاست و باید بالاترین احترام را برای آن قائل باشیم. با نزدیک شدن به ماه قرآن لازم است تا با کمی از شگفتی های دنیای این کتاب بزرگ اشنا شوید.
قرآن کتاب مقدس مسلمانان دنیا و همچنین بزرگترین راهنمای انسانیان است. ما مسلمانان بیشترین احترام را برای قرآن قائل هستیم و به هر راهی که شده سعی در ارج نهادن آن می کنیم. در تمام دنیا قرآن به یک شکل و زبان منتشر می شود اما برخی از عاشقان قرآن دست به کارهای جالب زده و قرآن های سبک خاص را درست می کنند. این قرآن ها در متن تفاوتی ندارند اما در وزن یا شکل با یکدیگر متفاوت هستند. در ادامه با 5 قرآن متفاوت که در دنیا وجود دارد آشنا خواهید شد:

** بزرگترین قرآن دنیا

در سال 2011 یک خطاط افغانی از بزرگترین قران دنیا رونمایی کرد. او برای نوشتن این قرآن نزدیک به پنج سال زمان صرف کرده است که در این مدت از 9 نفر از شاگردانش نیز کمک گرفته است. "محمد صابر خضری" این قرآن را در قطعی به طول دومتر و 28 سانتی متر و عرض یک متر و 55 سانتی متر به خاطر نذرش درست کرده است. این قرآن با هزینه نیم میلیون دلاری ساخته شده و 500 کیلوگرم وزن دارد. 

** کوچکترین قرآن دنیا

نوشتن همه اطلاعات قرآن در یک نقطه کوچک کاری بسیار سخت است اما یک هنرمند لبنانی توانسته است این کار را به طرز جالبی انجام دهد. او قرآنی نوشته که تنها 2.5 سانتی متر است و نسخه ای کامل از قران اصلی است و هیچ جا افتادگی در آن دیده نمی شود. این قرآن 604 صفحه دارد و همه آن با دست نوشته شده است. 

** قرآن نفیس بندانگشتی

 سال گذشته در نمایشگاه قرآن تهران یکی از شگفت انگیزترین قرآن ها رونمایی شد. این قرآن که توسط انجمن نخبگان قرآن درست شده است به عنوان کوچکترین قرآن نفیس دنیا شناخته می شود. روی این قرآن بندانگشتی با جواهرات نایاب تزئین شده است و به خاطر ارزش بسیار زیاد آن در گاوصندوق ها امنیتی بانک مرکزی نگه داری می شود. 

** قرآن به دست خط امام علی (ع)

 
امیر المومنین علی (ع) یکی از کاتبان و حافظان قرآن کریم در زمان پیامبر(ص) بوده است همچنین ایشان قرآن هایی را به دست خود نوشته اند. این روزها یک قرآن وجود دارد که گفته می شود به دست خط آن حضرت باشد. قرآن منسوب به دستخط مبارک حضرت علی(ع) که بروی پوست آهو با خط کوفی کتابت شده است و آیات بر روی آن به خط کوفی نوشته شده اند از این رو است که احتمالات کارشناسان قوت گرفته است.

منبع : باشگاه خبرنگاران



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ترین‌های قرآنی دنیا +عکس ,
تاریخ :
بازدید : 57
نویسنده : H O S S E I N I
نقش برجسته امام علی علیه السلام در تفسیر قرآن

گرچه تفسیر مدون و مستقلی به نام تفسیر امام علی علیه السلام وجود ندارد، اما مطالب تفسیری فراوان آن حضرت در لابلای کتب روائی و تفسیری از طریق شاگردان آن حضرت نقل شده و در دسترس است .

گروهی از صحابه و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از رحلت او در تفسیر قرآن از شهرت بسزائی برخوردار بودند از جمله امیر مؤمنان علی علیه السلام، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب، زید بن ثابت، جابربن عبدالله انصاری و ... اما چنان که از شواهد تاریخی و کتب تفسیری به دست می آید، علی علیه السلام اعلم مردم پس از رسول گرامی اسلام به تفسیر قرآن و معارف اسلام بود و سنی و شیعه هر دو این معنی را در کتابهای تفسیری و تاریخی خود نقل کرده اند . چرا که آن حضرت در دامن پیامبر بزرگ شده و همیشه در کنار آن حضرت; هم در حضر و هم در سفر حاضر بود . او حتی در دوران تهجد و عبادت رسول خدا صلی الله علیه و آله در کوه حرا و نیز همراه او بود و از او جدا نمی شد . 
در این مورد ابن ابی الحدید می گوید: 
«در کتب صحاح روایت شده است که وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر نازل گردید، و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، علی علیه السلام در کنار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود» (1). 
گرچه در حال حاضر کتاب مدونی به عنوان تفسیر از امیرمؤمنان علیه السلام به چشم نمی خورد، اما مطالب تفسیری علی علیه السلام در کتابهای حدیثی و لابلای روایات پراکنده است . چون اوضاع سیاسی و اجتماعی آن روز به نحوی نبود که هر کسی بتواند در گرداگرد وجود امام حلقه بزند و تفسیر قرآن را بیاموزد، بلکه عده خاصی از یاران آن حضرت سینه خود را سپر کرده و توانستند تفسیر قرآن را از مولی الموحدین مستقیما فراگرفته و به نسلهای بعد از خود انتقال دهند . آنهم به صورت نقل روایت که بعدها آرام آرام این کار توسعه یافت و روایت را با درایت درهم آمیختند و اخبار و احادیث تفسیری را به صورت مدون درآوردند . 
یکی از فعالیتهای امام در دوران خلفا تربیت شاگرد بود چنانکه استاد پیشوائی می نویسند: 
«یکی از فعالیتهای امیر مؤمنان در دوران خلفا; تفسیر قرآن و حل مشکلات بسیاری از آیات و تربیت شاگردانی مانند «عبدالله بن عباس » بود که بزرگترین مفسر اسلام، در میان اصحاب به شمار می رفت » (2).

اقوال علما در باره اعلمیت علی علیه السلام به تفسیر
محمد حسین ذهبی از ابن عباس نقل می کند: «چیزی از تفسیر یاد نگرفتم مگر از علی علیه السلام » (3) و همچنین از ابونعیم در «الحلیة » نقل می کند که علی علیه السلام فرمود: «به خدا آیه ای نازل نشده مگر این که می دانم کجا نازل شده، درباره چه چیزی نازل شده، و ... چون خداوند به من قلب و فکری اندیشمند و زبانی جویا عطا کرده است » . و همچنین از ابن مسعود نقل شده که گفت: «قرآن براساس هفت حرف نازل شده، و هر حرفی هم ظاهری دارد و باطنی; و علی علیه السلام به ظاهر و باطن آن آگاه بود» (4). 
از عطاء بن ابی رباح (یکی از بزرگان محدثان و فقهای اهل سنت) سؤال می کنند: آیا در میان اصحاب محمد صلی الله علیه و آله عالمتر از علی بوده است؟ در پاسخ می گوید: «نه، به خدا کسی را عالمتر از علی نمی شناختم » . 
همچنین «سعید بن جبیر» (5) که خود یکی از مفسران بنام عصر تابعین و شیعی است، می گوید: «اذا ثبت لنا الشی ء عن علی علیه السلام لم نعدل عنه الی غیره » ; «وقتی مطلبی از علی علیه السلام برای ما ثابت می شد، از آن عدول نمی کردیم » (6). 
همچنین مرحوم کلینی در باب «انه کان شریکه فی العلم » (علی، شریک علم رسول خدا بود) آورده است: 
«... لم یعلم الله محمدا صلی الله علیه و آله علما الا و امره ان یعلمه علیا» . 
«... خدا هیچ علمی را به پیامبر نیاموخت مگر این که او را فرمان داد تا آن علم را به علی علیه السلام بیاموزد» (7). 
پس کسی که باب مدینه علم است و کلید علم پیامبر; قلم و بیان عاجز از وصف آن حضرت و علم او است لذا با اشاره مختصر به بیوگرافی اجمالی یکی از شاگردان ممتاز تفسیری آن حضرت یعنی ابن عباس، اکتفا می کنیم، تا عظمت استاد روشن شود . 
ابن عباس کیست؟
عبدالله بن عباس پسر عموی پیامبر و از مفسران بنام صدر اسلام و ملازم و شاگرد درجه یک امیرمؤمنان علی علیه السلام بود که به این شاگردی همیشه افتخار می کرد و اظهار می داشت من هرچه دارم از امیرمؤمنان است و سنی و شیعه به تفسیر او معتقدند . او گرچه هنگام رحلت پیامبر نوجوانی دوازده یا سیزده ساله بیش نبود (8) ، ولی چون در مکتب علی علیه السلام بزرگ شده و علم آموخته بود، لذا یکی از مفسران بزرگ عالم اسلام بشمار می رود (9). 
مفسر بزرگ شیعه مرحوم طبرسی درباره ابن عباس می نویسد: 
«عبدالله بن عباس حبر (10) امت و ترجمان قرآن و وارث دو سوم علم پیامبر بود که پیامبر در حق او دعا کرد و فرمود: «خدایا او را از آگاهان به دین و قرآن قرار ده » . لذا روایات مربوط به تفسیر (نزدیک به نصف احادیث تفسیری) به او مستند است » (11). 
ابن عباس در باره علم امیرمؤمنان امام علی علیه السلام می گوید: 
«علی علیه السلام علم علما علمه رسول الله صلی الله علیه و آله و رسول الله علمه الله فعلم النبی من علم الله و علم علی من علم النبی و علمی من علم علی علیه السلام و ما علمی و علم اصحاب محمد صلی الله علیه و آله فی علم علی الا کقطرة فی سبعة ابحر» (12). 
«علی علیه السلام علمی را آموخت که پیامبر آن را تعلیم داد و و پیامبر را خدا تعلیم داد; پس علم پیامبر از علم خدا و علم علی علیه السلام از علم پیامبر و علم من از علم علی علیه السلام است و علم من و علم اصحاب محمد صلی الله علیه و آله نزد علم علی علیه السلام مانند قطره ای از هفت دریا است » . 
-------------------------------------------------------
1) استاد پیشوائی، مهدی، سیره پیشوایان، صفحه 29، به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13، ص 208 
2) سیره پیشوایان، ص 71 . 
3) التفسیر والمفسرون، ج 1، ص 290 . 
4) همان، ج 1، ص 89 و 90 - مجمع البیان، ج 1، ص 7 . 
5) به خاطر وفاداریش نسبت به امیر مؤمنان علی علیه السلام به دست حجاج شهید شد . 
6) التفسیر والمفسرون، ج 1، ص 90 . 
7) اصول کافی، ج 2، ص 14، حدیث 1، چ 1392ه ق . 
8) معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 229 . 
9) دکتر سید محمد باقر حجتی، «تاریخ تفسیر و نحو» ، ص 27 - 30 . 
10) حبر: عالم صالح (المنجد) . 
11) مجمع البیان، ج 1، ص 7 . 
12) بحار، ج 89، باب 8، ح 83، ص 105، چاپ جدید . 
----------------------------------------
منابع مقاله: مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 9، فرج الله فرج اللهی؛



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نقش برجسته امام علی علیه السلام در تفسیر قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 69
نویسنده : H O S S E I N I
آثار و فضایل عجیب تلاوت قرآن

 


یک بررسی مقدماتی در جامعه ما به عنوان یک جامعه مسلمان نشان می دهد آنچنان که شایسته است قرآن مجید در زندگی ما حضور ندارد و این در حالی است که حتی در تلاوت ساده قرآن آثار و فواید ارزشمندی است که ما کمتر بدان آگاه هستیم.
بدون شک سبک زندگی دینی مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن به عنوان کتاب دینی ما و تعمق در آیات آن است. به همین دلیل است که کمتر این کتاب آسمانی در زندگی ما جا دارد. در حالی که خداوند حكیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، كلامی و قرآنی كه مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی كه مایه هدایت و راهنمایی است و رحمت برای مومنان است. این پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این كتاب بزرگ آسمانی كه جامع همه نعمت ها است باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات 58-57)
گذشته از بحث اساسی تر تعمق در قرآن در خود خواندان و تلاوت این کتاب الهی، فضائل، آثار و فواید دنیایی و آخرتی فراوانی وجود دارد؛ باروری ایمان، تخفیف گناهان، درمان بیماری های روحی و روانی، عمر با بركت، استجابت دعا، صفای خانه، رفع غم و اندوه، پیمودن درجات كمال و ترقی از جمله پاداش های تلاوت قرآن است.

كفاره گناهان
انسان در زندگی گاه دچار گناه و لغزش های كوچك و بزرگ می شود كه برخی از آنان كفاره دارد، تلاوت قرآن كفاره گناهان است. قرآن بخوان كه خواندن قرآن كفاره گناهان، سپر آتش و امان از عذاب الهی است. (وسایل الشیعه، ج4، ص 839)

بارور شدن ایمان
امیرالمومنین امام علی (ع) فرموده: تلاوت قرآن، مایه باروری ایمان است (غررالحكم و دررالكلم ص 263)؛ یكی از راه های موثر در رشد و باروری ایمان در هر فرد قرائت قرآن است.

گفتگو با خداوند
برای انسان مومن و با ایمان چه چیزی می تواند زیباتر از سخن گفتن با خداوند باشد و چه واسطه ای و همكلامی بهتر، كه آن قرائت قرآن است. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: هر كه دوست دارد با خدایش سخن بگوید قرآن بخواند. (كنزالعمال، ج 21 ص510، ح 2257)

منور شدن منازل
خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی كند؛ خانه ای كه زیاد در آن قرآن تلاوت شود خیر و بركتش فزونی یابد به اهلش فراخی رسد و نورش به اهل آسمان روشنایی دهد؛ بدان سان كه ستاره های آسمان به اهل زمین، روشنایی دهند (اصول كافی، ج 2، ص 610)
چه بسیار افرادی هستند كه در زندگی خود نورانیت آشكاری با تلاوت قرآن احساس كرده اند و روزی و بركت خود را مدیون قرآن هستند.

زدودن زنگار از قلب
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: قلوب شما همانند آهن، زنگار می گیرد. پرسیدند جلا دهنده آن چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن (كنز العمال، ج 2، ص 241، ح 3924). قلب انسان در مراحل مختلف زندگی دچار زنگارهایی می شود و اگر برای جلا دادن آن اندیشه ای نداشته باشیم هلاكت حتی به سراغ مان می آید كه یكی از بهترین این راه ها برای پاك كردن زنگارها قرائت قرآن است.

قرار گرفتن در شعاع نور نبوت
كسی كه قرآن بخواند شعاع نور نبوت او را فرا می گیرد با این تفاوت كه به او وحی نمی شود. (اصول كافی، ج 2، ص 610)
انسان هایی كه قلب پاك و رستگاری دارند و خود را از هر گونه گناه و آلودی دور می دارند در هنگام قرائت قرآن پاداش های فراوانی نصیب شان می شود.

قدرت عظیم
قرآن قدرت و نیروی عظیمی است برای كسی كه آن را دوست بدارد و بنا و ساختمان محكمی است كه پایه های آن منهدم نمی گردد و قرآن قدرتی است كه پیروان و یارانش شكست ناپذیرند و دریایی است كه اعماقش را نمی توان درك نمود.

