موزیک پلیر

آپلود عکس آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
آپلود عکس وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

کارگردان دنیا خداست! مهم نیست نقش ما ثروتمند است یا تنگدست… سالم است یا بیمار … مهم اینست که محبوبترین کارگردان عالم نقشی به ما داده! نباید از سخت بودن نقش گله مند بود… چرا که سخت بودن نقش: نشانه اعتماد کارگردان به شایستگی بازیگر هست …

امیدوارم خوش بدرخشیم !




:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

Image result for ‫حسرت مومن‬‎

ای بندگان خدا! از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، و آمادگی های لازم را برای مرگ فراهم کنید، که مرگ جریانی بزرگ و مشکلی سنگین به همراه خواهد آورد، یا خیری که پس از آن شرّی وجود نخواهد داشت، و یا شرّی که هرگز نیکی با آن نخواهد بود! پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیک تر؟ و چه کسی از عمل کننده برای آتش، به آتش نزدیک تر است؟

 

شما همه، شکار آماده ی مرگ می باشید، اگر توقف کنید شما را می گیرد و اگر فرار کنید به شما می رسد.

مرگ از سایه ی شما به شما نزدیک تر است، نشانه ی مرگ بر پیشانی شما زده شد، دنیا پشت سر شما در حال درهم پیچیده شدن است. پس بترسید از آتشی که ژرفای آن زیاد و حرارتش شدید و عذابش نوبه نو وارد می شود، در جایگاهی که رحمت در آن وجود ندارد، و سخن کسی را نمی شنوند، و ناراحتی ها در آن پایان ندارد!

اگر می توانید که ترس از خدا را فراوان، و خوش بینی خود را به خدا نیکو گردانید، چنین کنید هر دو را جمع کنید، زیرا بنده ی خدا خوش بینی او به پروردگار باید به اندازه ی ترسیدن او باشد، و آن کس که به خدا خوش بین تر است، باید بیشتر از دیگران از کیفر الهی بترسد.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مرگ به شما نزدیک است ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 2
نویسنده : J A V A D

✍ به این سه حقیقت فکر کنیم!

1⃣اینکه خداوند بدون شک تمام
اعمالمون را می بیند
«إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیر»​

2⃣اینکه همیشه، فرشتگانی مجاورمون
هستند که ثبت و ضبط می کنند
ریز و درشت خوب و بدمون رو؛
«رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُون‏»​

3⃣اینکه اصلاً از کجا معلوم؛
شاید بیخ گوشمون نشسته باشد
جناب عزرائیل و صادر شده باشد
دستور رفتنمون رو !
«عَسى‏ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُم‏»​




:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: بنده خدا باشیم خدا می بیند , , , ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

برای هیچ چیز در زندگی، غمگین مباش

1_ کار سختی که تو داری :
آرزوی هر بیکاری است .
2_ فرزند لجبازی که تو داری: آرزوی هر کسی است که بچه دار نمیشوند



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: همیشه شاکر خداوند باشیم ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

http://s3.picofile.com/file/8199082376/l551099_135773635104.jpg



کلیپ اتفاقات پس از مرگ (به یاد مرگ باش)

  11MB



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: کلیپ اتفاقات پس از مرگ (به یاد مرگ باش) ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
دانلود کلیپ های مرتبط با قیامت


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: دانلود کلیپ های مرتبط با قیامت ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

روزی جوانی خدمت مرحوم حجه السلام و المسلمین آقای سید یونس اردبیلی  

رسید و سوال زیر رو پرسید: 

دو روز پیش مادرم از دنیا رفت و من او را دفن کردم, هنگامی که وارد قبر شدم  و جنازه اش را در قبر گذاشتم، خواستم صورت او را روی خاک بگذارم، اسناد و مدارک و پول و چک هایی که در جبیم بود ، از جیبم بیرون ریخت، چون در یک حالت خاص بودم فراموش کردم آنها را بردارم و روی قبر پوشیده شد.

با این حال اجازه می فرمایید نبش قبر کنم و آن مدارک رو برداریم یا نه؟ چنانچه امروز می فرمایید، نامه ای به مسئولین قبرستان مرقوم فرمایید تا اجازه نبش قبر دهند.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: داستانی وحشتناک از مشاهده عذاب قبر ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

http://s3.picofile.com/file/8222784276/10.jpg

 

همه مسلمانان به قیامت و حساب و کتاب ایمان دارند و معتقدند که اگر انسان به

کسی ستم کند و یا حقّ کسی را ضایع کند، روز قیامت باید درباره آن پاسخ گو باشد،



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: چهره ی دیگر انسانها در قیامت برملا می شود ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D



عذاب قبر زنا كار :

امام باقر علیه السلام فرمود :

رسول خدا(ص) فرمود:

"کسی که با زن مسلمان یا زن یهودی، یا نصرانی یا مجوسی، آزاد یا کنیززنا کند، پس توبه نکند،

و با اصرار به این گناه از دنیا برود، خداوند در قبرش سیصد در عذاب را باز می فرماید .

از هر در مارها و عقرب‏ها و افعی هایی از آتش بیرون می آیند. این آدم تا روز قیامت می سوزد.

