موزیک پلیر

آپلود عکس پیش از آنی كه به یك شعله بسوزانمشان
آپلود عکس وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 121
نویسنده : J A V A D
پیش از آنی كه به یك شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد بغضشان شیونشان ضجه ی زیر و بمشان نه شنیدی و مباد آنكه ببینی روزی ماتمی را كه به جان داشتم از ماتمشان زخم ها خیره تر از چشم تو را می جستند تو نبودی كه به حرفی بزنی مرهمشان این غزلها همه جانپاره های دنیای منند لیك با این همه از بهر تو می خواهمشان گر ندارد زبانی كه تو را شاد كنند بی صدا باد دگر زمزمه ی مبهمشان شكر نفرین به تو در ذهن غزل هایم بود كه دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 59
نویسنده : J A V A D
رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم محمد علی بهمنی : رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم ۳۶۵ حسرت را همچنان می کشم به دنبالم قهوات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم یک نفر از غبار می آید مژده تازه تو تکرا ری ست یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم باز در جمع تازه اضداد حال و روزی نگفتنی دارم هم نمی دانم از چه می خندم، هم نمی دانم از چه می نالم راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشا ییست به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم دوستانی عمیق آمده اند، چهره هایی که غرقشان شده ام میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم چندیست شعرهایم را جز برای خودم نمی خوانم شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان لالم

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 70
نویسنده : J A V A D
تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟ محمد علی بهمنی پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو آزادگی و شیفتگی مرز ندارد حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟ دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو وقتی همه جا از غزل من سخنی هست یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟ تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 55
نویسنده : J A V A D
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم محمد علی بهمنی من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم شعر از : محمدعلی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 64
نویسنده : J A V A D
دنیا برای از تو نوشتن مرا كم است - محمد علی بهمنی محمد علی بهمنی اینجا برای از تو نوشتن هوا كم است دنیا برای از تو نوشتن مرا كم است اكسیر من نهاینكه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این كیمیا كم است دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دریا كه از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای كاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 267
نویسنده : J A V A D
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟ می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست «عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود» آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟ مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد کاشا که عشق مختصری نیشتر شود از : محمدعلی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 68
نویسنده : J A V A D
اگرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم کسی که حرف دلش را نگفت من بودم دلم برای خودم تنگ میشود ، آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم من آن زلال پرست ام در آب گندِ زمان که فکر صافی یِ آبی چنین لجن بودم غریب بودم و گشتم غریب تر اما: دلم خوش است که در غربت وطن بودم "محمدعلی بهمنی"