قرآن تنها سنگر و پناهگاه

رسول خدا(ص) فرمود: زمانی كه فتنه ها به پا خاست به طوری كه نتوانستید اسلام ناب و خالص را تشخیص دهید، (مانند شب تاریكی كه نمی توان راه را تشخیص داد) بر شما لازم است كه به قرآن مراجعه كنید. (بحارالانوار، ج 92، ص17)



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آثار و فضایل عجیب تلاوت قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 73
نویسنده : H O S S E I N I

با توجه به آیات و روایات، شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟

به عنوان مقدمه باید گفت که در روایات مختلفی عترت، همتا، همطراز و شریک قرآن معرفی شده است.
پیامبر(ص) در این باره فرموده است: «إنی قد ترکت فیکم الثقلین کتاب الله و أهل بیتی فنحن أهل بیته»؛ من کتاب خدا و اهل بیتم را دو میراث در نزد شما مى‏ نهم.[1]
در یکی از زیارت‌های امام حسین (ع) در خطاب به آن امام آمده است: "السلام علیک یا امین الرحمن، السلام علیک یا شریک القرآن، السلام علیک یا عمود الدین،...".[2]
ظاهر این گونه احادیث آن است که این دو یک حقیقت هستند و هیچ کدام بر دیگرى برترى ندارند.
این درحالی است که در برخی متون روایی دیگر از قرآن با عنوان ثقل اکبر و از عترت با عنوان ثقل اصغر یاد شده است مانند این که در روایتی آمده است: ««إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی وَ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»؛ من کتاب خدا و عترتم را دو میراث در نزد شما مى‏ نهم، اگر به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد. یکى از آن دو بزرگ تر از دیگرى است. آن دو، یکى کتاب خدا است که (مانند) ریسمانى است آویخته از آسمان (از نزد خدا) به سوى زمین (شما)، و دومى خاندان؛ یعنی اهل بیتم هستند. با خبر باشید که این دو هرگز از یک دیگر جدا نمى‏ شوند، تا در کنار حوض کوثر (میعادگاه بزرگ قیامت)، به نزد من آیند.[3]
امام على (ع) نیز مى‏ فرماید: «به ثقل أکبر، یعنی قرآن عمل کردم و ثقل أصغر را در میان شما گذاردم».[4] آیا این تعبیرات دلیل برترى قرآن بر عترت نیست؟ و آیا این گونه روایت با همتایی قرآن و عترت منافات ندارد؟
در برخورد با این سؤال برخی از بزرگان گفته اند: اگرچه امام «قرآن ناطق» است و بر ظاهر قرآن برتری و تفوق دارد، اما چنین تفوقی، صرفا نسبت به قرآن ظاهری و در دست مردم است، ولی امام نسبت به قرآن حقیقی و آنچه که کلام الاهی است، خاضع بوده و معلم و مروّج آن است؛ یعنی قرآن از آن جهت که کلام و پیام الاهی است بر اهل بیت(ع) تقدم دارد.
به عبارت دیگر؛ قرآن بر دو امر اطلاق می شود: نخست، نسخه چاپ شده یا خطی موجود در دست مردم؛ و دیگری آنچه به واسطه جبرئیل (ع) بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است و نسخ چاپی یا خطی از آن حکایت می کنند. این همان است که ائمه جان خویش را برای بقای آن و عمل به آن قربانی نموده اند. و این همان ثقل اکبر است و با بقای بعضی نسخ آن نیز باقی می ماند. اهل بیت (ع) ثقل اصغر هستند. اما نمی توان قرآن را در معنای نخست که بر هر نسخه ای اطلاق می شود، با منزلت اهل بیت (ع) مقایسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و این قرآن صامت و اگر بین حفظ امام (ع) و یا عمل به دستور او از طرفی و حفظ برخی نسخ چاپی یا خطی قرآن از طرف دیگر مردد بود، پس حتما می بایست بر حفظ امام اقدام نموده و دستور او را مقدم بر حفظ نسخه هایی از قرآن کرد و نباید به بهانه رعایت احترام قرآن، از فرمان امام سرباز زد، موضوعی که متأسفانه در قضیه صفین اتفاق افتاد.[5]
برخی بر آنند: قرآن، ثقل اکبر است؛ چون کلام خدا است و همه انبیا و اولیا مبعوث شده اند که پیام هاى خدا را به مردم برسانند و احکام عملى آن را اجرا کنند؛ قهراً حجت اکبر خواهد بود. اگر در روایتى، ثقلین به دو انگشت تشبیه شده است، مقصود آن است که بین آن دو جدایى نیست.[6]
برخی نیز گفته اند: قرآن بدون عترت و عترت بدون قرآن انسان را به مقصد نمی رساند. قرآن و عترت، دو تعبیر از یک عنوان هستند، در واقع یک حقیقتند که به دو شکل تجلى یافته‏اند. قرآن و عترت هر دو وحی و سخن الاهی اند که روز و شب با مردم سخن مى‏ گویند؛ یعنی عترت قرآن متمثل است. به همین جهت همان گونه که سخن قرآن حجت و معتبر است، ‏سخن عترت نیز حجت و معتبر است.[7] هر دو یک عروة الوثقى، یک صراط مستقیم و هر دو حق محور[8]، هستند.
به عبارت دیگر؛ این تعبیر در صدد بیان برترى قرآن بر عترت نیست؛ زیرا قرآن و عترت هر دو منبع معارف الاهى هستند و هر دو از ویژگى‏ هاى همطراز بهره‏ ورند، بلکه این تعبیر که قرآن را ثقل اکبر مى‏ نامد در مورد سند و اعتبار روایات مأثور از عترت است. قرآن چون کلام خدا است اعتبارش بالذات است، نیاز به تایید دیگرى ندارد، اما اعتبار سخن دیگران نیازمند تایید معتبر بالذات مانند قرآن است؛ یعنی در مقام اثبات، اعتبار سخنان عترت مستند به اعتبار قرآن است؛ زیرا قرآن است که سخن رسول الله (ص) را اعتبار مى‏ دهد و مى‏ فرماید: «ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»؛ آنچه رسول بدان امر مى‏کند، برگیرید و از آنچه شما را بر حذر مى‏ دارد، دورى کنید. [9]
قرآن با این بیان سخن رسول الله (ص) را اعتبار داد و رسول الله (ص) فرمود: «انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى». از این دو مقدمه این نتیجه حاصل مى‏ شود که عترت همانند و همتاى قرآن معتبر است. گرچه اعتبار سخن رسول الله (ص) به تایید قرآن است. به همین جهت قرآن ثقل اکبر و عترت ثقل اصغر عنوان شده است، لیکن این تعبیر با همطرازى قرآن و عترت در فضایل ناسازگارى ندارد.[10]
اما به نظر می آید که برای فهم روایاتی که در این زمینه وجود دارد باید چند نکته مورد توجه قرار گیرد:
1. بدون تردید حقیقت قرآن و اهل بیت در نزد خداوند بوده و از نوعی اتحاد برخوردارند. این حقیقت در وجود پیامبر(ص) به ودیعت گذاشته شده و در دو قالب به ظاهر متفاوت تجلی یافته است که از یکی به قرآن و از دیگری به اهل بیت (ع) تعبیر آورده می شود و به عنوان ماترک پیامبر(ص) اعلام شده اند. در برخی از روایات وارده آمده است که پیامبر (ص) در جریان معرفی ثقلین فرمود:
«أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَإِصْبَعَیَّ هَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتِهِ وَ الْوُسْطَى فَتَفْضُلُ هَذِهِ عَلَى هَذِهِ» خداوند به من خبر داده که آن دو از هم جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند چون این دو انگشت من (هر دو انگشت سبابه را بهم نزدیک نمود). نمی گویم مانند این دو انگشت (اشاره بانگشت سبابه و وسطى کرد) که یکى از دیگرى برتر باشد .[11]
2. اگر چه ممکن است برخی از روایات به نکته اول اشاره داشته باشد، اما در برخی دیگر که به اکبر بودن قرآن تصریح شده، شواهد و قراینی وجود دارد که در ای جا مقایسه ای بین حقیقت قرآن و حقیقت انسان کامل یعنی حقیقت ولایت[12]، صورت نگرفته است و همچنین روایت نخواسته است مقایسه ای بین وجود عنصری اهل بیت و وجود کتبی (قرآنی که بر روی کاغذ نوشته شده است و از مفاهیم و حقایق قرآنی حکایت می کند) و لفظی (قرآنی که قرائت می شود) قرآن کند؛ زیرا از این دو یکی بر دیگری برتری ندارد، علاوه روایت خواسته ماترک پیامبر را به مردمی که در محضر پیامبر(ص) بودند معرفی کند. به یقین اگرچه حقیقت قرآن و حقیقت ولایت و همچنین وجود لفظی قرآن و وجود عنصری اهل بیت به یک معنا ماترک آن حضرت به حساب می آیند، اما خیلی بعید است که مراد پیامبر(ص) در چنین جمعی بیان این معنای عمیق باشد، بلکه پیامبر(ص) خواستند به این نکات اشاره نمایند:
الف. آموزه های قرآنی که قرآن لفظی حکایت کننده از آن است و اهل بیت مفسران آنند؛ ب. از آموزه های اهل بیت، فاصله نگیرید. روشن است که در این مقایسه نیز سخن قرآن با سخن اهل بیت در یک رتبه هستند و هر دو مانند آنند که از یک متکلم صادر می شوند[13]، اما از آن جایی که سخنان اهل بیت اعتبارش را از قرآن می گیرد، ثقل اصغر محسوب می شود؛ یعنی در مقام اثبات، این قرآن است که معصومان(ع) معرفی می کند و به سخنان آنان حجیت می دهد و از سویی دیگر مستندی برای کلمات معصومان (ع) قرار می گیرد. از این جهت می توان از قرآن به ثقل اکبر تعبیر کرد.
3. اگر مقایسه ای بین قرآن کتبی یا لفظی و اهل بیت (ع) صورت گیرد، بر اساس آموزه های دینی به یقین معصومان نسبت به وجود لفظی و کتبی قرآن، برتری دارند و ثقل اکبر محسوب می شوند؛ زیرا آنان باید حقایق نهفته در قرآن کتبی یا لفظی را شرح دهند که اگر آنان نبودند حقایق قرآن به دست مردم نمی رسید. و این است سرّ این برخورد حضرت علی (ع) با قرآن هایی که در جنگ صفین بالای نیزه شد.[14]
________________________________________
[1]. صفار، محمد بن حسن بن فروخ، بصائرالدرجات ص : 414، یک جلد، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1404 هجرى قمری.
[2] نک: ابن طاووس، اقبال الاعمال، تحقیق جواد القیومی الاصفهانی، ج 3، ص 341، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، محرم الحرام 1416.
[3] مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 23 ، ص 106، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان‏، 1404 هـ ق؛ در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود: پیامبر(ص) در آخرین خطبه خود، فرمان داد که به قرآن و به آل محمد اقتدا شود و فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ الثَّقَلَ الْأَکْبَرَ وَ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ فَأَمَّا الْأَکْبَرُ فَکِتَابُ رَبِّی وَ أَمَّا الْأَصْغَرُ فَعِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی فَاحْفَظُونِی فِیهِمَا فَلَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا»؛ عیاشی، ابى نصر محمّد بن‏مسعود، تفسیرالعیاشی، ج1، ص5، ، تحقیق: سید هاشم رسولى محلاتى‏، چاپخانه علمیه‏، تهران‏، 1380 هـ ق‏. در این باره نک: طبرسى‏، الاحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص60، چاپ اول‏، مرتضى‏، مشهد، 1403 هـ ق؛ شیخ مفید، الأمالی، ص135، یک جلد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، 1413 هـ ق؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص43، یک جلد، مکتبة الصدوق، تهران، 1397 هـ ق؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج‏74، ص277.
[4]. «أَنَا أَ لَمْ أَعْمَلْ فِیکُمْ بِالثَّقَلِ الْأَکْبَرِ وَ أَتْرُکْ فِیکُمُ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ...»؛ نهج البلاغة، خطبه 87، ص120. 
[5] نک: تعلیقه آیت الله تبریزی بر کتاب: صراط النجاة فی أجوبة الاستفتاءات، ج 2، ص 566‌و 567، قم، دار الاعتصام للطباعة و النشر، 1417 ه ق ؛ نک: مجله انتظار موعود، شماره 19 : مهدویت در قرآن – سرمقاله.
[6]. سبحانی، جعفر، مقصود از ثقل اکبر و اصغر .
[7] «ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى» نجم،4.
[8]. همان گونه که قرآن حق محور است و باطل در آن راه ندارد: «لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه» (فصلت،42)، عترت نیز حق محور است ‏باطل در گفتار و رفتار و موضع‏گیرى عترت راه ندارد: « عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ مَعَهُ حَیْثُ مَا دَار» مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج28، ص369. «الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ ، لَا یَفْتَرِقَانِ حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»؛ همان، ج29، ص17.» همچنین نک: امینى، علامه عبد الحسین، الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب،،ج 3،ص 177، چاپ اول‏، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة‏، قم، 1416 هـ ق.‏
[9] .حشر،7.
[10]. نک: احمدى، حبیب الله، امام على (ع) الگوى زندگى، ص 73، انتشارات فاطیما، قم ، تاریخ نشر: چاپ اول، 1378 ه ش.
[11]. بحارالأنوار ج : 23 ص : 130
[12]. در باره حقیقت انسان کامل و آگاهی از این حقیقت، نک: ترخان، قاسم، مهر ماه، چاپ اول، انتشارات چلچراغ، 1389 ه ش.
[13]. ما معتقدیم که علم و دانش معصومان‏ به مراد جدى کلام خداوند در قرآن و حقایق دین از ناحیه خود خداوند و بدون واسطه الفاظ حاصل شده است؛ یعنی علم آنها علم لدنى است و از این جهت سنت معصومان و آیات قرآن به منزله کلام متکلم واحدی هستند که برای فهم دین می¬توان به آنها استناد کرد. برای آگاهی بیشتر، نک: ترخان، قاسم، شخصیت و قیام امام حسین(ع)، ص 150 ، چاپ اول، انتشارات چلچراغ، 1388ه ش.
[14]. حضرت علی (ع) در هنگامی که معاویه دستور داد مصاحف قرآن را بالای نیزه کنند، فرمود: «إِنَّهُمْ لَمْ یُرِیدُوا الْقُرْآنَ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ امْضُوا عَلَى بَصَائِرِکُمْ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوا تَفَرَّقَتْ بِکُمُ السُّبُلُ وَ نَدَمْتُمْ حَیْثُ لَا تَنْفَعُکُمُ النَّدَامَه»؛ آنان طالب قرآن نیستند، از خدا بترسید و چشمتان را باز کنید و اگر آگاه نشوید؛ پراکنده خواهید شد و راه را گم مى‏کنید و پشیمان مى‏شوید، ولى پشیمانى برایتان سودى ندارد. دیلمى، شیخ حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 225، ناشر: شریف رضى، مکان چاپ: قم، سال چاپ: 1412 ق، نوبت چاپ: اول.
منبع : شفقنا



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: با توجه به آیات و روایات، شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟ ,
تاریخ :
بازدید : 97
نویسنده : H O S S E I N I
چگونه قرآن بخوانیم

شرايط و آداب تلاوت قرآن‏

رمضان ماه قرآن و بهره مندی از معانی و مفاهیم بلند و عمیق آن است . و بی شک دانستن این مفاهیم در رسیدن انسان به کمال موثر است.
چکیده‌ای از آداب تلاوت قرآن را از معراج‌السعادة مرحوم نراقی نقل می‌کند.
ثواب تلاوت قرآن و قدر فضيلت آن از حدّ بيان افزون است. 
از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مروى است كه: «هيچ شفيعى در روز قيامت بلند مرتبه ‏تر از قرآن نيست، نه پيغمبرى و نه ملكى و نه غير اين‏ها».
 و فرمود كه: «خداى - تعالى - هزار سال پيش از آنكه عالم را خلق كند سوره طه و يس را خواند، چون ملائكه آن را شنيدند گفتند: خوشا به حال امّتى كه اين آیات بر آنها  نازل شود. و خوشا به حال سينه‏هايى كه اين‏ها را حفظ كند. و خوشا به حال زبانهايى كه اين‏ها را بخواند».