چون از قبرش بیرون شود، از بوی گندش مردم اذیّت می شوند. به بوی گند شناخته و

دانسته می شود که زناکار است. تا این که امر می شود او را به آتش برند"(1)



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مارها و عقرب ها درون چه قبرهایی هستند؟ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D
پل صراط آخرین مرحله نجات است

http://s3.picofile.com/file/8223132068/2079.jpg

 

گذشتن از پل صراط آخرین مرحله نجات است. اما خود صراط هم داستانی دارد بس هولناک و سخت. اما بعضی اعمال گذر از پل صراط را همچون گذر برق از آسمان سریع و آسان می کنند که روایات، آنها را برای ما معرفی کرده اند.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پل صراط آخرین مرحله نجات است ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

علت حضور مار آتشی شجاع در قبر چیست؟

 

امام موسی کاظم (ع) می فرمایند

هرگاه مومنی نزد برادر مومن خود بیاید و از او حاجتی بخواهد،

این موضوع در حقیقت رحمتی از جانب خداست که به سوی او آمده

اگر حاجت او را روا کند به ولایت ما که متصل به ولایت الهی است

نائل شده است و اگر با این که توانایی دارد حاجت او را بر نیاورد

سلّط الله علیه شجاعا من نار ینهشه فی قبره إلى یوم القیامة



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: علت حضور مار آتشی شجاع در قبر چیست؟ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

حیرت عزرائیل (ع)

 

ادریس از پیامبران مقرب درگاه الهی بود.

روزی واسطه شد تا خداوند از عذاب یکی از ملائکه چشم بپوشد.

آن ملک پس از بخشش از جانب خدا به ادریس گفت:

حال به به پاس خدمتی که به من کردی بگو تا کاری برایت انجام دهم.    

ادریس گفت:دوست دارم طبقات آسمان را ببینم.

ملک ادریس را با خود به آسمان برد. بین آسمان چهارم و پنجم شخصی بود که با دیدن ادریس

سخت شگفت زده شد. ادریس  پرسید: تو کیستی و چرا از دیدن من تا این حد حیرت کردی؟

 آن شخص گفت: من عزراییل هستم .

خداوند به من امر فرموده بود که هم اکنون جان ادریس پیامبر را بین آسمان چهارم و پنجم

بگیر من با خود فکر می کردم چگونه؟ که  ناگهان تو را اینجا دیدم.

بدین ترتیب ادریس پیامبر بین آسمان چهارم و پنجم توسط عزرائیل قبض روح شد.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: حیرت عزرائیل (ع) ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

شاید جاى تعجب باشد که چطور می شود در آن روزى که جانها گداز بُوَد، بتوان فیلم های جنسى را تماشا کرد، ولى این حقیقت هست، داستان واقعى پایین را بخوانید تا باور کنید. پدر همراه یک شیخ و بقیه همراهان براى شستن متوفى پسر جوانش حاضر شده بودند تا اینکه آن جوان را شسته و دفن کنند. آن شیخ که مسئول شستن متوفى بود دستور داد تا آنرا از لباسش مجرد کنند ولى عورتش را با پارچه اى بپوشانند تا اینکه شروع به شستنش کنند.

 

 

هنگام برداشتن لباس مرده، توجه آنها به دستمال خونالودى افتاد که دست راست مرده را پیجانده بود ولى هنگامى که سراغ برداشتن آن دستمال رفتند پدر متوفى بر سر آنها داد و فریاد زد و شرط کرد که براى شستن پسرش هیچکس حق ندارد که آان دستمال را بردارد.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تماشاى فیلم جنسی در روز قیامت! ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

 

آن خدایی که شما را از گِل آفرید، سپس حکم نمود بر أجَلی، و أجَلی هم

نزد خودش معیّن نموده است(سوره ی انعام، آیه 2)،

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه فرمود:

أجَلی که خدا قضاوت و حکم فرموده أجَل حتمی است، و أجَلی که نزد خودش قرار داده آن أجَلی

است که در آن بَدأ حاصل می شود و تقدیم و تأخیر پیدا می کند، چنانچه خدای متعال می فرماید:

خدا هرچه را بخواهد محو و اثبات می کند و امُّ الکتاب نزد اوست(سوره رعد آیه 39).

و امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

اگر این آیه کریمه در قرآن نبود هر آینه خبر می دادم به شما اخبار

گذشته و آینده را، و هر آنچه را که تا قیامت می خواهد اتفاق بیفتد،



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: عمر انسانها کوتاه و بلند می شود ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 9
نویسنده : J A V A D


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مجموعه کامل پرسش و پاسخ پیرامون معاد ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 10
نویسنده : J A V A D

فشار قبر چیست؟

 

 

در هر حال روح با تعلق شدیدی که به جسد دارد، همواره در کنار جسد می‌ماند و از وضعیت خوب یا بد جسد متاثر می‌شود چه داخل در جسد و حساس به احساسات آن باشد چه نباشد. به همین جهت شاید بتوان گفت فشار قبر، می تواند کنایه از همان فعل و انفعالات شیمیایی باشد که جنازه را از هم می پاشد و ظرف مدت بسیار کمی، چنان تغییرات سریعی در آن ایجاد می کند که اگر امکان رویت جسد بعد از یک شب حاصل شود، صحنه‌ی دلخراش و اندوهباری در معرض دید قرار خواهد گرفت.