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 120
نویسنده : J A V A D
اشعار محمدعلی بهمنی گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله ها را چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را پر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست از بس که گره زد به گره حوصله ها را ما تلخیِ "نه" گفتنمان را که شنیدیم وقت است بنوشیم از این پس "بله" ها را بگذار ببینیم بر این جغد نشسته یکبار دگر پر زدن چلچله ها را یک بار هم ای عشقِ من، از عقل میندیش بگذار که دل حل بکند مسئله ها را محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 70
نویسنده : J A V A D
دریا شده است خواهر و من هم برادرش - محمد علی بهمنی محمد علی بهمنی : دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعـــرتر از همیشه نشستـــــم برابرش خواهر سلام! با غزلــی نیمه آمدم تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش می خواهم اعتراف کنم، هرغزل که ما با هـــم سروده ایم جهان کرده از برش خواهر زمان ، زمان برادر کشی است باز شاید بـــه گوش هــــا نرسد بیت آخـرش با خود ببر مرا کـــه نپوسد در این سکــــون شعری که دوست داشتی از خود رهاترش دریا سکوت کرده و من حرف می زنم حس می کنم که راه نبردم به باورش دریا منــــم ، همو کــــه به تعداد موج هات با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها خــــون می خورند از رگ در خــــون شناورش خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست خرچنگ ها مخــــواه بریسند پیکـــــرش دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام بغض برادرانه ای از قهـــــر خواهرش محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 291
نویسنده : J A V A D
اشعار محمد علی بهمنی محمد علی بهمنی: ناگهان دیدم که دورافتاده‌ام از همرهانم مانده با چشمان من دودی بجای دودمانم ناگهان آشفت کابوسی مرا از خواب کهفی دیدم آوخ قرنها راه است از من تا زمانم ناشناسی در عبور از سرزمین بی نشانی گرچه ویران خاکش اما آشنا با خشت جانم ها ... شناسم این همان شهر است شهر کودکی ها خود شکستم تک چراغ روشنش را با کمانم می شناسم این خیابان ها و این پس کوچه ها را بارها این دوستان بستند ره بر دشمنانم آن بهاری باغها و این زمستانی بیابان ز آسمان می پرسم آخر من کجای این جهانم ؟ سوز سردی می‌کشد شلاق و می چرخاند و من درد را حس می کنم در بند بند استخوانم می نشینم از زمین سرزمین بی گناهم مشت خاکی روی زخم خونفشانم می فشانم خیره بر خاکم که می بینم زکرت زخمهایم می‌شکوفد سرخ گلهایی شبیه دوستانم می زنم لبخند و برمی‌خیزم از خاک و بدینسان می‌شود آغاز فصل دیگری از داستانم محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 60
نویسنده : J A V A D
از خانه بيرون مي‌زنم ، اما کجا امشب ؟ شايد تو مي‌خواهي مرا در کوچه‌ها امشب پشت ستون سايه‌ها ، روي درخت شب مي‌جويم اما نيستي در هيچ جا امشب مي‌دانم آري نيستي ، اما نمي‌دانم بيهوده مي‌گردم بدنبالت چرا امشب ؟ هرشب تو را بي‌جستجو مي‌يافتم اما نگذاشت بي‌خوابي بدست آرم تو را امشب ها ... سايه‌اي ديدم ، شبيهت نيست ، اما حيف ايکاش مي‌ديدم به چشمانم خطا امشب هرشب صداي پاي تو مي‌آمد از هرچيز حتي ز برگي هم نمي‌آيد صدا امشب امشب ز پشت ابرها بيرون نيامد ماه بشکن قرق را ، ماه من بيرون بيا امشب گشتم تمام کوچه‌ها را ، يک نفس هم نيست شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب طاقت نمي‌آرم ، تو که مي‌داني از ديشب بايد چه رنجي برده باشم ، بي تو ، تا امشب اي ماجراي شعر و شب‌هاي جنونم آخر چگونه سرکنم بي‌ماجرا امشب محمد علي بهمني

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 73
نویسنده : J A V A D
شعری متفاوت از محمد علی بهمنی نه از خودم فرار کرده ام نه از شما به جستجوی کسی رفته ام که مثل هیچ کس نیست نگران نباشید یا با او باز می گردم یا او بازم می گرداند تا مثل شما زندگی کنم. محمدعلی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 118
نویسنده : J A V A D
شعر پابوس محمد علی بهمنی شرمنده‌ام كه همت آهو نداشتم شصت و سه سال راه به اين سو نداشتم اقرار می‌كنم كه من اين های و هوی گنگ - ها داشتم هميشه ولی هو نداشتم جسمی معطر از نفسی گاه داشتم روحی به هيچ رايحه خوشبو نداشتم فانوس بخت گم‌شدگان هميشه‌ام حتی برای ديدن خود سو نداشتم وايا به من كه با همه ی هم زبانی‌ام در خانواده نيز دعاگو نداشتم شعرم صراحتی‌ست دل‌آزار، راستش راهی به اين زمانه‌ی نه تو نداشتم نيشم هميشه بيشتر از نوش بوده است باور نمی‌كنيد كه كندو نداشتم؟! می‌شد كه بندگی كنم و زندگی كنم اما من اعتقاد به تابو نداشتم آقا شما كه از همه‌كس باخبرتريد من جز سری نهاده به زانو نداشتم خوانده و يا نخوانده به پابوس آمدم؟ ديگر سوال ديگری از او نداشتم محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 64
نویسنده : J A V A D
دوست من نقطه آغازهاست / محمد علی بهمنی محمدعلی بهمنی دوست من دیدنش آسان نبود پنجره‌اش رو به خیابان نبود دوست من منظره بسته‌اش طارمی پر گل ایوان نبود طرح زمینی بزنم دوست را دوست من هیچ جز انسان نبود با من و تو فرق زیادی نداشت او فقط این گونه هراسان نبود من پی دریوزه جسمم اگر او پی دریوزگی جان نبود دامنه‌ای داشت پر از آبشار منتظر رحمت باران نبود بد خبران آنچه از او گفته‌اند با دل خوش باورمان آن نبود دوست من با دل طوفانی‌اش جز پی آرامش طوفان نبود دوست من نقطه آغازهاست دوست من نقطه پایان نبود با چه دریغی بسرایم از او او که خود از خویش پشیمان نبود