جلای قلب با قرآن

و نيز از آن حضرت روایت شده است كه: «دلها زنگ مى‏گيرد همچنان كه آهن زنگ مى‏گيرد. شخصى عرض كرد: يا رسول اللّه جلاى آن با  چه چيز است؟ فرمود: تلاوت قرآن و ياد مرگ». 
احاديث ثواب قرائت قرآن  بى‏حدّ و حصر است. چراکه قرآن كلام پروردگار است كه حضرت روح الأمين حامل آن بوده ، و بر سيّد المرسلين نازل شده است.

تاملی در قرآن –توصیه ای از مرحوم نراقی 
دركلامى كه بلا واسطه از خدا صادر شده باشد، و لفظ آن از غايت  وفصاحت به حدّ اعجاز رسيده باشد تأمّل و تفکر كن . معنای قرآن  مشتمل بر اصول حقايق معارف و مواعظ و احكام، و متضمّن مفاهیم دقیق تربیتی است .
كسى كه از اهل ايمان باشد و مواظبت بر تلاوت آن  نماید و آداب و شرايط تلاوت را رعایت کند  آثار و فواید معنوی آن به او خواهد رسید.

 آداب ظاهريّه قرائت قرآن‏

نخست اینکه با وضو باشد. و به طريق ادب، با سكون و وقار نشسته باشد، و پاى خود را در نزد قرآن دراز نکرده باشد . بلكه مانند كسى باشد كه  در نزد  فرد جليل الشّأن مى‏نشيند، يا مى‏ايستد. وباید قرآن را شمرده و به تأنّى بخواند. 
و از اين جهت است كه: در احاديث رسيده است كه: «هرگاه كسى در كمتر از سه روز، قرآن را ختم كند دانا نيست». در حديث ديگر است كه: «خوش ندارم كه كسى در كمتر از يك ماه، يك ختم قرآن كند». بلى در ماه مبارك رمضان، احاديث وارد است كه: «در هر سه روز، يك ختم بكند».
و از جمله آداب، آن است كه: گريه كند. 
اگر از ريا كردن ايمن باشد اندكى بلند بخواند،. و حقّ آيات را مراعات كند، بدين نحو كه: چون به آيه سجده رسد سجده كند. و چون به آيه عذاب رسد پناه به خدا ببرد. 
چون به آيه رحمت و ذكر نعيم بهشت رسید، آن را از خدا مسئلت نمايد. و چون به آيه‏اى رسیدی كه: مشتمل بر تسبيح يا تكبير پروردگار باشد تسبيح و تكبير او نماید. و چون به آيه دعا و استغفار رسد دعا و استغفار کند.

ذکر ابتدا و دعای پایانی قرآن

و در ابتداى قرائت بگويد: «أعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم». و از هر سوره كه فارغ شود بگويد: «صدق اللّه العلىّ العظيم و بلغ رسوله الكريم اللّهم انفعنا به و بارك لنا فيه الحمد للّه ربّ العالمين».

آداب باطنيّه قرائت قرآن‏

اوّل: متذكّر شدن به  عظمت كلام و علوّ مرتبه قرآن  و ياد آوردی فضل الهى و لطف اوبه  خلق خود، كه چنين كلامى را از عرش ، نازل نموده  و آن را به فهم بندگان خود نزديك ساخته و كلام خود را لباس حروف پوشانيده تا مخلوقان را طاقت شنيدن آنها باشد.  
و اگر حقيقت جمال كمال كلام خود را به لباس حروف نمی پوشانید  نه عرش را توانايى شنيدن آن بود و نه ما تحت الثّرى راتوان  درک آن را داشت . بلكه اجزاء دنیا  متلاشى می شد. 
«لَوْ أَنْزَلْنا ه ذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ 59: 21». يعنى: «اگر ما اين قرآن را بر كوهى فرو مى‏فرستاديم مى‏ديدى آن را كه ذليل مى‏شد و از هم شكافته مى‏گرديد». 
انسان چون از حمل كلام الهى قاصر و عاجز بود، لذا كلام او از عرش عظمت و جلال به درجه فهم انسان نزول كرد. و در حروف و اصوات تجلّى نمود. و صورت حروف به واسطه آن کلام  مشرّف گرديد. چنان كه بدن انسانى به واسطه تعلّق روح مجرّد به آن به مرتبه شرافت رسيد. 
دوّم: در وقت قرآن خواندن، متذكّر تعظيم صاحب كلام گردد و به یاد داشته باشد که : 
آنچه مى‏خواند كلام بشر نيست بلكه كلام خداوند علام و خالق شمس و قمر است.. و همچنان كه سزاوار نيست كه بى‏ طهارت دست بر جلد و ورق و كلمات آن بمالند، همچنين زبانهاى ناپاك كه كلمات ناشايست بر آنان جاری می شود  سزاوار نيست كه آن را بخوانند. وشایسته نیست که  دلهاى ملوّث به رذايل اخلاق به گرد  معانى آن بگردند. 
يكى از اكابر دين، چون قرآن را براى تلاوت  می گشود می گفت : «هذا كلام ربّى هذا كلام ربّى». يعنى: اين كلام پروردگار من است. اين كلام پروردگار من است، و بيهوش می شد. 
سوّم: با حزن و رقّت قلب تلاوت نمايد 
از حضرت امام جعفر صادق - عليه السّلام - مروى است كه: «قارى قرآن، محتاج به سه چيز است: دلى خاشع، و بدنى فارغ، و مكانى خلوت، زيرا هرگاه دل او خاشع باشد شيطان از او مى‏گريزد. و چون بدن او از مشاغل فارغ باشد دل او متوجّه قرآن خواندن مى‏شود و امری عارض نمى‏شود تا او را از نور قرآن و فوايد آن محروم سازد. 
و چون در مكان خلوتى باشد و از خلق كناره گرفته باشد، باطن او با خدا انس مى‏گيرد و حلاوت خطابهاى الهى را كه با بندگان صالحين خود كرده مى‏يابد، و لطف او را به ايشان مى‏داند. و چون از اين مشرب جامى نوشيد هيچ حالتى را بر اين حال اختيار نمى‏كند. و هيچ وقتى را از اين وقت  خوشتر نمى‏داند، زيرا در آن وقت بى‏واسطه در مناجات با پروردگار است».
 چهارم: حضور قلب و ترك افكار دنيويّه و وسوسه های باطله در وقت تلاوت قرآن . 
پنجم: تدبّر در معانى قرآن. 
خداى - تعالى - مى‏فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ امْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها 47: 24». يعنى: «آيا تفكّر و تدبّر در معانى قرآن نمى‏كنند يا بر دلهاى ايشان قفلها زده‏اند؟». 
اگر نمی تواند در قرآن  تدبّر كند مگر اينكه آيه راتکرار كند سزاوار آن است كه آیات را چندین بار تکرار  نمايد. 
و بزرگان دین چه بسا  هنگام تلاوت قرآن در يك آيه، مدّتى توقّف مى‏كرده‏اند. 
ششم: به  فهم معنى ظاهر اكتفا نكند، بلكه سعى كند تا حقيقت معنى بر او روشن شود. پس چون به آيه‏اى رسد كه مشتمل بر صفات الهى است مثل: 
«وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ 42: 11». [1] مثل: «هُوَ اللَّهُ الَّذى‏ لا الهَ الا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ 59: 23». [2] در معانى اين اسماء و صفات نيكو تأمّل كند و شايد كه اسرار آنها بر او آشکار  گردد. 
و چون به آياتى رسد كه  افعال الهى در آنها  ذکر شده  از خلقت آسمان‏ها و زمين و ملائكه و ستارگان و كوهها و حيوانات و نباتات و ابر و باد و باران و غير اين‏ها پس از اين‏امور ، عظمت و جلال الهى را ياد آورد. و در هر فعلى، فاعل آن را ملاحظه كند. 
و چون به آيه‏اى برسد كه  مشتمل بر وصف بهشت يا دوزخ و احوال آخرت باشد، متذكّر اين مطلب گردد كه  آنچه در اين عالم است از نعمتها و بلاها در پيش نعمت و بلاى آخرت ارزش و جایگاهی  ندارد. پس از آن به عظمت خدا پى ببرد. و در دل، متوجه خدا  شود، تا او را از عقوبات آن عالم نجات بخشد. و به نعيم و لذّات آن برساند. 
و چون به آيه‏اى رسد كه: بيان نصرت و يارى اهل حقّ در آن است متذكّر قدرت الهى و علوّ حقّ او گردد. 
هفتم: خود را از آنچه مانع فهم معانى قرآن است نگاهدارد که  آن چند امر است: 
و از آن جمله: جمود بر تفسير ظاهر قرآن به  گونه ای که معتقد باشد  كه غير از اين تفسيرى براى قرآن  نيست. و از اين رو در اخبار از آن منع شده است. 
بیش از اندازه  همّت و ذهن و فهم خود را در تحقيق حروف و مخارج آن و ساير امورى كه متداول ميان قاريان است صرف نکند، زيرا اکتفا بر اين  امر، مانع از فهميدن معانى آن است. 
اصرار بر گناهان ظاهريّه و باطنيّه و پيروى شهوات، كه باعث تاريكى دل و محروم شدن  از كشف اسرار حقايق و تابيدن انوار معارف حقّه است در آن پرهیز کند. 
هشتم: هر خطابى كه در قرآن ملاحظه كند چنان تصوّر كند كه: خطاب به اوست و او مقصود از آن خطاب است. و هر قصّه از قصص انبياى سابقين را مشاهده نمايد یقین كند كه مقصود از آن، عبرت گرفتن اوست نه محض قصّه خوانى و حكايات، زيرا كه  جميع قرآن، هدايت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمايى عالميان است. 
جامع السعادات –مرحوم نراقی

منبع : خبرگزاری حوزه



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: چگونه قرآن بخوانیم ,
تاریخ :
بازدید : 76
نویسنده : H O S S E I N I
فضیلت و خواص سوره مبارکه ممتحنه

شصتمین سوره قرآن کریم ممتحنه ونام های دیگر آن «الامتحان، الموده» (۱) می باشد. این سوره شریفه در مکه نازل شده و ۱۳ آیه دارد.
در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر کس سوره ممتحنه را قرائت نماید تمام مؤمنان از زن و مرد، از او شفاعت می کنند. (۲)

امام سجاد علیه السلام نیز در این باره فرمودند: کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کند خداوند قلب او را برای ایمان اماده می کند و چشمان اورا نورانی کرده و هیچ گاه به فقر و نیازمندی مبتلا نمی کند و قاری این سوره و فرزندان او به بیماری جنون مبتلا نمی شوند.(۳)
از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده: هر کس این سوره را قرائت نماید فرشتگان بر او درود فرستاده و برای او طلب بخشش می کنند و اگردر همان روز قرائت سوره ممتحنه، از دنیا برود شهید از دنیا رفته است و مؤمنان در روز قیامت شفیع او خواهند بود.(۴)

آثار و برکات سوره

۱) درمان بیماری طحال و جلوگیری از بیماری
هر کس این سوره را بنویسد و پس از شستن، سه روز پی در پی از آب آن بنوشد، اگر بیماری طحال داشته باشد بهبود می یابد و از درد و زیادشدن بیماری جلوگیری می کند. (۵)
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: اگر سوره ممتحنه را بنویسد و پس از شستن سه روز متوالی از آب آن بنوشد به اذن خداوند آن بیماری از او دفع می شود.(۶)
۲) جهت تحبیب و عشق
دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت بعد از «حمد»، هفت مرتبه آیه شریفه(۷ سوره ممتحنه) را بخواند و پس از سلام ابتدا هفت مرتبه بگوید: «اللهمَ لَیِّنْ قَلْبَ فلان بن فلان کما لَیَّنْتَ الحَدیدَ لِداود.» و بعد سیصد مرتبه بگوید: «یا حبیبَ المُدَّبِرین حَبِّب مَحَبَّتی علی قلب فلان بن فلان». (۷)
_________________
پی نوشت:
(۱) درمان با قرآن ص۱۱۶
(۲) مجمع البیان، ج۹، ص ۴۴۳
(۳) ثواب الاعمال، ص۱۱۸
(۴) تفسیرالبرهان، ج۵، ص ۳۵۱
(۵) همان
(۶) همان
(۷) قرآن درمانی روحی و جسمی، ص ۲۵۰ به نقل از عشق و محبت ص ۷۵
منابع:«قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی ، درمان با قرآن، محمدرضا کریمی»

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: فضیلت و خواص سوره مبارکه ممتحنه ,
تاریخ :
بازدید : 64
نویسنده : H O S S E I N I

«ختم قرآن» یكی از بهترین عملها

 

بیشتر كسانی كه با قرائت قرآن آشنا هستند روزانه مقداری از قرآن را می‎خوانند و یا حداقل چند بار در هفته مقداری از وقت خود را به تلاوت قرآن اختصاص می‎دهند.[1] و معمولاً هنگام خواندن، از جاهای مختلف قرآن تلاوت می‎كنند. پیشنهاد ما به عزیزان دوستدار قرآن این است كه هنگام تلاوت از ابتدای قرآن شروع كرده و سوره‎ها را به ترتیب بخوانند تا موفق به ختم قرآن شوند.[2] در این صورت با یك عمل به دو پاداش می‎رسند: یك پاداش برای قرائت قرآن و پاداش دیگر برای ختم قرآن. پیشوایان بزرگوار اسلام ختم قرآن را یكی از بهترین عبادت‎ها شمرده‎اند. 
شخصی به نام «زُهَری» از امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ می‎پرسد: (در میان عبادات) چه عملی فضیلت زیادی دارد؟ 
امام می‎فرماید: 
اَلْحالُّ الْمُرْتَحِل، قُلْتُ: وَ مَا الْحالُّ الْمُرْتَحِل؟ قالَ: فَتَحَ الْقُرْآنَ وَ خَتَمَهُ، كُلَّما حَلَّ فی اَوَّلِهِ ارْتَحَلَ فی آخِرِهِ.[3] 
عمل حال مرتحل (در آید و كوچ كند)، گفتم: حال مرتحل چیست؟ فرمود: خواندن قرآن را آغاز كند و به انجام رساند و هر زمانی كه از اوّل قرآن شروع كرد تا آخر برساند. 
دعای مستجاب برای ختم كننده قرآن: 
امام صادق ـ علیه السّلام ـ از رسول بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود: 
اَلْفاتِحُ الْخاتِمُ الَّذی یَفتَحُ الْقُرْآنَ وَ یَخْتِمُهُ، فَلَهُ عِنْدَ اللهِ دَعْوَهٌ مُسْتَجابَهٌ.[4] 
باز كننده ختم كننده‎ای كه قرآن را باز كند و آن را ختم كند، نزد خدا برای او دعای مستجابی است. 
فضیلت ختم قرآن در مكّه 
یكی از اعمالی كه در سفر مكّه و خانه خدا بدان سفارش زیادی كرده‎اند ختم قرآن كریم است. ای كاش همه كسانی كه به مكّه معظّمه و زیارت بیت الله الحرام مشرّف می‎شدند قدر این سفر لحظه لحظه‎های آن را می‎دانستند و به جای گردش در خیابانها و خریدهای خارج از حدِّ متعارف، برای آخرت خود توشه بر‎می‎گرفتند.
در این زمینه ما به یك روایت بسنده می‎كنیم پنجمین امام شیعیان حضرت محمّد باقر ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید:

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: «ختم قرآن» یكی از بهترین عملها ,
تاریخ :
بازدید : 80
نویسنده : H O S S E I N I

 

توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا». 
شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم علیه السلام و اطاعت از اوست.
در این مقاله مطالبی را در ارتباط با سوره توحید تقدیم شما عزیزان می کنیم: 
شناسنامه خداوند، سوره ی مبارکه توحید (قل هو الله أحد) است که در آن از توحید پروردگار و یگانگی او سخن به میان آمده است؛ همان‌طور که در روایات متعددی از معصومان (علیهم السلام)، از آن با عنوان «نسبة الربّ» یاد شده است (الکافی، ج 1، ص 91)؛ مانند این‌که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «... سوره توحید بیانگر نسبت (شناسنامه‏) پروردگار عزّوجلّ است». (من لا یحضره الفقیه ج 1، ص 470)
همچنین برای سوره «قل هو الله احد» نام‌هایی مانند «اخلاص» و «ولایت» نیز نقل کرده‌اند. و البته چون این سوره شامل خالص‌ترین عقاید توحیدی است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.