از فرمایشات حضرت علی(علیه‌السلام) است که:

«فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ بِعَقْلِكَ، أَوْ كُشِفَ عَنْهُمْ مَحْجُوبُ الْغِطَاءِ لَكَ، وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ أَسْمَاعُهُمْ بِالْهَوَامِّ فَاسْتَكَّتْ، وَاكْتَحَلَتْ أَبْصَارُهُمْ بِالتُّرَابِ فَخَسَفَتْ، وَ تَقَطَّعَتِ الْأَلْسِنَةُ فِی أَفْوَاهِهِمْ بَعْدَ ذَلَاقَتِهَا، وَ هَمَدَتِ الْقُلُوبُ فِی صُدُورِهِمْ بَعْدَ یَقَظَتِهَا،
وَ عَاثَ فِی كُلِّ جَارِحَةٍ مِنْهُمْ جَدِیدُ بِلًى سَمَّجَهَا، وَ سَهَّلَ طُرُقَ الْآفَةِ إِلَیْهَا، مُسْتَسْلِمَاتٍ فَلَا أَیْدٍ تَدْفَعُ وَلَا قُلُوبٌ تَجْزَعُ، لَرَأَیْتَ أَشْجَانَ قُلُوبٍ وَ أَقْذَاءَ عُیُونٍ، لَهُمْ فِی كُلِّ فَظَاعَةٍ صِفَةُ حَالٍ لَا تَنْتَقِلُ، وَ غَمْرَةٌ لَا تَنْجَلِی؛

 

اگر آن مردگان را با (دیده) عقل و خرد بسنجى، یا پرده (خاكى) كه آنها را از تو پوشانده است كنار رود (آنها را خواهى دید) در حالی كه گوش‌هایشان در اثر رسوخ جانوران خاكى در آنها نابود و کر گشته، و دیدگانشان از سرمه خاك (به مغز) فرو رفته، و زبان‌هایشان پس از تندى و تیزى در دهان‌ها پاره پاره گشته، و دلهاشان پس از بیدارى در سینه‏ها مرده، و از طپش افتاده، در هر عضوى از ایشان پوسیدگى تازه كه باعث فساد و زشتى است رخداده، و راه نابودى آنها را آسان ساخته است،
در حالی كه در برابر هر آسیبى تسلیم‏اند، نه براى دفاع (از آلام و اسقام) دستى، و نه براى نالیدن (از سختیها) دلهایى دارند(اگر به دیده عبرت بنگرى) اندوه‌هاى دلها و خاشاك و خونابه چشمها را خواهى دید كه براى آنها در هر یك از این رسوائى و گرفتاریها حالتى است كه دگرگون نشود، و سختی ای است كه برطرف نگردد.
(ترجمه ‏نهج ‏البلاغه انصارى، ص 625)

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: فشار قبر چیست؟ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

شگفتی های پس از مرگ

http://s6.picofile.com/file/8224581142/249.jpg

  •  

 

  •  
  • شنیدن در آن سوی قبر

 

هنگامی که انسان می‌میرد، موتور تمام فعالیت‌هایش خاموش می‌شود. و انسان به طور کامل خلع سلاح و فلج و بی‌حس می‌شود.تا اینجایش را همه می‌دانیم.امادانشمندان می‌گویند که بعد از مرگ قدرت شنوایی ما به این زودی ها از بین نمی‌رود. قدرت شنوایی ما آخرین حس ما است که به راحتی‌ بعد از مرگ از بین نمی‌رود. این را دانشمندان با آزمایشهای متعدد به دست آورده‌اند. بنابراین وقتی انسان میمیرد تا مدتها همچنان صداها را می‌شنود و این کاملا یک واقعیت علمی است که همچنان دانشمندان به دنبال دلیل آن هستند.

  •  

 

  •  
  • آلت تناسلی به شدت بزرگ می‌شود.

 

بعد از مرگ آلت تناسلی تقریبا ۵ برابر زمانی می‌شود که انسان زنده بوده‌است. درواقع بیضه‌ها به اندازه یک توپ متوسط می‌شوند.اما این دلیل کاملا علمی است و هیچ ربطی به خیلی از تخیلات ندارد. طبق نظر دانشمندان وقتی انسان می‌میرد قسمت‌هایی از بدن انسان که بیشترین میزان باکتری را دارد سریعتر و بیشتر باد می‌کنند، و از آنجا که بیشترین میزان باکتری در بدن در قسمت‌های تناسلی است این ناحیه از بدن سریع و به شدت باد می‌کند.

  •  

 

  •  
  • بهترین روش برای مطمئن شدن از مرگ

 

حتی امروزه با پیشرفت غیرقابل باور علم پزشکی، خیلی‌وقتها پیش‌می آید که تشخیص اینکه شخص مرده‌است یا زنده و بیهوش است و یا به کما رفته سخت است. قدیمی‌تر ها روشهای عجیبی داشتند چون فکر می‌کردند درد باعث می‌شود که فرد عکس‌العمل نشان دهد کارهای وحشتناکی مثل بریدن قسمتی از بدن و  سوزاندن بدن انجام می‌دادند. در این حال راحتترین کار این است که زبان او را چند بار بکشید اگر زنده باشد با کشیدن زبانش شما می‌توانید عکس العمل را روی زبان ببینید.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: شگفتی های پس از مرگ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 7
نویسنده : J A V A D
 

 

 

 

 

مرحوم آقا شيخ عباس قمى در همين كتاب مفاتيح ‌الجنان مى‌گويد:هر كس بخواهد مرده خود را خواب ببينيد، اين دعا را بخواند و اين كار را بكند، بعد مرده خود را در خواب ببيند.