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 67
نویسنده : J A V A D
گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست / محمد علی بهمنی دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه- برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز که همین شوق مرا، خوبترینم ! کافیست محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 64
نویسنده : J A V A D
محمد علی بهمنی / گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتــی اگـــر به دیده رویــا ببینی ام من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست بر ایــن گمـــان مباش کـه زیبا ببینی ام شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست آمــاده ای کـــه بشنـــوی ام یا ببینی ام ؟ این واژه ها صراحت ِ تنهایـی من اند با این همه مخـواه که تنها ببینی ام مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم در خود کــه ناگزیــری دریـــا ببینی ام شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست امـــا تــو با چـــراغ بیـــا تـــــا ببینی ام از محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 69
نویسنده : J A V A D
محمد علی بهمنی / دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم ،کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست گله ای نیست،من وفاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال وهوایت –گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم ! کافی ست محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 70
نویسنده : J A V A D
محمد علی بهمنی / نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم غـــرور یـــخ زده را ، رو بــــه آفتاب بگیرم نشد که لحظه ی فرّار مهربان شدنت را بـــه یادگار ، برای همیشه قاب بگیــــرم نشد تقاص همه عمــر تشنه جانـــــی خود را به جرعه ای ز تو - از خنده ی سراب - بگیرم چرا همیشه تو را ، ای همه حقیقتم از تو من از خیال بخواهــــم و یا ز خواب بگیــرم چقدر می شود آیا در این کرامت آبی شبانــه تـــور بیاندازم و حباب بگیــرم حصــــار دغدغه نگذاشت تا دقیقـه ای از عمـــر به قول چشم تو : « حالی هم از شراب بگیرم » خلاصه مثل مترسک گذشت زندگی من نشد که عرصه ی پروازی از عقاب بگیرم محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 67
نویسنده : J A V A D
محمد علی بهمنی / لبت نــــه گــــوید و پیداست مـی‌گــــوید دلــــت آری لبت نــــه گــــوید و پیداست مـی‌گــــوید دلــــت آری که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری دلت مــــی‌آید آیا از زبانی این همه شیرین تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟ نمی‌رنجـــــم اگــر باور نداری عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری چه می‌پرسی ضمیر شعرهایم کیست آنِ من مبادا لحـــــظه‌ای حتــــی مرا اینگونــه پنداری ترا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت بـــه شرطی کـــــــه مرا در آرزوی خویش نگذاری چــــــه زیبا می‌شود دنیا برای من اگر روزی تو از آنی که هستی ای معما پرده برداری چه فرقـــی می‌کند فریاد یا پژواک جان من چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری صدایی از صدای عشق خوشتر نیست حافظ گفت اگـــــر چــــه بر صدایش زخمـــها زد تیـــــــغ تاتاری