توحید چیست؟
توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا». 
شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.
در سفری که امام رضاعلیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شد، در مسیر راه وقتی به نیشابور رسید، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هدیه و رهنمود خواستند. 
امام رضاعلیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل کردند که خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در اَمان است.» 
آنگاه امام رضا علیه السلام فرمود: البتّه توحید شروطی دارد و من (که امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنی توحید بی‌ولایت پذیرفته نیست. 
در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهای عادلی که از هوی و هوس دورند، برویم. 
بنابراین توحید کامل، ایمان به یکتایی خداوند، دور کردن فکر و عمل از هر نوع شرک و پیروی از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهای عادل در زمان غیبت است.
در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌خوانیم که فرمود: " آیا کسی از شما عاجز است از اینکه یک سوم قرآن را در یک شب بخواند"؟! یکی از حاضران عرض کرد: ای رسول خدا! چه کسی توانایی بر این کار دارد؟! پیغمبر فرمود: اقرۆا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ:" سوره قل هو اللَّه را بخوانید"



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: کدام سوره شناسنامه خداوند است؟ ,
تاریخ :
بازدید : 102
نویسنده : H O S S E I N I
عزاداری در پرتو قرآن کریم

اشاره
بیان هر چیزی در قرآن کریم آمده است؛ چنان که می فرماید: و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکلّ شی ء(1) و فرو فرستادیم بر تو این کتاب را که روشنگر هر چیزی است. و تفصیل کل شی ء.(2)
این آیات شریفه بیانگر این است که قرآن کریم نسبت به هر چیزی حالت روشنگری دارد و چیزی از مسائل فردی و اجتماعی و دانش های مختلف نیست، مگر این که قرآن آن را بیان نموده است.
شاید برای برخی اذهان این پرسش پیدا شود که آیا قرآن کریم که خود جامع تمامی احکام و معارف و منبع شناخت دین می باشد، از عزاداری و سوگواری سخن گفته است؟ و آیا در قرآن شاهد و قرینه ای بر اثبات یا نفی عزاداری و یا تقسیم آن به انواعی وجود دارد؟ در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که مشروعیت، بلکه رجحان عزاداری و اقسام آن را اثبات می کند. در این نوشتار مختصر، برآنیم تا با مطالعه و تدبر در آیات روح بخش قرآن کریم به چند نمونه اشاره کنیم: 
الف) عزاداری فریاد ستمدیدگان علیه ستمگران
قرآن کریم می فرماید: لا یُحبُّ اللهُ الجَهْرَ بالسُّوء مِنَ الْقَولِ إِلاّ مَن ظُلِم.(3) خداوند متعال فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد، جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند.
در این آیه شریفه دو فراز وجود دارد؛ نخست می فرماید: لا یحبّ الله ... خداوند متعال بدگویی و افشای عیوب دیگران را دوست ندارد؛ جز کسانی که به حقوقشان تجاوز شده است و این گونه افراد استثنا شده اند. دوّم: الاّ مَن ظلم، این فراز هشداری است به همه ستمگران که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده، بلکه چنین فریادی محبوب الهی قرار گرفته است. 
هر چند ظلم دارای اقسام و مراتبی است، مانند ظلم به نفس، ظلم به یتیمان و ...، اما بزرگ ترین ظلم، آن است که به حقوقی که خداوند برای برخی از افراد قرار داده است تجاوز شود. به بیان دیگر خداوند برای برخی از افراد حقّی قرار داده و آن حق ولایت و امامت است؛ (إِنَّما وَلیکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون)(4) به تحقیق سرپرست شما خدا و رسول و کسانی هستند که به خدا گرویده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
روشن است که تعدّی به حقّ خدادادی، بزرگ ترین ظلم است؛ زیرا سایر ظلم های فردی و تجاوزات اجتماعی از آن سرچشمه می گیرد، بنابراین ستیز با حاکمیت ولیّ خدا، و سایر ارزش ها، ظلم و ستمی بزرگ و نارواست. بی تردید امام حسین(ع) یکی از کسانی است که خداوند متعال حقّ ولایت و حاکمیت برای آن حضرت قرار داده است و یزید و یزیدیان جزو طاغوت اند و غاصب حاکمیت الهی؛ ازاین رو نباید مسلمانان اطاعت آنها را قبول کنند. براین اساس بود که مردم کوفه در نامه های خود اظهار داشتند که ما ولایت معاویه و یزید را نمی پذیریم و شما هر چه زودتر به سوی کوفه بشتابید. آن حضرت با همه مشکلات و موانع موجود، به دعوت آنان پاسخ مثبت داده و به سوی کوفه حرکت کرد؛ امّا دشمنان اهل بیت با تمام امکانات خویش در برابر نهضت کربلا ایستادند و با شهادت آن حضرت خسارت و ظلم بزرگی بر پیکر امت اسلامی وارد ساختند، به گونه ای که آثار شوم آن حادثه هنوز به چشم می خورد.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عزاداری در پرتو قرآن کریم ,
تاریخ :
بازدید : 68
نویسنده : H O S S E I N I

خداوند عالم در اولین آیات نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) به او فرمود: «برای پروردگارت صبر کن»! و آن حضرت در مسیر ارشاد انسانها و بطور کلی اجرای امر رسالت الهی، صبر عظیمی به کار می‌بست و در نتیجه مشکلات فراوان بوجود آمده را از میان برمی‌داشت. در آیات دیگری هم آن حضرت مأمور به صبرشده است.

خداوند عالم پاداش صبر عظیم رسول خدا(ص) را به او عطا کرد و آن عبارت بود از گرایش گروه گروه انسانها به دین خدا. 
صبر برای پروردگار در خاندان و فرزندان رسول خدا(ص) یعنی اهل‌بیت(ع) نیز جریان داشت. چون آنان وارث حقیقی و کامل علم، صفات و اخلاق کریمانه آن حضرت بودند. در این راه رفتارهای قهرمانانه‌ای از آنان ظهور می‌کرد که موجب شگفتی‌ها و تحسین زیادی شده است. یکی از موارد حادثه‌ای است که موجب نزول سوره انسان شد و آن حادثه به این صورت نقل شده است: 
حسن و حسین(ع) در سنین کودکی مریض شدند. رسول خدا(ص) با چند نفر از مؤمنان به عیادت آنان رفتند. آنان به امام علی(ع) گفتند: خوب است جهت بهبودی فرزندانت نذری کنی! 
امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) جهت بهبودی حال آنان، نذر کردند که سه روز روزه بگیرند. حال حسن و حسین(ع) بهبود یافت و اثری از مریضی در آنان نماند. امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) جهت وفای به نذر خود روزه‌ها را شروع کردند. و آن دو کودک هم به آنان پیوستند، چون آنان فرزندان آن پدر و مادر بزرگوار بودند و اخلاق و صفات کریمانه والدین در همان سنین کودکی در آنان نفوذ کرده بود. 
غروب روز اول جهت افطار مقدار اندکی نان جو که ارزان‌ترین و ساده‌ترین غذای آن روزگار بود، فراهم شده بود. گفته‌اند: غذای آن شب و دو شب بعد، از مقداری جو که نتیجه کار امام علی(ع) بود، تهیه شد. و بعضی‌ها گفته‌اند که آن حضرت آن مقدار مواد غذایی را از کسی قرض کرده بود تا بعداً برای او در مقابل آن قرض، کاری انجام دهد!

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پاداش صبر ,
تاریخ :
بازدید : 77
نویسنده : H O S S E I N I

1. عظمت قرآن کریم:

قال رسول اللّه:«فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل اللّه علی خلقه»  1
رسول خدا(ص) فرمود:«برتری قرآن کریم بر سایر سخنان،مانند برتری خداوند است بر بندگانش».

2.نگاه کردن به کلمات قرآن کریم:
قال رسول الله(ص):«النّظر فی المصحف من غیر قراءةٍ عبادةُ» 2
رسول خدا(ص) فرمود:«نگاه کردن به صفحات قرآن کریم(حتی بدون خواند آن) عبادت است».

3.تاثیر قرآن خواندن:
قال رسول الله(ص):«انّ القلوب تصدء کما یصدء الحدید فقیل یا رسول اللّه ما جلاءها،قال:تلاوة القرآن و ذکر الموت». 3
پیامبر اکرم(ص)فرمود:«به درستی که دلها زنگار می گیرند،آنچنان که آهن زنگار می‌گیرد،عرض شد یا رسول اللّه(ص) جلای آن با چیست؟فرمودند:تلاوت قرآن کریم و یاد کردن مرگ است».

4.تلاوت قرآن در خانه‌ها:
قال النبی(ص):«نوروا بیوتکم بتلاوة القرآن ولاتتخذوها قبوراً کما فعلت الیهود و النصاری،طوفی الکنائس و البیع و عطّلوا بیوتهم فانّ البیت اذا کثر فیه تلاوت القرآن کثّر خیره و التسع اهله و اضاء لاهل السماءكما تضيء النجوم السماء لاهل الدنيا 4» 
پیامبر اکرم(ص)فرمود:«نورانی کنید خانه‌های خود را با تلاوت قرآن کریم و آن را قبرستان قرار ندهید کما اینکه یهود و نصارا کردند،نماز در کلیساها خواندند و خانه‌های خود را معطل گذاشتند،پس به درستی اگر زیاد شود تلاوت قرآن در خانه‌ای خیر و وسعت برای اهل آن زیاد می‌شود و می‌درخشد و به اهل آسمان نور می‌دهد،آنچنان که ستاره‌های آسمان به اهل زمین نور می‌دهند و می‌درخشند».

5.کسانی که قرآن را به زحمت یاد می‌گیرند:
قال الصادق(ع):«ان الذی یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه (قلة حفظ) له اجران5». 
امام صادق(ع) فرمودند:«کسی که کشش حافظه‌اش کم است و با مشقت قرآن را فرا می‌گیرد دو اجر دارد».

6.قرآن آموختن جوان:
قال الصادق(ع):«من قرأ القرآن و هو شباب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه

6؛کسی که قرائت کند در حالی که جوان با ایمان باشد قرآن با گوشت و خونش آمیخته می‌شود».

7.عمل به دستورات قرآن:
قال رسول الله(ص):«ما امن بالقرآن من استحل محارمه». 7
پیامبر اکرم(ص)فرمود:«ایمان نیاورده است به قرآن کسی که حلال بداند چیزهایی را که قرآن حرام کرده است». 
پدیدآورنده: آمنه شاهنده

_________
1-    بحار الانوار : ج 89 ص 19
2-    بحارالانوار : ج 96 ص 65
3-    ميزان الحكمة : ج 3 ص 2616
4-    الكافي : ج 2 ص 610
5-    الكافي : ج 2 ص 606
6-    الكافي : ج 2 ص 603
7-    بحارالانوار : ج 74 ص 159



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: قرآن از دیدگاه معصومین(ع) ,
تاریخ :
بازدید : 61
نویسنده : H O S S E I N I

Image result for ‫تصویر نوشته های قرآنی‬‎

نکات و پیام های جزء هفتم قران کریم

به نام خدا

جزء هفتم قران از ایه 83 سوره مائده تا انتهای آن و 110 آیه نخست سوره انعام را در برمی گیرد:

در ادامه سوره مائده،همچنان موضوع اهل کتاب و احکام مطرح است:

1-احکام 

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد {87}

و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد {88}

خدا شما را به سوگندهاى بيهوده ‏تان مؤاخذه نمى‏ كند ولى به سوگندهايى كه [از روى اراده] مى‏ خوريد [و مى‏شكنيد] شما را مؤاخذه مى ‏كند 
و كفاره‏ اش خوراك دادن به ده بينواست
 از غذاهاى متوسطى كه به كسان خود مى‏ خورانيد يا پوشانيدن آنان يا آزاد كردن بنده‏اى و كسى كه [هيچ يك از اينها را] نيابد [بايد] سه روز روزه بدارد اين است كفاره سوگندهاى شما وقتى كه سوگند خورديد و سوگندهاى خود را پاس داريد اين گونه خداوند آيات خود را براى شما بيان مى ‏كند باشد كه سپاسگزارى كنيد {89}


اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد {90}

همانا شيطان مى‏ خواهد با شراب و قمار ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد پس آيا شما دست برمى ‏داريد {91}


و اطاعت‏ خدا و اطاعت پيامبر كنيد و [از گناهان] برحذر باشيد پس اگر روى گردانديد بدانيد كه بر عهده پيامبر ما فقط رساندن [پيام] آشكار است {92}


خداوند [زيارت] كعبه بيت الحرام را وسيله به پا داشتن [مصالح] مردم قرار داده و ماه حرام و قربانيهاى بى‏ نشان و قرباني هاى نشاندار را [نيز به همين منظور مقرر فرموده است] اين [جمله] براى آن است تا بدانيد كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مى‏داند و خداست كه بر هر چيزى داناست {97}


اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏ يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى‏ رساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام مى‏ داديد آگاه خواهد كرد 

سوره انعام

از ابتدای سوره بقره تاکنون همه سوره ها مدنی بودند و غالیا شامل ایات الاحکام و یا مواجهه با اهل کتاب و منافقان بود.

اما سوره های انعام واعراف مکی است و غالب ان احتجاج با مشرکین و کفار و بیان عقاید صحیح توحیدی و اخرتی است.