 

 

 

يك كسى تمام اين كارهايى را كه شيخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب نديد. براى همين، از دست شيخ عباس خيلى ناراحت شد و پيش خود گفت: آخر شيخ عباس اين چه مطالبى بود كه كه در كتابت مفاتيح نوشتى. عمل اين مطالب سودى نداد و نتيجه‌ اى در برنداشت. از اين بابت خيلى عصبانى شده بود.

 

 

 شب شيخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم اين مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن‌ها را غلط انجام دادم. شيخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن كارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده‌ام به خوابم نيامد؟

 

 

 

شيخ عباس گفت: حالا چرا معطل اين هستى كه او به خوابت بيايد. من با اين كه مرده‌ ام، به اين طرف آمده ‌ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى‌ گذارد مرده‌ هايى كه به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اكنون دچار رنجند، به خواب بيداران در دنيا بيايند؛ مبادا كه آبروى مرده بريزد. به اين كه آن مرده در خواب آن زندگان بيايد و بگويد، بله، ما را به زنجير كشيدند و ما را داخل آتش بردند. براى همين خداوند متعال اصلًا نمى‌ گذارد كه آن مردگان به خواب زنده‌ها بيايند. با اين پرده‌پوشى خداوند، زندگان مى‌گويند، اين بند خدا كه مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت كند، و همان مرد گرفتار كه خداوند نمى‌گذاشت به خواب كسى بيايد، اگر همين‌طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگويند، خدايا او را بيامرز، خطاب مى‌رسد كه عذاب او را برداريد؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را كردند. اين خداست.

 


منبع : پایگاه عرفان



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 11
نویسنده : J A V A D
سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

 

 

 

سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

 

 

 

 

 

 

مرحوم آقا شيخ عباس قمى در همين كتاب مفاتيح ‌الجنان مى‌گويد:هر كس بخواهد مرده خود را خواب ببينيد، اين دعا را بخواند و اين كار را بكند، بعد مرده خود را در خواب ببيند.

 

 

 

يك كسى تمام اين كارهايى را كه شيخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب نديد. براى همين، از دست شيخ عباس خيلى ناراحت شد و پيش خود گفت: آخر شيخ عباس اين چه مطالبى بود كه كه در كتابت مفاتيح نوشتى. عمل اين مطالب سودى نداد و نتيجه‌ اى در برنداشت. از اين بابت خيلى عصبانى شده بود.

 

 

 شب شيخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم اين مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن‌ها را غلط انجام دادم. شيخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن كارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده‌ام به خوابم نيامد؟

 

 

 

شيخ عباس گفت: حالا چرا معطل اين هستى كه او به خوابت بيايد. من با اين كه مرده‌ ام، به اين طرف آمده ‌ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى‌ گذارد مرده‌ هايى كه به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اكنون دچار رنجند، به خواب بيداران در دنيا بيايند؛ مبادا كه آبروى مرده بريزد. به اين كه آن مرده در خواب آن زندگان بيايد و بگويد، بله، ما را به زنجير كشيدند و ما را داخل آتش بردند. براى همين خداوند متعال اصلًا نمى‌ گذارد كه آن مردگان به خواب زنده‌ها بيايند. با اين پرده‌پوشى خداوند، زندگان مى‌گويند، اين بند خدا كه مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت كند، و همان مرد گرفتار كه خداوند نمى‌گذاشت به خواب كسى بيايد، اگر همين‌طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگويند، خدايا او را بيامرز، خطاب مى‌رسد كه عذاب او را برداريد؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را كردند. اين خداست.

 


منبع : پایگاه عرفان



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

 

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

 

 

 

 

چند سال قبل در يكى از شهرهاى ايران مرد شريف و با ايمانى زندگى مى كرد.

 

 

فرزند اكبر و ارشد او همانند پدر بزرگوارش از پاكى و تقوا برخوردار بود. پدر و پسر از نظر مالى ضعيف بودند و هر دو در يك خانه متوسّطى زندگى مى كردند. براى آن كه آبرو و احترامشان محفوظ باشد و به مردم اظهار احتياج نكنند تا جائى كه ممكن بود در مصارف مالى صرفه جويى مى نمودند. از جمله موارد صرفه جويى آنها اين بود كه آب لوله كشى شهر را فقط براى نوشيدن و تهيّه غذا مصرف مى نمودند و براى شستشوى لباس، پركردن حوض و مشروب ساختن چند درختى كه در منزل داشتند از آب چاه استفاده مى كردند.

 

 

روى چاه، اطاق كوچكى ساخته بودند كه چاه را از فضولات خارج مصون دارد، به علاوه براى كسى كه مى خواهد از چاه آب بكشد سرپناه باشد تا درزمستان و تابستان او را از سرما و گرما و برف و باران محافظت نمايد. اين پدر و پسر براى كشيدن آب از چاه كارگر نمى آوردند و خودشان به طور تناوب اين وظيفه را انجام مى دادند.