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 91
نویسنده : J A V A D
شعر بهاری از فریدون مشیری و محمد علی بهمنی فریدون مشیری: ‌ای بهار ای بهار ‌ای بهار تو پرنده‌ات‌‌ رها بنفشه‌ات به بار می‌وزی پر از ترانه می‌رسی پر از نگار هرکجا رهگذار تست شاخه‌های ارغوان شکوفه ریز خوشه اقاقیا ستاره بار بیدمشک زرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می‌کنی نثار برگ تازه‌ای که می‌دهی به شاخسار چهره تو در فضای کوچه باغ شعر دلنشین روزگار آفرین آفریدگار ای طلوع تو در میان جنگل برهنه چون طلوع سرخ عشق چون طلوع سرخ عشق پشت شاخه کبود انتظار ای بهار ‌ای همیشه خاطرات عزیز! عاقبت کجا؟ کدام دل؟ کدام دست؟ آشتی دهد من و ترا؟ تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز یک جهان ترانه‌ام شکسته در گلو شعر بی‌جوانه‌ام نشسته روبرو پشت این دریچه‌های بسته می‌زنم هوار ای بهار‌ ای بهار ‌ای بهار محمدعلی بهمنی: بهار بهار صدا همون صدا بود صدای شاخه‌ها و ریشه‌ها بود بهار بهار چه اسم آشنایی؟ صدات می‌اد... اما خودت کجایی وابکنیم پنجره‌ها رو یا نه؟ تازه کنیم خاطره‌ها رو یا نه؟ بهار اومد لباس نو تنم کرد تازه‌تر از فصل شکفتنم کرد بهار اومد با یه بغل جوونه عید آورد از تو کوچه تو خونه حیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون خونه ما همیشه منتظر یه مهمون بهار اومد لباس نو تنم کرد تازه‌تر از فصل شکفتنم کرد بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنای ساده و صمیمی یه آشنا که مثل قصه‌ها بود خواب و خیال همه بچه‌ها بود آخ... که چه زود قلک عیدیامون وقتی شکست باهاش شکست دلامون بهار اومد برفارو نقطه‌چین کرد خنده به دلمردگی زمین کرد چقد دلم فصل بهار و دوست داشت واشدن پنجره‌ها رو دوست داشت بهار اومد پنجره‌ها رو وا کرد من و با حسی دیگه آشنا کرد یه حرف یه حرف، حرفای من کتاب شد حیف که همش سوال بی‌جواب شد دروغ نگم، هنوز دلم جوون بود که صبح تا شب دنبال آب و نون بود

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 80
نویسنده : J A V A D
متن ترانه / پشت این پنجره ها داره بارون میباره پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره وقتی آهسته غروب ، تو خونه پا میذاره وقتی هر لحظه نسیم ،توی باغچه ها میاد توی خاک گلدونا، بذر حسرت میکاره وقتی شبنم میشینه ، رو غبار جاده ها وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره وقتی توی آینه، خودمو گم میکنم میدونم که لحظه هام ، رنگ آبی نداره تازه احساس میکنم که چشام بارونیه پشت این پنجره ها داره بارون میباره تازه احساس میکنم که چشام بارونیه پشت این پنجره ها داره بارون میباره شاعر : نسرین جعفری خواننده : ناصر عبداللهی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 67
نویسنده : J A V A D
اشعار محمد علی بهمنی بعضی با برج های پدرهاشان بعضی دیگر با آرزوهاشان و بعضی با دنیاشان من و تو اما با نداری هامان بزرگ شدیم. آنقدر بزرگ که جایی در دنیای کوچکشان نداشتیم. محمد علی بهمنی

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,
تاریخ : سه شنبه 2 شهريور 1400
بازدید : 116
نویسنده : J A V A D
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ، دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است، اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست ، من از تو می نویسم و این کیمیا کم است، سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست، درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است، @nabtarinha تا این غرل شبیه غزل های من شود، چیزی شبیه عطر حضور شما کم است، گاهی ترا کنار خود احساس می کنم، اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است، خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست، آیا هنوز آمدنت را بها کم است، " محمد علی بهمنی "

:: موضوعات مرتبط: اشعار , اشعار محمد علی بهمنی , ,

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->



تماس بامن در تلگرام تماس با من در اینستاگرام

# بازديد امروز: 1055

# بازديد ديروز: 13624

# بازديد هفته: 54579

# بازديد کل: 115321

#تعداد مطالب: 2871

#گوگل امروز : 106

# گوگل ديروز: 1362

# بازديد ماه: 115321

# آي پي ديروز : 4541

# آي پي امروز: 4541

#بازديد سال: 228953

RSS

Powered By
loxblog.Com