2-بیان عقاید صحیح 

و اگر خدا به تو زيانى برساند كسى جز او برطرف كننده آن نيست و اگر خيرى به تو برساند پس او بر هر چيزى تواناست {17}



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نکات و پیام های جزء هفتم قران کریم ,
تاریخ :
بازدید : 73
نویسنده : H O S S E I N I

وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَهَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا اگر بخواهید نعمت‌های خدا را بشمارید نمی توانید آنها را به شمارش درآورید (سوره نحل آیه 18)

در نقد اين نكات مي‌‌‌توان گفت: حمل آيه بر سخنان پيش‌گفته دليل اثباتي مي‌‌‌طلبد و حداكثر در حد يك احتمال قابل بررسي است. از سوي ديگر ادعاي وجود فاصلة طولاني ميان هريك از مراحل مطرح شده در آيه، با آياتي كه نسل انسان را منتهي به آدم و خلقت آدم را بدون واسطه از تراب مي‌داند سازگاري ندارد. همچنين مراحل مطرح شده در آياتي از اين دست، مربوط به مراحل تكوّن جنين در رحم است كه ميان هريك از آن مراحل فاصلة طولاني نبوده‌‌ است؛ خصوصاً با توجه به تعبير «فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً» در آية 14سورة مؤمنون كه روشن است مربوط به رحم است؛ زيرا در خارج رحم، حيوان استخواني فاقد گوشت وجود نداشته است تا بعداً بر وي گوشت پوشانده شود.100

د. «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً؛ (دهر: 2) ما انسان را از نطفه‏اى آميخته آفريديم، او را مي‌‌‌آزماييم پس وى را شنوا و بينا قرار داديم».

در بيان استدلال به آية مذكور گفته شده است: «1. كلمة نطفه، اگر مقصود آميزش دو مولد پدر و مادر بود، لزومي ‌‌براي به كار بردن امشاج كه كلمة جمع است به نظر نمي‌‌رسيد؛ مفرد از كلمة مزبور هم منظور را حاصل مي‌‌كرد. از كلمة امشاج چنين فهميده مي‌شود كه در تشكيل نطفة انسان، غير از مولدهاي نسلي والدين، عوامل ديگر از قبيل اثر نسل‌هاي گذشته و يا آثار اكتسابي نيز مؤثرند. 2. كلمة نطفه در اين آيه به صورت نكره ذكر شده است و در آيه ناظر به تمام افراد انسان و حتي اولين انسان مي‌‌باشد، يعني اولين انسان هم از نطفه خلق شده و با توجه به آنچه در گذشته راجع به نطفه گفته‌ايم و آن را مخصوص موجودات زند ذكر نموده‌ايم، پس، از اينجا نكته‌اي راجع به وابستگي انسان به ساير زندگان مي‌‌‌توانيم دريافت كنيم. 3. كلمة نطفه كه در اوايل آية مذكور است، اسم عام وداراي الف ولام استغراق مي‌‌باشد؛ از اين نظر شامل كلية افراد انسان و حتي اولين انسان مي‌‌‌گردد. پس اولين انسان هم از نطفة امشاج خلق شده و از اينجا هم باز ناگزير مي‌‌شويم رابطة نسلي انسان را با ساير موجودات تأكيد كنيم.»101

پذيرش اين ادعا و تطبيق آيه بر نظرية تكامل مستلزم توجيهات بسيار و التزام به برخي معاني خلاف ظاهر است، در حالي كه تفسير آيه بر حسب معناي ظاهري آن ضمن پرهيز از توجيهات ناسازگار با ظاهر با مفهوم ساير آيات نيز تناسب دارد. اما درخصوص نكره آمدن واژة نطفه و دلالت آن بر عموم، از اين نكته غفلت شده كه نكره در سياق نفي، بر عموم دلالت دارد نه در كلام مثبت؛ كه تنها بر وحدت دلالت مي‌كند. از سوي ديگر مي‌‌‌توان گفت بر فرض كه اين آيه عام باشد، در قرآن صدها آية عام و مطلق وجود دارد كه با آيات ديگر تخصيص و تقييد يافته است، هرچند وجود اصل عموم و اطلاق نيز در چنين آياتي محل تأمل است؛ زيرا چنين مواردي با مهمله بودن قضيه تناسب بيشتري دارد؛ بدين بيان كه اين آيات به هدف باز داشتن انسان از مغرور شدن يا توجه دادن وي به امكان معاد مي‌‌فرمايد: كساني كه در زنده شدن دوبارة انسان شك دارند در وجود يافتن خود بنگرند. چنين سخني به قاعده‌اي كلي و فاقد استثنا نياز ندارد، بلكه همين كه به صورت قضية مهمله بيان شود انسان بدين گونه وجود مي‌‌‌يابد، براي اثبات سخن كافي است.102

ه‍ . «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكانَ رَبُّكَ قَدِيرا؛ (فرقان: 54) و اوست كسى كه از آب، انساني آفريد و او را [داراى خويشاوندىِ‏] نَسَبى و دامادى قرار داد، و خداوندگار تو تواناست»‏.

استدلال به اين آيه با استناد به اين سخن مفسران شكل گرفته است كه مي‌‌‌گويند: جملة «فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً» به معناي «فجعله ذا نسب و ذا صهر» است. نتيجه اينكه آدم نيز بايد داراي نسب باشد ولي از آنجا كه قبل از آن حضرت، انساني وجود نداشته است، به ناچار بايد گفت نسب ايشان به موجوداتي ديگر برمي‌‌‌گردد.

«همة افراد بشر در هر دوره و زمان، اعقاب و وابستگان يكديگرند؛ اما اولين بشر كه خلقت يافت، نسب وصهر كيست؟ با خاك وگل كه بستگي سببي و نسبي حاصل نمي‌شود. آيا اين نسبت جز با ذوي الحيات مي‌‌‌تواند باشد؟»103

نقد و بررسي: اولاً اين آيه را نيز مي‌‌‌توان مانند آية پيشين، عامِّ داراي استثنا و مخصّص، دانست؛

ثانياً جملة «فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً» به معناي وجود رابطة خويشاوندي(نسب) و دامادي(صهر) در تك تك انسان‌ها نيست؛ زيرا مي‌‌‌توان انساني فرض كرد كه تاكنون ازدواج نكرده و كسي نيز از طريق ازدواج با وي نسبتي پيدا نكرده است؛ از اين‌رو آية شريفه براي انسان دو نوع ارتباط خويشاوندي طرح مي‌كند و همان گونه كه ارتباط از طريق ازدواج درهمة انسان‌ها تحقق ندارد، ممكن است رابطه از طريق ازدواج نيز در موردي وجود نداشته باشد؛

ثالثاً علاقة نسبي لزوماً به معناي فرزند بودن و پدر داشتن نيست، بلكه علاقة نسبي، طرفيني است، از اين‌رو مي‌توان گفت حضرت آدم(ع) نسبت به فرزندانش، علاقة نسبي دارد.

نكتة پاياني در بررسي ديدگاه تبدل انواع اينكه يكي از مدافعان اين نظريه با استناد به آية «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَبَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَنِساءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً»104 ادعا كرده است خداوند ابتدا يك زن آفريد و سپس از او مرد را آفريد؛ زيرا نفس مؤنث است و زوج نيز يعني شوهر.105 چنين سخناني بر اثر بي اطلاعي از ادبيات عرب است؛ زيرا نفس، مؤنث مجازي است نه حقيقي و زوج نيز هم بر زن اطلاق مي‌شود و هم بر مرد. مثلاً در آية «وَقُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّة» (بقره: 35) زوج قطعاً به معناي زن است با اينكه به جاي زوجك، زوجتك نفرموده است.

نتيجه‌گيري

1. در اينكه آدم، جانشين چه كسي در زمين بود، چهار احتمال مطرح شده است: أ ـ موجوداتي از قبيل جن و نسناس؛ ب ـ موجوداتي از سنخ انسان پيش از آدم؛ ج ـ ملائكه؛ د ـ خود خداوند متعال. احتمال چهارم با تعابير دروني آيه و شواهد متعددي تأييد مي‌شود.

2. فسادگري موجود زميني از دو راه براي قابل فهم بود: أ ـ فسادگري مخلوقات زميني پيشين؛ ب ـ بر اساس اين برهان عقلي كه مخلوق نو پديد موجودي مادي و همراه با توالد و تناسل است و لازمة اين دو، شهوت و غضب است كه فسادزايند.

3. ملاك خلافت حضرت آدم(ع) علم به همة اسما است و اسماي عرضه شده بر ملائكه، ارواح موجوداتي شريف‌تر از ملائكه بود كه آنها توان آگاهي ازحقيقت آن اسما را نداشتند.

4. بر حسب اينكه خداوند فساد و خونريزي را از خليفه نفي نمي‌كند بلكه به امري پنهان از ملائكه استناد مي‌‌فرمايد معلوم مي‌شود مقصود از خليفه نوع انسان است، نه خصوص حضرت آدم(ع).

5. موضوع مورد كتمان، كفر شيطان بود.

6. با توجه به وجود دسته‌هاي متنوع در ميان فرشتگان، تنها بخشي از آنان مأمور به سجده بر آدم بوده‌اند.

7. شمول فرمان سجده بر شيطان، با وجود فرشته نبودن وي، به اين علت بود كه وي در ميان آنان بود و در زمرة‌ آنان محسوب مي‌‌شد.

8. سجده عبادت ذاتي نيست و سجدة ‌فرشتگان نيز به قصد پرستش آدم صورت نگرفته، بلكه به هدف خضوع در برابر وي بوده‌‌ است.

9. بهشت آدم، ‌بهشتي برزخي بوده كه امري خيالي يا در حالت خواب نبوده، بلكه حضوري واقعي و با انضمام روح و جسم محقق شده است.

10. خطاب فعل جمع «إهبطوا» به مجموعة‌ حضرت آدم(ع)، ‌حوا و شيطان بوده‌‌ است كه مي‌‌بايست از بهشت خارج مي‌شدند.

11. نهي از خوردن از آن درخت، با توجه به برزخي بودن بهشت مزبور و فقدان تكليف و تشريع در آن، نهي تحريمي ‌‌‌تشريعي نبوده‌‌ است، بلكه نهي ارشادي به شمار مي‌‌‌آيد؛ از اين‌رو با مقام عصمت حضرت آدم(ع) ناسازگار نبوده‌‌ است.

12. در ماجراي توبة‌ حضرت آدم، سه گونه توبه محقق شد: درمرحلة اول خداوند با اعطاي كلمات توبه به حضرت آدم زمينة توبه وي را فراهم ساخت و درمرحلة دوم آن حضرت با دريافت آن كلمات و كاربرد آنها، به درگاه الهي توبه كرد (فَتَلَقَّى) و درمرحله سوم خداوند توبة آدم را پذيرفت (فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم).

13. نخستين پيام وحياني خداوند به حضرت آدم(ع) مضمون آية پيش‌گفته بود كه فرمود: اگر از سوي من هدايتي به شما رسيد آن را بپذيريد كه هر كس آن را بپذيرد ترس و اندوهي نخواهد داشت.

14. مقدمات اثبات فرضية داروين مقدماتي ظني است و از آنها نمي‌‌‌توان نتايجي قطعي گرفت. آيات قرآن نيز در خصوص نزاع طرفداران ثبات و تكامل انواع صراحت غير قابل تأويلي ندارند؛ از اين‌رو نمي‌‌‌توان معتقدان به تكامل انواع را به مخالفت صريح با قرآن متهم كرد. ولي در آيات قرآن قرائن متعددي بر خلاف ديدگاه آنان وجود دارد كه آن را با چالش جدي مواجه مي‌كند. اما برخي معتقدان به قرآن به هدف اثبات آن ديدگاه، به برخي آيات قرآن استناد كرده‌اند‌ كه همة‌ استنادات آنان خدشه پذير است.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سوره بقره تفسیر آیات 20-40 ,
تاریخ :
بازدید : 68
نویسنده : H O S S E I N I

وَ تَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ وَ كَفي بِاللَّهِ وَكيلاً و برخدا توکل کن و همین بس که او تو را نگهبان است  احزاب آیه 3

 

آيه 37

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم‏.

سپس آدم از خداوندگارش كلماتى را دريافت كرد و [خدا] توبة‌ او را پذيرفت. همانا او [ست كه‏] توبه‏پذيرِ مهربان است‏.

«تلقي» مصدر باب تفعّل و به معناي اخذ كردن مطاوعتي است.75 (تلقي مطاوعة‌ لقّيته است.)76

در آية مزبور به كلمات اخذ شده و چگونگي گرفتن آنها تصريح نشده است، هرچند در برخي تفاسير احتمالاتي داده شده است، مانند اينكه كلمات مزبور، همان آية «قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ»77 بوده‌‌ است.78

كاربردهاي توبه در قرآن

توبه به معناي رجوع و بازگشت است، ولي در قرآن دو گونه كاربرد دارد: در برخي موارد، فاعل توبه، خداوند و در مواردي فاعل، بندة توبه كننده است. بر اساس اين دو گونه كاربرد مي‌‌‌توان گفت هر توبة شخص گناه كار محفوف و پيچيده به دو توبه از سوي خداست:‌ توبه‌اي پيش از توبة‌ عبد تا توفيق توبه كردن بيابد، و توبه‌اي پس از توبة‌ عبد تا توبة‌ او را بپذيرد. در نتيجه در هر توبة عبد، در واقع سه توبه روي مي‌دهد: أ. رجوع خداوند به بنده و شمول لطف الهي نسبت به وي تا پشيمان گردد و تصميم به بازگشت بگيرد؛ ب. رجوع بنده به طاعت خداوند متعال و اظهار پشيماني از كردة خويش؛ ج. پذيرش نهايي توبه از سوي خداوند.79

سه مرحلة مزبور در آية «وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»80 نمود روشني يافته است؛ چنان‌كه مرحوم علامه طباطبايي نيز در الميزان توضيح داده‌اند‌.81

اما در آية مورد بحث نيز به سه توبه اشاره شده است؛ بدين صورت كه درمرحلة اول خداوند با اعطاي كلمات توبه به حضرت آدم زمينة توبه وي را فراهم ساخت و درمرحلة دوم آن حضرت با دريافت آن كلمات و كاربرد آنها، به درگاه الهي توبه كرد (فَتَلَقَّى) و درمرحلة سوم خداوند توبة او را پذيرفت (فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم).

آية 38

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ.

گفتيم: «همه از آن فرود آييد. پس اگر از جانب من به سوي شما هدايتى آمد، آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد».

نخستين پيام وحياني خداوند به حضرت آدم(ع) مضمون اين آيه بود كه فرمود اگر از سوي من هدايتي به شما رسيد آن را بپذيريد كه هر كس آن را بپذيرد ترس و اندوهي نخواهد داشت.

هدايت مورد اشاره در آية مذكور هدايت تشريعي است كه به صورت متناوب مي‌‌‌آيد، بر خلاف هدايت تكويني كه هميشگي است.

فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ. خوف، نگراني دربارة آينده وحزن، اندوه در مورد گذشته است.82

اين بخش از آيه را به سه گونه مي‌‌‌توان تبيين كرد: 1. كساني كه از هدايت الهي پيروي مي‌‌كنند به دليل اين متابعت، نه از آينده ترسناك‌اند و نه بر گذشته تأسف مي‌‌خورند. اما در مورد آينده، نگران نيستند؛ چون كارهاي خوبي انجام داده‌اند و از هدايت خداوند پيروي كرده‌اند؛ در مورد گذشته نيز به همين دليل كه از فرمان‌هاي الهي پيروي كرده‌اند،‌ تأسف نمي‌‌خورند.

2. مؤمن منتظر بهشت، با ديدن ناراحتي‌هاي دنيايي، با يادكرد لذت‌هاي پيش رو، دچار خوف و حزن نمي‌شود؛ مانند كسي كه به شوق نجات از بيماري، دواي تلخ مي‌‌خورد.