 

روزى پدر و پسر با هم گفتگو كردند كه كاهگل سقف اطاقك روى چاه تبله كرده و ممكن است ناگهان از سقف جدا شود يا در چاه بريزد يا بر سر كسى كه از چاه آب مى كشد فرود آيد و بايد آن را تعمير كنيم و چون براى آوردن بنّا و كارگر تمكّن مالى نداشتند با هم قرار گذاشتند در يكى از روزهاى تعطيل با كمك يكديگر كاهگل تبله شده را از سقف جدا كنند، آنگاه گل ساخته سقف را تعمير نمايند.

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: داستانى عجيب از برزخ مردگان‏ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D
آیت الله مجتهدی تهرانی

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)‍ در مورد رسیدگی به حساب اعمال خود در این دنیا می گوید:کسی که هر روز حساب کار خودش را نکند که من امروز چه کار کرده ام، کار خوب انجام داده ام یا کار بد، اگر کار خوب انجام داده، الحمدلله بگوید و اگر کار بد انجام داده استغفار کند،اگر کسی این کار را نکند، حضرت امام کاظم(ع)  می فرماید: "این فرد از ما نیست".[۱]
مرحوم مجتهدی در ادامه می گوید: باید همانطور که بازاری ها شب به شب حساب کار خودشان را می کنند که امروز چقدر واردات جنسی، صادرات جنسی، واردات نقدی و صادرات نقدی داشتند و چرتکه می اندازند ، ما هم باید دفتری داشته باشیم و از صبح تا غروب هر کاری کردیم، شب به شب در آن بنویسیم.
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در مورد محاسبه گناهان در یک روز می گوید: خدای نکرده به نامحرم نگاه کردیم بنویسیم، غیبت کردیم بنویسیم، آواز حرام گوش کردیم بنویسیم ، بعد اگر دیدیم کار بد انجام داده ایم استغفار کنیم، و اگر کارهای خوب انجام داده ایم خدا را شکر کنیم.

پی نوشت:
[۱]. امام كاظم عليه‏ السلام :
لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ خَيْرا اسْتَزادَ اللّه‏َ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللّه‏َ عَلَيْهِ وَ اِنْ عَمِلَ شَيْئا شَرّا اسْتَغْفَرَ اللّه‏َ وَ تابَ اِلَيْهِ؛
از ما نيست كسى كه هر روز اعمال خود را محاسبه نكند تا اگر نيكى كرده از خدا بخواهد بيشتر نيكى كند و خدا را بر آن سپاس گويد و اگر بدى كرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نمايد.
الاختصاص ص ۲۶ و ص 
۲۷



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هر روز به حساب اعمال خود رسیدگی کنید ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

کسي که تو اين دنيا عقب مانده به دنيا اومده و هيچي نميفهمه و فقط زنده ست بعد ۳۰ ؛ ۴۰ سال  که از اين دنيا رفت تکليفش چيه؟ بايد چه اعمالي از اون سنجيده بشه؟ آیا در قیامت از او نیز تکلیف می خواهند؟

اگر این فرد واقعا خوب و بدش را نمی فهمد خدا از او تکلیفی نمی خواهد و در قیامت با لطف خود با او برخورد می کند.

اما اگر برخی از چیز ها را می فهمیده (خوب و بد و زشت و زیبا) ولی نه کامل، خدا با همین احکام عقلی و فطری که می فهمیده از او بازخواست می کند.

در خصوص این افراد و این که سرنوشت این ها در قیامت چگونه است و چگونه و به چه قاعده ای برای آن ها جایگاه و مقام آخرتی تعیین می گردد، از دیرباز بحث های گوناگونی در بین اندیشمندان وجود داشته و در کتاب های اعتقادی به آن ها پرداخته شده است.

از نظر عقل و نقل، این گونه افراد چون از ادراک متناسب و قابل قبول که شرط هر تکلیف و مسئولیتی است، بی بهره اند، در دنیا هم تکلیفی بر عهده آنان نیست. در نتیجه، گناهی برای آنان ثبت نمیشود و عقوبت و مجازات هم نمیشوند و بر همین اساس سوال و جواب قبر و مانند آن در خصوص ایشان بی معناست.

اما در مورد جایگاه اخرویشان نظرات گوناگونی ارائه شده از جمله آنکه اگر از خانوادهای مسلمان باشند، به دنبال پدر و مادر خویش - شاید به عنوان پاداش و مایه خوشحالی ایشان - به بهشت خواهند رفت. اما اگر وابسته به کفار و ظالمان باشند، به واسطه قصور ادراکی خود، در قیامت عذاب نخواهند شد.

در برخی منابع آمده است: علم آن را به خدا واگذارید؛ یعنی درباره آن سؤال نکنید؛ خدا بهتر میداند با آن ها چه کند.[۱]

در برخی روایات در باره اطفال شیعیان آمده است که در عالم برزخ فاطمه زهرا (س) آنان را تربیت میکند.[۲] ذکر شده که حکم دیوانگان، مانند اطفال است.[۳] البته در پاره ای از روایات نیز ذکر شده که این افراد به شکل خاصی در قیامت مورد آزمون قرار می گیرند تا وضع تسلیم یا متمرد بودن آن ها در برابر تکالیف الهی معین باشد. بعید نیست متناسب با وضع آخرت و میزان ادراکات آن ها در آن جهان آزمونی از ایشان گرفته شود.