3. مؤمن، بر پاية ايمان راسخ، با حفظ روحية پايداري در حوادث تلخ، ناراحتي‌ها را به آساني و بدون جزع و فزع تحمل مي‌كند. عرفا از اين حالت با تعبير تسليم، ياد مي‌‌كنند؛ مانند حالت اميرالمؤمنان(ع) كه در حال نماز به سبب توجه كامل به حضرت باري تعالي متوجه بيرون كشيدن تير از پاي مباركشان نشدند.

خلقت آدم و نظرية تكامل انواع

برخي از نويسندگان، آيات مربوط به خلقت حضرت آدم(ع) را مستند نظرية تكامل انواع داروين گرفته‌اند؛‌83 در حالي كه آيات قرآن ظهور در بازگشت نسل بشر به مرد وزني به نام آدم و حوا دارد و آدم را نيز آفريده شده از خاك مي‌داند. از اين‌رو نمي‌‌‌توان آدم را تبدل يافته از موجود ديگري دانست؛ چنان‌كه پيش از طرح نظرية داروين، فهم مفسران قرآن نيز بر اساس همان ظهور مورد اشاره شكل گرفته بود.84

فرضية داروين، با بهره‌گيري از سه رشتة علمي‌‌ زيست‌شناسي، جنين‌شناسي و فسيل‌شناسي در صدد اثبات ديدگاه تكامل انواع است؛ مثلاً در فسيل‌شناسي گفته شده كه فسيل پاي اسب مربوط به بيست هزارسال پيش، داراي انگشت است، اما در فسيل اسب مربوط به ده هزار سال پيش، انگشت به شكل سم درآمده است؛85 يا پژوهشگران زيست‌شناس گفته‌اند‌ موجودات، قبل از حالت فعلي‌شان، مانند ميكروب‌ها تك‌سلولي بوده‌اند.

اما قضايا و استنتاجات اين علوم، حقايقي ثابت و انكار ناپذير نيستند و اختلاف ميان صاحب‌نظران نيز گواه بر اين مدعاست. از اين‌رو مقدمات اثبات فرضية داروين مقدماتي ظني است و از آنها نمي‌‌‌توان نتايج قطعي گرفت. مثلاً درهمان موضوع فسيل‌شناسي، تنها مي‌‌‌توان گفت آنچه تاكنون به دست آمده بر تقدم فسيل بال‌دار بر فسيل دست‌دار دلالت دارد، هرچند امكان كشف فسيلي دست‌دار كه بر بال‌دار مقدم باشد منتفي نيست.

مورد ديگر از مشكلات فرضية مزبور، عقيده به تك‌سلولي بودن ابتداي آفرينش است، در حالي كه براي تبديل موجود تك‌سلولي به يك حيوان مهره‌دار بايد ميليون‌ها سال بگذرد و چنين مدتي با طول عمر زمين، تطبيق نمي‌كند؛ زيرا در فرضية زمين‌شناسي، پيدايش زمين به مدت معيني بازمي‌‌‌گردد، يعني از وضعيت پوستة زمين نتيجه گرفته شد كه از هنگام آمادگي پرورش موجودات در زمين بيش از چند ميليون سال نمي‌‌‌گذرد. حال اگر بخواهيم فرضية مزبور را در هريك از موجودات زنده توسعه دهيم بايد عمر زمين را چندين برابر فرض كنيم تا بتوان گفت كه موجودي تك‌سلولي مراحلي گذرانده و شرائط مختلفي را پشت سر گذاشته تا به صورت يك انسان تجسم يافته است.

براي حل اين مشكل، اصل جهش را ضميمه كرده‌اند؛‌ بدين بيان كه تغييرات، همواره تدريجي و با حركت كند نيست، بلكه گاهي سريع و دفعي است؛ يعني گاهي تك موجودي به صورت دفعي تغيير حالت مي‌‌‌دهد. از اين‌رو ممكن است در موجودي خاص تغييري ناگهاني پديد آيد و فاصله‌اي چند ساله در مدت يك روز طي شود. مثلاً افتادن تدريجي انگشتان فلان حيوان يا بال‌ها و دم‌هاي حيواني ديگر به مدت طولاني وقت نياز داشت، ولي بر اثر جهش، به مدتي كوتاه تقليل يافت. پس فرض گذشت ميليون‌ها سال لزومي ‌‌ندارد.

به هر حال مقدمات فرضية تكامل سلسله‌اي از تجارب ناقص و ظني و حتي گاه احتمالي است و با كنار هم قرار دادن چند مقدمة ظني، علم پديد نمي‌‌‌آيد. پس ناسازگاري قرآن با آن به معناي مخالفت قرآن با علم نيست؛ زيرا اساساً علمي‌‌‌در كار نبوده‌‌ است.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سوره بقره تفسیر آیات 20-40 ,
تاریخ :
بازدید : 96
نویسنده : H O S S E I N I
تاریخ :
بازدید : 58
نویسنده : H O S S E I N I
300 نكته در مدیریت اسلامی »

لیاقت، ملاك ارتقا
 
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا ِلادَمَ ... (بقره، 34)
به ملائكه امر نمودیم بر آدم سجده كنند.
 
1.لیاقت از سابقه مهمتر است. (فرشتگان قدیمی كه سال‌ها خداوند را عبادت می‌كردند، باید برای انسان تازه به دوران رسیده، اما لایق، سجده كنند.) ارتقای سازمانی نیز باید بر مبنای شایستگی و لیاقت باشد و سابقه داشتن، كافی نیست.

عدم انهدام منابع
 
قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثیرُ اْلاَرْضَ وَ لاتَسْقِی الْحَرْثَ...(بقره، 71)
 پس از آنكه قوم بنی اسرائیل خطایی مرتكب شدند، خداوند فرمود: باید گاوی را ذبح كنند كه مشخصات آن گاو را اینگونه بیان فرمود: گاوی كه نه زمین را شخم بزند و نه آن را آبیاری كند.
 
2.در اجرای طرح‌ها، منابع و عناصر فعال تولیدی و اقتصادی نباید منهدم شود. (لاذلول ...و لا تسقی)

پیگیری كارها
 
وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ...(بقره، 87)
خداوند به موسی، كتاب تورات عطا فرمود و پس از آن پیامبرانی پشت سر هم فرستاد تا دین الهی را تبلیغ كنند.
 
3.یكی از نكات لازم در راه رسیدن به موفقیت، پیگیری و تداوم برنامه‌ها برای حصول نتیجه نهایی است. (همچنانكه خداوند، پیامبران را پشت سر هم برای دعوت مردم فرستاده است.)
 
برخورد با متخلفان
 
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ (بقره، 120)
خداوند خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: اگر از آنها (یهودیان و مسیحیان) پیروی كنی در حالی كه راه درست را به تو نشان دادهایم رابطهات با خداوند قطع خواهد شد.
 

4.پس از ابلاغ وظایف هر فرد، در برخورد با تخلف نباید هیچ تسامح و تساهلی به خرج داد. (همانطور كه خداوند حتی نسبت به پیامبرش بدون ملاحظه و با كمال قاطعیت برخورد می‌كند.)

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: 300 نكته در مدیریت اسلامی » ,
تاریخ :
بازدید : 51
نویسنده : H O S S E I N I
300 نكته در مدیریت اسلامی » پیشگفتار

 

 
300 نكته در مدیریت اسلامی » پیشگفتار
قرآن كریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش¬ دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان كننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان كه در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لكل شیء" 
از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن به مدت ده سال نموده و در تمام آنات و لحظات و مشکلات، عنایات و راهنمایی‌های وحیانی راه گشای وی بوده است.
در این پژوهش تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلام‌الله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد.
هدف از جمع‌آوری این مجموعه، فراهم آمدن نسخه‌ای کارآمد و آسان فهم برای عموم علاقه‌مندان به مباحث مدیریت اسلامی بوده است، لذا تفسیری که مورد استناد و بازبینی قرار گرفته، «تفسیر نور» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی‌ می‌باشد که در شیوایی و روانی، از معدود آثار منتشره در میان تفاسیر قرآن کریم است و در نگارش آن، تفاسیر مشهور مورد رجوع بوده و از این لحاظ از جامعیت نسبی برخوردار می‌باشد.
در بعضی از صفحات، ذیل نکات مطرح شده، آدرس آیاتی که مفهوم مشابه با آن را دارند جهت ارجاع علاقمندان ذکر گردیده که این روش باعث جلوگیری از تکرار آیات با مفهوم مشابه شده است.
موضوع و عنوان هر یک از آیات به صورت تیتر بیان گردیده تا علاقمندان بتوانند در پژوهشهای خود از آنها به عنوان مواد خام، استفاده نمایند، اگر چه پردازش و تکمیل این فضای علمی، خود حرکتی دشوار و خلاقیت مدار است.
فرق اساسی این پژوهش با دیگر فعالیت‌های انجام شده در این حوزه، در رویکرد استناد به آیات و نحوه تایید گرفتن از آیات قرآن کریم است. عده‌ای با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی که متناسب با مطالب علم مدیریت است را جدا نموده و آن مطالب را بوسیله آیات تایید می‌کنند. تایید گرفتن از آیات به این روش برای گزاره‌های کشفی علم مدیریت، خود اشتباهی بزرگ است که ضمن آسیب رساندن به شأن والای آن راهنمای سعادت، هدف خود را نیز تعمیم نمی‌دهد.
حال آنکه رویکرد رجوع به آیات برای دانستن آنچه در مورد تاریخ و سرنوشت مدیران بشری و شرایط و شئون رهبری بیان داشته است، می‌تواند راهگشا و سازنده باشد، زیرا این نگاه، در چارچوبهای تعریف شده و ساختار یافته علم مدیریت صورت نمی‌گیرد، بلکه هر آنچه در اداره مجموعه اسلامی لازم و کافی است، مورد توجه و استفاده قرار می‌گیرد، یعنی به تک تک آیات به مثابه راهنمای هدایت مراجعه می‌شود و اگر آیات، نکته‌ای پیرامون علم مدیریت بیان می‌دارد، آن نکته به عنوان یک اصل هدایتگر در علم مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این پژوهش با مد نظر قرار دادن این رویکرد، از قرآن کریم پرسیده است: "چگونه مدیریت کنیم؟" و البته پاسخ‌هایی که دریافت گردیده، چون مستند به یک سلسله کتاب تفسیری می‌باشد، ممکن است اندک و ناقص باشد به نحوی که تمام نیازهای مدیران را پاسخگو نباشد، لکن بزرگان گفته‌اند: آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدرت تشنگی باید چشید.
فهرست‌بندی الفبایی و دسته‌بندی موضوعی دیگر ویژگی این مجموعه است که استفاده از آن را بسیار آسان‌تر می‌کند به نحوی که می‌توان برای استفاده از آیات و نکات در دیگر پژوهشها، به صورت موضوعی مطالب را جستجو نمود.
در بخش پایانی این مجموعه، تعدادی از آیات شرح شده در قسمت اول، بر اساس مبانی و ساختار علم مدیریت، دسته بندی شده است که می‌تواند جلوه‌ای از کاربرد 300 نکته استخراج شده از آیات قرآن کریم باشد.

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: 300 نكته در مدیریت اسلامی » پیشگفتار ,
تاریخ :
بازدید : 60
نویسنده : H O S S E I N I
300 نكته در مدیریت اسلامی »

امدادهای الهی

 
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنینَ أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ أَنْ یُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلینَ (آل عمران، 124)‏
پیامبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله به سپاه خود در جنگ بدر می‌فرماید: خداوند ما را با سه هزار فرشته یاری می‌کند. آیا این مژده برای ما كافی نیست؟
 
31. یكی از وظایف رهبری، امیدوار كردن افراد و توجه دادن آنها به امدادهای خداوند، در راه رسیدن به اهداف است.

ناامیدی رقبا
 
لِیَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذینَ كَفَرُوا أَوْ یَكْبِتَهُمْ فَیَنْقَلِبُوا خائِبینَ ‏(آل‌عمران، 127)
امدادهای الهی برای آن بود که كفار ریشه كن شوند یا ناكام و  ناامید بازگردند.
 
32.شیوة مدیریت و اتخاذ سیاست‌ها، باید به نحوی باشد كه دشمن و رقبا به ناامیدی كشیده شوند.

تلاش
 
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ‏ (آل‌عمران، 136)
و چه نیكوست پاداش اهل عمل.
 
33.با شعار و آرزو نمی‌توان به چیزی دست یافت، كار و عمل و سخت كوشی است كه شیرینی موفقیت را به كام انسان می‌نشاند.

تقویت روحیه، بررسی عوامل شكست
 
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ ... (آل‌عمران، 139)
پس از شكست در جنگ احد، خداوند خطاب به مسلمانان می‌فرماید: سستی نكنید و غمگین نباشید كه شما برترید.
 
34.شكست موضعی در یك برهه از زمان، نشانه شكست نهایی نیست، بلكه تجربه‌ای برای رسیدن به موفقیت و پیروزی است.
35.مدیر و رهبر باید روحیه‌ها را تقویت كند.
36.در ضمن روحیه دادن باید به عوامل شكست توجه كرد. (چنان كه خداوند ضمن تقویت روحیه، فرمود: این بار سستی كردید و به دستورات خوب عمل نكردید.)

انسجام رویّه
 
ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی‏ أَعْقابِكُمْ... (آل‌عمران، 144)
خداوند در بیان ضعف‌های جنگ احد و توبیخ كسانی كه شایعه شهادت حضرت رسول  صلی الله علیه و آله را انتشار دادند فرمود: محمد پیامبری است كه قبل از او هم پیامبرانی آمده و رفته، پس آیا اگر او بمیرد یا كشته شود، شما به وضعیت گذشته خود برمی‌گردید؟
 
37.رویّه‌های سازمانی باید چنان تشكّل و انسجامی داشته باشند كه حتی نبودن مدیر و رهبر در برهه ای از زمان، ضربه ای به سازمان و جریان امور آن نزند.

عوامل شكست سازمان
 
حَتّی إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی اْلامْرِ وَ عَصَیْتُمْ ... (آل‌عمران، 152)
خداوند در بیان علل شكست جنگ احد می‌فرماید: شما رو به پیروزی بودید تا آنكه سست شدید و در میانه جنگ به نزاع بر سر تقسیم غنایم پرداختید و از دستور پیامبر نافرمانی كردید.
 

38.از جمله عوامل شكست هر سازمان، سستی افراد در انجام وظایف، نزاع و اختلافات داخلی و عدم اطاعت از مدیریتی واحد است.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: 300 نكته در مدیریت اسلامی » ,
تاریخ :
بازدید : 61
نویسنده : H O S S E I N I
جایگاه قرآن در هدایتگری انسان

کلیپ تصویری ، جایگاه قرآن در هدایتگری انسان

 

کلیپ تصویری ، جایگاه قرآن در هدایتگری انسان

بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن

بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن
بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن
بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن
بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن
بیانات مقام معظم رهبری ویژه مسابقات قرآن


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: جایگاه قرآن در هدایتگری انسان ,
تاریخ :
بازدید : 54
نویسنده : H O S S E I N I
پاورپوینت کل قرآن (به تفکیک سوره)

پاورپوینت کل قرآن (به تفکیک سوره)

ردیف به تفکیک  سوره pdf پاورپوینت
1 سوره حمد
2 سوره بقره
3 سوره آل عمران
4 سوره نساء
5 سوره مائده
6 سوره انعام
7 سوره اعراف
8 سوره انفال
9 سوره توبه
10 سوره يونس
11 سوره هود
12 سوره يوسف
13 سوره رعد
14 سوره ابراهيم
15 سوره حجر
16 سوره نحل
17 سوره اسراء
18 سوره كهف
19 سوره مريم
20 سوره طه
21 سوره انبياء
22 سوره حج
23 سوره مومنون
24 سوره نور
25 سوره فرقان
26 سوره شعراء
27 سوره نمل
28 سوره قصص
29 سوره عنكبوت
30 سوره روم
31 سوره لقمان
32 سوره سجده
33 سوره احزاب
34 سوره سبا
35 سوره فاطر
36 سوره يس
37 سوره صافات
38 سوره ص
39 سوره زمر
40 سوره غافر
41 سوره فصلت
42 سوره شورى
43 سوره زخرف
44 سوره دخان
45 سوره جاثيه
46 سوره احقاف
47 سوره محمد
48 سوره فتح
49 سوره حجرات
50 سوره ق
51 سوره الذاريات
52 سوره طور
53 سوره نجم
54 سوره قمر
55 سوره الرحمن
56 سوره واقعه
57 سوره حديد
ردیف به تفکیک  سوره pdf پاورپوینت
58 سوره مجادله
59 سوره حشر
60 سوره ممتحنه
61 سوره صف
62 سوره جمعه
63 سوره منافقون
64 سوره التغابن
65 سوره طلاق
66 سوره تحريم
67 سوره ملك
68 سوره قلم
69 سوره الحاقة
70 سوره معارج
71 سوره نوح
72 سوره جن
73 سوره مزمل
74 سوره مدثر
75 سوره قيامة
76 سوره انسان
77 سوره مرسلات
78 سوره نبا
79 سوره نازعات
80 سوره عبس
81 سوره تكوير
82 سوره انفطار
83 سوره مطففين
84 سوره انشقاق
85 سوره بروج
86 سوره الطارق
87 سوره الأعلى
88 سوره الغاشية
89 سوره فجر
90 سوره بلد
91 سوره الشمس
92 سوره الليل
93 سوره الضحى
94 سوره انشراح
95 سوره التين
96 سوره علق
97 سوره قدر
98 سوره بينة
99 سوره الزلزال
100 سوره العاديات
101 سوره القارعة
102 سوره تكاثر
103 سوره العصر
104 سوره الهمزة
105 سوره الفيل
106 سوره قريش
107 سوره ماعون
108 سوره كوثر
109 سوره كافرون
110 سوره نصر
111 سوره لهب
112 سوره توحید
113 سوره فلق
114 سوره ناس


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پاورپوینت کل قرآن (به تفکیک سوره) ,
تاریخ :
بازدید : 41
نویسنده : H O S S E I N I
ترتیل کل قرآن با صدای استاد منشاوی - به تفکیک سوره

نرم افزار قرائت ترتیل کل قرآن با صدای  استاد منشاوی - به تفکیک سوره

 ترتیل کل قرآن با صدای استاد محمد صديق منشاوي

این مجموعه قرائت ترتیل کل قرآن با صدای استاد محمد صديق منشاوي به تفکیک سوره می باشد. 

استاد محمد صديق منشاوي

استاد محمد صديق منشاوي در سال 1299ه.ش. ، در شهر منشاه مصر در خانواده اي بسيار مذهبي پا به عرصه ي وجود گذارد .
« پدرش شيخ صديق منشاوي يكي از قاريان صوفي منش بود كه هرگز در مسير تلاوتش اجر و پاداشي طلب نكرد . از اين رو فرزندش محمد را نيز با چنين علايقي پرورش داد تا جايي كه تلاوت را تنها به جهت آنكه متعلق به اين كتاب مقدس است برگزيد .  استاد محمد صدیق  منشاوی به حق خوش صدا ترین قاری تاریخ قرائت قران است .صوت و لحن ملکوتی او قداست خاصی به او و تلاوتهایش داده است.


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: قرآن، قرائت ترتیل کل قرآن ،دانلود استاد منشاوی ،ترتیل ،دانلود ترتیل قرآن، مجموعه تلاوت استاد منشاوی ،دانلود تلاوت استاد منشاوی، دانلود مجموعه صوتی قرآن با صدای اساتید برجسته مصری ،دانلود نرم افزار قرآن، مجموعه قرائت قرآن ،مجموعه کامل قرآن به صورت صوتی ,
تاریخ :
بازدید : 77
نویسنده : H O S S E I N I
کلیپ های قرآنی


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: کلیپ های قرآنی ,
تاریخ :
بازدید : 56
نویسنده : H O S S E I N I

عکس نوشته آیه قرآنی برای پروفایل

شناخت ضعف‌ها
 
وَلَمّا أَصابَتْكُمْ مُصیبَةٌ...قُلْتُمْ أَنّی هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ... (آل‌عمران، 165)
هنگامی كه مصیبتی (همچون شكست جنگ احد) به شما رسید، گفتید: این مصیبت از كجاست؟ بگو: آن از سوی خودتان است.
 
46.در جستجوی عوامل شكست، ابتدا باید به دنبال عوامل داخلی و ضعف‌های سازمانی بود، سپس عوامل خارجی بررسی شود، زیرا عوامل داخلی به دست مدیران سازمان قابل کنترل است.


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: 300 نكته در مدیریت اسلامی » نكات 46 تا 60 ,
تاریخ :
بازدید : 50
نویسنده : H O S S E I N I

عکس نوشته آیه قرآنی برای پروفایل

فساد اداری
 
وَ‌تَرى‏ كَثیرًا مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِی‌اْلإِثْمِ وَ‌الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ...‏(مائده،62)
بسیاری از مدعیان ایمان را می‌بینی كه در گناه و ظلم و حرام خواری شتاب می‌كنند.
 
61.فساد اداری (سُحت)، از فساد اجتماعی (عدوان) و فساد اخلاقی (اثم) خطرناكتر و بدتر است. لذا اولین گام در راستای اصلاح سازمانها، تغییر در رویّه‌ها و فرایندهای سازمانی جهت از بین رفتن فساد اداری است.


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: 300 نكته در مدیریت اسلامی » نكات 61 تا 75 ,
تاریخ :
بازدید : 82
نویسنده : H O S S E I N I

http://pixha.net/uploads/images/pixha/6.90/2/6/pixha.net_1%20(11).jpg

القرآن مع علي و علي مع القرآن 
اشاره‌اي كوتاه به آياتي از جزء سوم قرآن كريم كه به مولا اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام مربوط مي‌شود. 
«
 الَّذينَ يُنفِقُونَ أموالَهُم باللَّيلِ وَ النَّهار سرّا وَ عَلانية » 
كساني كه اموال خود را در شب و روز ، پنهاني و آشكار انفاق مي كنند. (بقره/247)

ابن‌عباس گفت: آيه « الذين ينفقون اموالهم»‌درباره علي عليه‌السلام نازل شده او چهار درهم داشت كه درهمي از آن را شب و درهمي را روز و درهمي را پنهاني و درهمي را آشكارا صدقه داد و همه اينها براي خدا بود و اين آيه نازل شد. علي عليه‌السلام گفت: به خدا سوگند جز چهار درهم صدقه ندادم و مي‌بينم خداوند مي‌فرمايد: «‌اموالهم= مالهايشان را» پيامبر خدا گفت: يك درهم از كساني كه مال اندكي دارد نزد خدا از صد هزار درهم ثروتمند افضل است. (حسكاني:60)
فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلمِ فَقُلْ تَعالوا نَدْعُ أبناءَنا و أبناءَكُمْ وَ نِساءَنا و نِساءَكُم و أنْفُسَنا و أنْفُسَكُم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعنَةُ اللهِ عَلَي الْكاذِبينَ.
پس هر كس درباره آن، پس از علمي كه بر تو آمده با تو محاجّه كند، بگو بياييد پسران ما و پسران شما و زنهاي ما و زنهاي شما و جانهاي ما و جان‌هاي شما را بخوانيم، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (آل‌عمران/3)
ابن‌عباس درباره‌ي آيه «فَقُلْ تَعالوا نَدْعُ أبناءَنا و أبناءَكُمْ وَ نِساءَنا و نِساءَكُم و أنْفُسَنا و أنْفُسَكُم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعنَةُ اللهِ عَلَي الْكاذِبينَ.» گفت:‌اين آيه درباره‌ي پيامبر است و «انفسنا» علي و « نساءنا» فاطمه و «ابناءنا» حسن و حسين است.(
حسكاني:68)



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: همگام با قرآن، همراه با اميرالمؤمنان «قسمت سوم» ,
تاریخ :
بازدید : 48
نویسنده : H O S S E I N I

القرآن مع علي و علي مع القرآن 
اشاره‌اي كوتاه به آياتي از جزء اول قرآن كريم كه به مولا اميرالمؤمنين علي
 
عليه‌السلام مربوط مي‌شود. 
«
 
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ » 
و از مردم كسي است كه جان خود را در برابر خوشنودي‌هاي خدا مي‌فروشد و خدا بر بندگان مهربان است. (بقره/207)

علي‌بن‌الحسين عليه‌السلام گفت: نخستين كسي كه جان خود را به خدا فروخت، علي‌بن‌ابي‌طالبعليه‌السلام بود، آنگاه اين آيه را خواند: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ » (حسكاني: 56)
ابن‌عباس گفت: علي، جان خود را در كف قرار داد و لباس پيامبر را پوشيد ، سپس در جاي او خوابيد.(
حسكاني: 54)



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: همگام با قرآن ، همراه با اميرالمؤمنان عليه‌السلام « قسمت دوم » ,
تاریخ :
بازدید : 61
نویسنده : H O S S E I N I

http://pixha.net/uploads/images/pixha/6.90/2/6/pixha.net_1%20(3).jpg

« القرآن مع علي و علي مع القرآن»

اشاره‌اي كوتاه به آياتي از جزء اول قرآن كريم كه به مولا اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام مربوط مي‌شود.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم 
به نام خداوند بخشنده مهربان (
سوره فاتحه آيه1)

قال اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام: 
« كُلَّما فِي القرُآن في الحَمدِ، وَ كُلَّما في الحَمدِ فِي البِسملَه، و كُلَّما فِي البِسملَه فِي الباء، و كُلَّما فِي الباء فِي النُّقطَةِ، وَ اَنا النُّقطَةُ الَّتي تَحتَ الباء »
تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد است و آنچه در سوره حمد است در بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم جمع شده است و آنچه در بسم‌الله‌الرحمن الرحيم است در باء آن است و همه اسرار باء در نقطه آن است و من نقطه زير باء هستم.
 (
ترجمه القطره ج1: ص177)
اهدنا الصَّراط المُستقيم
ما را به راه راست هدايت فرما (سوره فاتحه آيه 5)



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: همگام با قرآن ، همراه با اميرالمؤمنان «قسمت اول» ,
تاریخ :
بازدید : 71
نویسنده : H O S S E I N I

قران

2. جامعيّت و اختصار
يكي از ويژگي‎هاي قرآن اختصار در عين جامعيّت در بيان حقايق و معارف است، مثلاً آيه:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»
[4]
«با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكي‎هادعوت نما و از جاهلان روي بگردان».
در عين كوتاهي از جامعترين آيات اخلاقي است از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه فرمودند:
«آيه‎اي جامع‎تر در مسايل اخلاقي از آيه فوق نيست».
بعضي از علماي تفسير در توضيح حديث فوق گفته‎اند كه: اصول فضايل اخلاقي همچون قواي انساني در سه قسمت خلاصه مي‎شود: عقل ـ غضب ـ شهوت.
فضايل عقلي نامش حكمت است كه جملة «و أمُرْ بِالْعُرْفِ» بدان اشاره دارد و فضائل نفسي كه در برابر طغيان شهوت قرار دارد عفت نام دارد كه از جملة «خُذِ الْعَفوِ» استفاده مي‎شود و تسلّط بر نفس در برابر قوه غضبيه شجاعت نام دارد كه از جملة «و اَعْرِضْ عَنِ الجاهلين» استفاده مي‎شود.
[5]
3. كتاب انديشه و عمل
قرآن بر اين حقيقت تأكيد دارد كه اين كتاب تنها براي تلاوت نيست؛ بلكه هدف نهايي از آن ذكر و تدبّر و انذار است. در يك آيه مي‎فرمايد:
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ»
[6]
«اين كتابي كه بر تو نازل كرديم كتاب مباركي است تا مؤمنان در آياتش تدبّر كنند».
و در آيه ديگر مي‎فرمايد:
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ»
[7]
«اين كتابي است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را به وسيلة آن از ظلمت‎ها به سوي نور خارج نمايي».
به اين ترتيب بايد قرآن در متن زندگي مسلمانان قرار گيرد و آن را برنامه خويش قرار دهند و دستوراتش را عمل كنند. امّا متأسفانه گروهي از مسلمانان فقط به ظاهر قرآن مي‎پردازند و به بُعد عملي و اجرايي آن توجهي ندارند.
[8]


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ویژگی‎های قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 75
نویسنده : H O S S E I N I
به نام خدا
 
چشم

چشم و هم چشمي از نگاه قرآن

در جامعه نابهنجاري هايي به وجود مي آيد كه به شكل پديده اجتماعي از فراگيري بسياري برخوردار مي شود. اغلب كساني كه به اين نابهنجاري ها دچار مي شوند خود را از اتهام آن مبرا مي دانند و به شكلي مي پذيرند كه امري ناخوشايند و رفتاري زشت است. برخي پديده هاي اجتماعي، خاص گروه ها و طبقاتي است به گونه اي كه آن را به سادگي مي توان به گروه سني يا علمي و يا طبقه اي اجتماعي نسبت داد؛ زيرا رواج گسترده آن در اين گروه و يا طبقه اجتماعي نشان مي دهد كه نوعي همبستگي ميان گروه و پديده و يا هنجار و نابهنجار وجود دارد.
پديده نابهنجار چشم و هم چشمي از جمله پديده ها و نابهنجاري هايي است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و هر زني دست كم در موردي و يا زماني گرفتار اين نابهنجاري اجتماعي است. قرآن از آن جايي كه دين زندگي است به همه مسائل اجتماعي و امور مرتبط به آن پرداخته است.
بازخواني آيات قرآن با در نظر گرفتن هنجارها و نابهنجاري ها مي تواند افزون بر تحليل درست مساله به شخص اين امكان را دهد كه علل و عوامل آن را شناسايي و براي مقابله با آن چاره انديشي كند. در نوشتار حاضر كوشش بر آن است تا ريشه نابهنجاري چشم هم چشمي از منظر قرآن واكاوي شده و تحليل قرآن از اين مساله ارائه گردد كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

چيستي چشم و هم چشمي
چشم و هم چشمي اصطلاحي است كه به نوع رفتار انساني در حوزه عمل اجتماعي اشاره دارد. واكاوي واژگاني اين اصطلاح هر چند مي تواند بخشي از محتوا و مفاهيم آن را بازشناساند ولي تنها مولفه اي از مولفه هاي اين نابهنجاري را نشان مي دهد. به نظر مي رسد كه مولفه چشم در ايجاد اين پديده اجتماعي بسيار موثر است. به اين معنا كه هم در ايجاد و هم در علت و انگيزه، نقش چشم مهم ارزيابي شده است. در حقيقت اشخاصي كه گرفتار اين نابهنجاري هستند تحت تاثير بينايي قرار دارند.
با توجه به مساله رقابت كه در اين اصطلاح نهفته است، اشخاص براي دست يابي به اهداف رقابتي، دست به انواع و اقسام كارهايي مي زنند كه در چشم ديگري بزرگ نمايند و به نوعي خودنمايي كرده و برتري و چيرگي خويش را نشان دهند. چشم پركني و برتري جويي هدفي است كه در اين نوع رفتار مي توان شناسايي كرد.
كساني كه به اين بيماري دچار مي شوند و تحت تاثير اين پديده نابهنجار اجتماعي، عمل و رفتار و زندگي مي كنند خود تحت تاثير مواردي هستند كه به چشم مي آيد و مي كوشند تا از هم سطح هاي خويش كم تر نباشند از اين رو خود اقدام به رفتاري مي كنند كه در چشم ديگران مطرح شوند. بنابراين مولفه هاي اساسي چشم هم چشمي را مي بايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بيني و ارضاي آن به اشكال مادي و ظاهري و مانند آن دانست.
شخص مي كوشد چيزهايي را تهيه و به نمايش گذارد كه در چشم ديگري خوب و زيبا و شگفت انگيز باشد و برتري خود را از اين طريق به رخ ديگري بكشد.