در حدیثی زراره از امام باقر (ع)نقل می‌کند: «وقتی قیامت می‌شود، خداوند با پنج دسته بحث می‌کند:
طفل کسی که در دوران فترت بمیرد؛ کسی که در زمان پیامبر ابله باشد (سبک عقل)؛ دیوانهای که عقل نداشته باشد و بالأخره کر و لال.

همه آن ها بر خدا اعتراض و یا عرض می‌کنند: تقصیری نداشتیم. اگر حجت ‌داشتیم، اطاعت می‌کردیم. خداوند فرشتهای را می‌فرستد و آتشی آماده می‌کند. سپس به آن پنج گروه می‌گوید: خداوند به شما امر فرموده است داخل آتش شوید. هر کدام از آن ها پذیرفتند و داخل آتش شدند. خداوند آتش را بر آن‌ها سرد و خنک می‌کند و از سوختن نجات شان می‌دهد؛ ولی عده ای که نپذیرفتند، به سوی آتش جهنّم سوق داده می‌شوند».[۴]

پی نوشت:
۱- کافی، نشر دار الکتب لاسلامیه، تهران، ۱۳۸۰ ق، ج ۳، ص ۲۴۸
۲- همان، ج ۵، ص ۲۸۹ و ج ۶، ص ۲۲۹
۳- کافی، ج ۳، ص ۲۴۸
۴- رعد (۱۳)، آیه ۱۷



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تکلیف افراد عقب مانده ذهنی در قیامت چیست؟ ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

یاد معاد و حسابرسی

زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد

احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کرده‌ایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کرده‌اند. این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافته‌اند، شیوه‌های مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از دست دهد، مورد بررسی قرار داده‌اند. این شیوه‌ها موارد مختلفی نظیر سوختن، غرق شدن و بریده شدن سر را در بر می‌گیرد.

 

 

 

 

 
 

 

گفتنی است محققان این یافته‌ها را با استفاده از پیشرفت‌های علوم درمانی و تجربیات بازماندگان خوش‌شانس به دست آورده‌اند.
بنا بر نتایج این گزارش، علت مرگ در موارد مختلف معمولاً نرسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان شده است. اما در صورتی که اطلاعات بیشتری نیاز باشد، در زیر پاره‌ای از نتایج تحقیقات پژوهشگران آورده شده است.
غرق شدن
نخست، ترس و وحشت قربانیان را فرا می‌گیرد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا نفس خود را حبس کنند. این فرآیند حدود 30 تا 90 ثانیه به طول می‌انجامد. نجات یافتگان می‌گویند زمانی که آب وارد شش‌ها می‌شود، حسی «سخت و دردآور» تجربه کرده‌اند اما این حس به سرعت جای خود را به «آرامش و راحتی» می‌دهد. نبود اکسیژن سبب از دست رفتن هوشیاری، توقف قلب و مرگ مغز می‌شود.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

پدیده های مشابه معاد . . .

قران کریم سخنان منکرین زندگی دوباره را نقل کرده که غالبا چیزی بیش از استبعاد نیست و احیانا اشاره به شبهات ضعیفی دارد که منشا استبعاد و شک در زندگی پس از مرگ شده است. از این رو پپدیده‌های مشابه معاد را یاد آور می‌شود تا رفع استبعاد و شک در زندگی پس از مرگ شده است. از اینرو پدیده‌های مشابه معاد را یاد آور می‌شود تا رفع استبعاد گردد و حتمی بودن زندگی دوباره پس از مرگ اثبات شود.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: پدیده های مشابه معاد , , , ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 6
نویسنده : J A V A D

بختک در خواب, علت بختک در خواب, بختک یا فلج خواب,

شتری که در خونه ی همه می خوابه!

اگه ما به خونه ای كه اجارش كردیم برسیم، رنگش بزنیم و پرد های زیبا درش نصب كنیم دلمون نمی یاد از اونجا دل بكنیم، چون خیلی براش زحمت كشیدیم و دلمون می خواد مدتها توش زندگی كنیم، دنیام مثل اون خونه اجاره ای و موقته ، كه آبادش كردیم و به خونه اصلی، یعنی آخرت نرسیدیم و اونو خرابش كردیم ، به همین خاطر خیلی سخته از اون خونه آباد به یه خونه خراب بریم.

مرگ هم شترى است كه درخونه همه می خوابه و خدا در قرآن می فرماید: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیكُمْ؛ بگو: مرگى كه از آن فرار مى كنید سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد.(جمعه، آیه 8)

اما چرا ما ازمرگ می ترسیم و ازش فرار می كنیم ؟!

شخصی از أبوذر غِفاری‌ سؤال‌ می كنه: ما لَنا نَكْرَهُ الْمَوْتَ ؟ قالَ: لاِنَّكُمْ عَمَّرْتُمُ الدُّنْیا وَ خَرَّبْتُمُ ا لاْ خِرَةَ؛ فَتَكْرَهونَ أنْ تَنْتَقِلوا مِنْ عُمْرانٍ إلی‌ خَرابٍ.