ديدگاه روان شناسان
از نظر روان شناسان و كساني كه در حوزه روان شناسي اجتماعي تحقيق و پژوهش مي كنند، پديده اي چون چشم و هم چشمي در ميان برخي افراد، نشانه وجود نوعي نياز براي جلب توجه اطرافيان و مورد تاييد قرار گرفتن از سوي آنهاست. بنابراين چشم و هم چشمي ارتباطي مستقيم با ميزان پذيرفته شدن افراد از سوي خود آنها دارد. بدين معني كه هرچه افراد، وضعيت ظاهري، توانايي هاي فردي و مالي خود را همان گونه كه هست، قبول داشته باشند كمتر به چشم و هم چشمي با اطرافيان خود مبادرت مي ورزند.
به اعتقاد روان پزشكان، زماني كه افراد واقعيات زندگي و توانايي هاي فردي خود را قبول داشته باشند كمتر به نظرات ديگران در مورد خود توجه مي كنند و مي خواهند اطرافيان، آنها را همان طور بپذيرند كه در واقعيت هستند.
هم چنين وقتي افراد بيش از حد در پي كسب اطلاع از نظرات ديگران نسبت به خود باشند تلاش مي كنند تا همان طور كه ديگران دوست دارند در مقابل آنها ظاهر شوند و از همين طريق نظر مثبت آن ها را نسبت به خود جلب كرده و مورد تاييد آن ها واقع شوند. در اين صورت است كه اين افراد از واقعيات شخصيتي و توانايي هاي خود غافل شده و معيار خود را تاييد ديگران قرار مي دهد.

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: چشم و هم چشمي از نگاه قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 62
نویسنده : H O S S E I N I

با امام کاظم (ع) در سایه قرآن




علی مختاری
امام كاظم (ع) قرآن ناطق و از ثقلين است و ارتباط آن حضرت با كتاب الهي از زاويه ‏هاي گوناگون تفسير و علوم قرآن قابل بررسي است اينك در اين مجال و به اهتمام آن بزرگوار به تلاوت قرآن و ثواب تلاوت مي ‏پردازيم.آداب تلاوت :

1ـ صداي زيبا و حزن ‏آور :

عالم بزرگوار شيخ مفيد (ره) مي‏ نويسد : طبق ادله گذشته ، آن حضرت دانشمندترين مردمِ زمانه بود و بيش از همه حافظ كتاب الهي و خوش‏ صدا ترين آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت ، آهسته و حزن ‏آور مي ‏خواند و مي‏ گريست و شنوندگان هم گريه مي ‏كردند ، اهل مدينه او را «زين المجتهدين» مي ‏ناميدند. (1)
در روايتي ديگر آمده است : «و كانت قراءته حزنا» يعني قرائت آن حضرت حزن‏ آور بود. (2)
به ابرهه مسيحي فرمود : «با كتاب خودت چقدر آشنايي ؟
پاسخ داد : به متن و تأويل آن آگاهم ، هشام مي ‏گويد : حضرت كاظم (ع) شروع كرد به قرائت انجيل ، آنگاه ابرهه گفت :
«حضرت مسيح اين ‏چنين مي ‏خوانند و جز او هيچ كسي چنين نخوانده است و از پنجاه سال پيش تا كنون در جستجوي چنين شخصيتي بودم» و در اين هنگام ، ابرهه به دست امام مسلمان شد. (3)

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: با امام کاظم (ع) در سایه قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 80
نویسنده : H O S S E I N I

http://ahlolbait.com/files/u1001/05/ayegraphy6-1.jpg

نکاتي در فهم و استفاده بيشتر ما از قرآن و عترت


بر گرفته از سخنان حضرت آيت الله امجد

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين – السلام علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها

ويژگي هاي قرآن :
 
•قرآن نور است براي کسي که بخواهد ازآن استفاده کند ،

•قرآن تبيان کل شيء است يعني قرآن داراي کلياتي است که براي سعادت بشر کافي مي باشد ( ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم )

•اگر انسان با قرآن آشنا شود و قرآن را به عنوان شناسنامه خودش و به عنوان کلام خدا بخواند نوراني مي شود و قرآن او را بالا مي برد (اقرا وارق). ما از علامه طباطبائي پرسيديم: قرآن را چگونه بخوانيم ايشان فرمودند: "قرآن کلام خدا است"، اگر انسان بداند که قرآن کلام خداست و به اين اقرا و ارق توجه داشته باشد ترقي مي کند و بالا مي رود.

•براي فهميدن کلام بايد متکلم را شناخت.
•ما بايد آنقدر قرآن بخوانيم تا بفهميم که قرآن کلام خداست.
 


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نکاتي در فهم و استفاده بيشتر ما از قرآن و عترت ,
تاریخ :
بازدید : 71
نویسنده : H O S S E I N I

http://ahlolbait.com/files/u1001/05/ayegraphy8.jpg

دو داروی آرامبخش در قرآن




قرآن مجید نسخه شفابخش جان‏هاى دردمند، از جانب خداوند سبحان است
(و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاّ خساراً1)
كه توسط پیامبرى مهربان و فداكار، بر جان‏هاى حقیقت‏ طلب و عاشق، رسانده شد.

در بحران روحى فراروى انسان كه باعث خستگى، سرگشتگى، افسردگى و دل‏تنگى او مى‏شود، انگیزه ادامه حیات را از او مى‏ستاند و او را تا مرز پوچى و پوچ‏گرایى پیش مى‏برد، داروهاى روان گردان، به نوعى آرام‏بخش اویند و او را تسكین مى‏دهند و فضایى ایجاد مى‏كنند كه انسان در آن فضا، از دغدغه ‏ها، خستگى‏ها و...، براى مدتى رهایى مى‏یابد؛
در حالى كه این درمان، دائمى نیست و شاید در درازمدت، به تغییر نوع داروى آرام‏بخش و نیز استفاده از مقدار بیشترى مواد آرام‏بخش بینجامد و این آرامش ساختگى، پس از مدتى به طوفانى سهمگین بدل شود و تمام زندگى این بیمار را هدف قرار دهد.

در كتاب مقدس مسلمانان - قرآن مجید - دو داروى آرام‏بخش تجویز شده است كه در نوع خود، بى‏نظیرند؛ هم آرام بخشند و هم درمان‏گر. هر یك از این دو دارو، ویژگى خاص خود را دارند كه به توصیف آنها مى‏پردازیم.

 
 
1. یاد خدا

«الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ با یاد خدا، قلب‏ها آرام مى‏گیرند».2
در نگاه یك مسلمان، خداوند سبحان، قدرت مطلق و صاحب همه ملك و ملكوت است و تمامى نظام هستى، سربازان اویند؛ هیچ قدرتى، جز قدرت او نیست؛ هیچ كس، نمى‏تواند بدون اذن الهى، ضررى برساند و همه هستى، فرمانبردار اویند.

صاحب و مؤثر در هستى، فقط خداست؛ «لا اله الا هو»3، «لا مؤثر فى الوجود الا الله»، «لله جنود السموات و الارض»4 و «و ان من شى‏ء الا یسبح بحمده».5

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: دو داروی آرامبخش در قرآن ,
تاریخ :
بازدید : 77
نویسنده : H O S S E I N I

آیات قرآن درباره شناخت|انسان‌شناسی

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره شناخت|انسان‌شناسی ,
تاریخ :
بازدید : 75
نویسنده : H O S S E I N I

آیات قرآن درباره انسان‌شناسی| انسان و دین

انسان‌شناسی، انسان و دین، بیداری، دینداری، وجوب تفقّه، وجوب اطاعت، تسلیم در برابر خدا، صراط مستقیم، نفی عسر و حرج، تکلیف به قدر وُسع، حسادت کفار و برتری مومنان در قرآن کریم


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیات قرآن درباره انسان‌شناسی| انسان و دین ,
تاریخ :
بازدید : 207
نویسنده : H O S S E I N I
ناامیدی، مذموم است

ناامیدی، مذموم است

آیات متعدّدی از قرآن شریف، یأس از رحمت خدا را جزو گناهان کبیره محسوب داشته و کار چنین افرادی را مذموم به حساب آورده است.

آن جایی که حضرت یعقوب، فرزندان خود را به جستجوی یوسف و برادر یوسف روانه می سازد، این گونه می گوید:

«یبَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یوسُفَ وَ أَخِیهِ وَ لَاتَایسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَایایسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الکفِرُونَ؛ [1] ای فرزندانم، دنبالِ یافتن یوسف و برادرش بروید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ همانا تنها افراد کافرند که از رحمت پروردگار ناامیدند».

در جای دیگر می فرماید:

«وَ مَن یقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ؛ [2] فقط گروه گمراهانند که از رحمت خداوند مأیوس می باشند. »

«. . . وَانْ عُدْتُمْ عُدْنا. . . » «8»

توانایی، دو معنا دارد:

1- اگر شما راه بازگشت از گناه را در پیش گیرید، ما هم عذاب را از شما برمی داریم.

2- اگر شما راه طغیان و گردنکشی را بپیمایید و به راهی که خداوند آن را نمی پسندد بروید، ما هم عذاب را متوجّه شما می گردانیم. [3] که جمله ی:

جرعه ای از زلال قرآن، ج 1، ص: 36

«. . . وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْکفِرِینَ حَصیرًا»[4]

مؤید این موضوع می باشد؛ زیرا در این وقت است که افراد کافر بر اثر اعمال ناشایست خود، جهنّمی سوزان و زندانی تنگ و محصور برای خود تعبیه نموده و به مفاد آیۀشریفۀ«کلُّ امْرِی بِمَا کسَبَ رَهِینٌ»[5] هر کسی در گرو اعمالی است که انجام داده است و شخص کافر، عملی که مرضی خدا باشد، انجام نمی دهد و با کارهای ناپسند خود، خویش را در آتش جهنّم، محصور می گرداند. [6]

پی نوشت

 

[1]  يوسف/ 87

[2] حجر/ 56

[3]  ر. ك: مجمع‏البيان، ج 5- 6، ص 616

[4] سوره مبارکه اسرائ، آیه8

[5] طور/ 21

[6] مركز فرهنگ ومعارف قرآن، جرعه‏اى از زلال قرآن، 6جلد، موسسه بوستان كتاب - قم، چاپ: دوم، 1389.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
تاریخ :
بازدید : 235
نویسنده : H O S S E I N I
هزینه زندگی بر عهده مرد است

هزینه زندگی بر عهده مرد است

سنت حسنه ختم حداقل یک جزء از قرآن کریم در روزهای ماه مبارک رمضان، ماه نزول و بهار قرآن، فرصت مناسبی است تا در کنار انس با الفاظ قرآن کریم، در معنا و مفهوم آن نیز تدبر و تفکر داشته باشیم. در این فرصت بدست آمده، روح و قلب خود را به نورانیت قرآن صیقل و جلا داده و زنگارها را از جان خود بزداییم.
 
به این امید که از معارف کلام خداوند بیشتر بهره برده و تاثیرپذیر باشیم. هر روز از یک جزء قرآن، نکات و راهکارهای موفقیت زندگی را استخراج کرده و ارائه می‌دهیم تا بدینوسیله به نکات و دستورات قرآن عمل کنیم. امروز در جزء پنجم می‌خوانیم.
 
جهت بزرگنمایی کلیک کنید

راهکارهای زندگی موفق در جزء 5، جزء خوانی، جزء 5

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هزینه زندگی بر عهده مرد است ,
تاریخ :
بازدید : 210
نویسنده : H O S S E I N I
عبادت و حضور قلب در نماز
همواره باید نسبت به کارهای خیر مراقبت کرد و کارهای بد را خُرد نشمرد. اگر کار انسان لنگ می زند انسان تحلیل کند چه دلی را سوزاند و یا نفرین چه کسی شاملش شد. یا اگر احساس می کند در نماز حضور قلب ندارد باید ببیند اشکال کارش از کجاست. امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید با هر کسی صحبت می کنم با نشاطم، اما زمانی که به نماز می آیم، حواسم پرت می شود و بی حالم. سپس یازده دلیل می آورد. یک جا می فرماید وقتی تکبیر می گویم صادقانه نمی گویم و در مقام کذب هستم لَعَلَّک وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِین؛ به زبان تکبیر می گوییم، اما به دل نه. یا شاید در یک مجلس باطل گرایان نشستم، مجلسی که درون آن حرف های باطل زده می شود. لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِین. بنابراین باید حساب کنیم کجای کار را کم گذاشتیم و سریع جبران کنیم.


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عبادت و حضور قلب در نماز ,
تاریخ :
بازدید : 226
نویسنده : H O S S E I N I
عبادت و حضور قلب در نماز
همواره باید نسبت به کارهای خیر مراقبت کرد و کارهای بد را خُرد نشمرد. اگر کار انسان لنگ می زند انسان تحلیل کند چه دلی را سوزاند و یا نفرین چه کسی شاملش شد. یا اگر احساس می کند در نماز حضور قلب ندارد باید ببیند اشکال کارش از کجاست. امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید با هر کسی صحبت می کنم با نشاطم، اما زمانی که به نماز می آیم، حواسم پرت می شود و بی حالم. سپس یازده دلیل می آورد. یک جا می فرماید وقتی تکبیر می گویم صادقانه نمی گویم و در مقام کذب هستم لَعَلَّک وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِین؛ به زبان تکبیر می گوییم، اما به دل نه. یا شاید در یک مجلس باطل گرایان نشستم، مجلسی که درون آن حرف های باطل زده می شود. لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِین. بنابراین باید حساب کنیم کجای کار را کم گذاشتیم و سریع جبران کنیم.


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , قرآن شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عبادت و حضور قلب در نماز ,

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 6 صفحه بعد

آپلود عکس" />
علاقمندیها: برنامه نویسی کامپیوتر، مطالعه اخبار موسیقی، سفر، مطالعه مقالات تخصصی، مطالعه وبلاگها و ... با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

سایت خوبه؟؟


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 7
بازدید هفته : 37
بازدید ماه : 858
بازدید کل : 4876
تعداد مطالب : 5367
تعداد نظرات : 20
تعداد آنلاین : 1

تماس با من تلگرام تماس با من در اینستاگرام

بازديد امروز: 14

بازديد ديروز: 7

بازديد هفته: 37

بازديد کل: 858

تعداد مطالب: 5367

گوگل امروز : 1

گوگل ديروز: 1

بازديد ماه: 858

آي پي ديروز : 2

آي پي امروز: 2

بازديد سال: 4876

RSS

Powered By
loxblog.Com