چرا ما از مرگ خوشمون نمی یاد ؟ أبوذرپاسخ داد:

برا‌ی اینكه‌ شما دنیای‌ خود رو آباد نموده‌ و آخرت‌ خود را خراب‌ كردید؛ برا همین سخته كه‌ از محلّ آباد به‌ محلّ خراب‌ و ویران‌ برید. ( بحار الانوار،ج‌ 6، ص‌ 137)

پس بیایید تا دیر نشده كاری بكنیم!!

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: چرا ما ازمرگ می ترسیم و ازش فرار می كنیم ؟! ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D
سند كتبى شفاعت در محشر

 

قرآن و مسأله شفاعت

 

سند كتبى شفاعت در محشر


هنگام درگذشت فاطمه زهرا (علیها السلام ) امیر المؤ منین (علیه السلام ) در كنار بستر ایشان جعبه اى را مشاهده كرد، پرسید این چیست ؟ فاطمه (علیها السلام ) عرض كرد در میان این جعبه حریر سبزى است كه داخل آن صفحه اى سفید وجود دارد كه در آن صفحه چند سطر نوشته شده ، فرمود مضمون آن كتابت چیست ؟ دختر پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) پاسخ داد، كه در شب عروسى و زفاف ، من در جایگاه عبادت خود نشسته بودم ، مستمندى آمد و تقاضاى جامه اى كهنه كرد. من دو پیراهن داشتم یكى نو كه در آن شب پوشیده بودم و دیگرى كهنه ، همان پیراهن نو را به او دادم ، صبحگاه پدرم براى دیدن ما آمد. فرمود تو كه جامه نو داشتى چرا نپوشیدى ؟ گفتم مگر شما نفرمودید هر چه انسان صدقه و كمك به مستمندان كند برایش باقى مى ماند، من هم آن جامه نو را به بینوائى دادم . فرمود اگر جامه نو را مى پوشیدى و كهنه را به فقیر مى دادى براى شوهرت بهتر بود و آن بینوا هم به پوشاك مى رسید.عرض كردم این كار را از شما پیروى كردم زیرا مادرم خدیجه وقتى كه افتخار شرفیابى خدمت شما را پیدا كرد و تمام اموال خود را در اختیار شما گذاشت همه آنها را در راه خدا بخشیدید تا به جائى رسید كه سائلى از شما پیراهنى خواست ، جامه خود را به او دادید و خویشتن را در حصیرى پیچیده به منزل آمدید و در این امور مانند شما كسى نیست . پدرم گریه كرد و مرا به سینه چسبانید. در این موقع فرمود جبرئیل نازل شده و از جانب خداوند به تو سلام مى رساند و مى گوید به فاطمه بگو هر چه از ما مى خواهد درخواست كند كه من او را دوست دارم .

گفتم یا ابتاه شغلتنى عن المسئلة لذة خدمة لاحاجة لى غیر لقاء ربى الكریم فى دارالسلام پدرجان مرا شیرینى فیض حضورش چنان به خود مشغول كرده كه به یاد درخواست چیزى نیستم و جز لقاء پروردگار آرزوئى ندارم . پدرم دستهاى خود را بلند كرد و به من نیز دستور داد دستم را بلند كنم و فرمود (اللهم اغفر لامتى ) خدایا امت مرا ببخش و بیامرز. جبرئیل فرود آمد و عرض كرد خداوند مى فرماید كسانى كه از امت تو محبت فاطمه و شوهر او و فرزندانش را داشته باشند آمرزیدم . من تقاضاى سند راجع به این موضوع كردم . جبرئیل این حریر سبز را آورد كه در آن نوشته است (كتب ربكم على نفس الرحمة ) و جبرئیل و میكائیل نیز گواهى دادند. پدرم فرمود آن را حفظ نما و در موقع وفات سفارش كن كه با تو در قبر گذارند. مى خواهم در روز قیامت كه زبانه هاى آتش شعله كشید به پدرم بدهم و ایشان آنچه را خداوند وعده داده درخواست كند.

ریاحین الشریعة نقل از ابن جوزى ، ص 106.


:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: سند كتبى شفاعت در محشر ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D
 

هدیه برای اموات!!!!


samamos

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که هدیه مرده ها چیست؟
چطور می توانیم روح اموات خود را راضی و خوشنود نگه داریم و برای آنان از خداوند طلب آمرزش نماییم؟
چگونه گوشه ای از زحماتی که آنها در زمان حیاتشان برای ما کشیده اند را جبران نماییم؟
برای اموات خود هدیه بفرستید. هدیه مرده ها صدقه و دعاست.
پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند:
هدیه مرده ها صدقه و دعاست. هر جمعه ارواح مؤمنین مقابل منزلهای خود می آیند و با صدای محزون و گریان فریاد می زنند: ای فرزندان من! و ای پدرم و مادرم و خویشانم بر ما مهربانی کنید، گرچه به یک درهم یا به یک قرص نان و یا لباسی برای ما خیرات کنید که خداوند شما را در ازای این احسان لباس بهشتی بپوشاند. پس از آن رسول خدا بسیار گریستند و مجددا فرمودند: اموات برادران و خواهران دینی شمایند که در خاک پوسیده شدند در حالی که در سرور و نعمت بودند و بر اثر عذاب و نابودی جانهایشان، این گونه به خودشان خطاب می کنند: "وای برما!" اگر انفاق می کردیم به اندازه ای که در دست ما بود و در اطاعت از خدا و رضای او به فقراء و نیازمندان می دادیم امروز در این تنگدستی به شما محتاج نبودیم. سپس از کنار خانه هایشان به سوی جایگاه ابدی خویش باز می گردند و فریاد می زنند: برای ما هر چه زودتر صدقه بفرستید. (جامع الاخبار، ص197)

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: هدیه برای اموات!!!! ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D
مسأله معاد از نظر اهمیت

بررسی تطبیقی معاد در قرآن و عهدین

بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیامبران (و بالخصوص از آنچه که از قرآن کریم درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم استفاده می شود) آمده اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا (مبدأ) و دیگر به قیامت.

مساله معاد برای برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است، یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبر ضروری است، پس ایمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است. ما بعضی چیزها داریم که باید به آنها معتقد بود؛ به این معنا که اعتقاد به آنها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست. ''باید'' به این معناست نه به معنی تکلیف. به معنی این است که انفکاک پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام، ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد. مثلا درباره روزه ماه رمضان می گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است. اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد، این آدم، فاسق است، ولی اگر کسی منکر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟

برای اینکه اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته پیغمبر ایمان داشته باشد، ولی روزه را منکر باشد، چون اینکه در این دین روزه هست از ضروریات و از واضحات است، یعنی نمی شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته های پیغمبر و منها کردن روزه تفکیک کند. ولی خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلا موضوع ایمان و اعتقاد نیست، یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده: ''کسانی که به روزه ایمان می آورند''.

اما گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می شود که همین طوری که خداشناسی لازم است (یعنی انسان در یک حدی مستقلا با فکر خودش باید خدا را بشناسد)، در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد، یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله معاد بگوید چون من می گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست، مثل اینکه من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است . نه، ضمنا افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناسند، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: مسأله معاد از نظر اهمیت ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

قرآن از قیامت به روز رستاخیز (یوم البعث) یاد کرده و در پرسش و پاسخی که در قیامت میان بدکاران و درست کرداران رد و بدل می شود، می فرماید: "و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذلک کانوا یؤفکون * و قال الذین أوتوا العلم و الإیمان لقد لبثتم فی کتاب الله إلی یوم البعث فهذا یوم البعث و لـکنـکم کنتم لاتعلمون" سوره ی روم، آیات 55 ـ 56؛ روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران سوگند یاد کنند که ساعتی بیش درنگ نکردند همین گونه از راستی و حقیقت به ناراستی و دروغ پردازند و آنان که به مقام علم و ایمان رسیده اند به آن گروه بدکار گویند: شما تا روز رستاخیز که هم امروز است مهلت یافتید، ولی از جهل، بر آن آگاه نبودید. مؤمنان به آخرت یقین دارند و از روز حساب بیمناکند و در تلاش و کوشش اند که خود را از عذاب پروردگارشان در امان نگاه دارند. پس هرگز قیامت آنان را غافلگیر نخواهد کرد و چون مسافرى که مى داند در فلان روز سفر مى کند زاد و توشه راه را فراهم مى آورند.
شاید منظور از علم در این آیه، علم به قیامت باشد به دلیل آخر آیه که گوید «این روز قیامت است و شما نمى دانسته اید». اما ایمان تصدیق به چیزى است که علم بدان رسیده است یا سخن راست و عمل صالح. «لقد لبثتم فی کتاب الله إلى یوم البعث- شما بر وفق کتاب خدا تا روز قیامت در گور آرمیده اید.» مهم نیست که چه مدت آرمیده اید، کم یا زیاد. مهم این است که آنچه را که از آن مى ترسیدید با آن رو به رو شده اید. شاید تعبیر به «فى کتاب الله» مانند این سخن ما باشد که مى گوییم: (در واقع) یعنى بر خلاف آرزوهاى شما که قیامت نمى آید یا فاصله میان شما و قیامت فاصله اى بس دراز است، این خواست شما تحقق پیدا نکرد بلکه آنچه خدا خواست و در کتاب خود آورده و همان ملاک و معیار حق است، وقوع یافت نه هوسها و آرزوها و خواستهاى نفسانى شما. چیزى که انسان باید نیکو دریابد این است که جهانى که محیط بر اوست از هوا و هوس او پیروى نمى کند و بر حسب احلام و آرزوهاى او گام بر نمى دارد. بلکه هر چه مى کند بر حسب فرمان خداوند است.
«فهذا یوم البعث- این روز قیامت است.»؛ روزى که آن را انکار مى کردید ولى انکارش به سود شما نبود. آرى انکار شما یک نتیجه داد آن هم غافل شدن شما از تهیه زاد و توشه آخرت. «و لکنکم کنتم لا تعلمون- و شما نمى دانستید». از این آیه و همچنین آیه ی قبل (و روزى که رستاخیز بر پا شود، مجرمان سوگند خورند که جز ساعتى توقف نکرده اند. [در دنیا هم ] این گونه به انحراف کشیده مى شدند. )، چنین حاصل مى شود که کافر زمان را نمى شناسد و به پایان کار اعتقاد ندارد و به وقت خود که به سوى این نهایت دردناک سوقش مى دهد احترام نمى گذارد. ولى مؤمن حقیقت زمان را مى شناسد و مى داند که فرصتش اندک است گذشت زمان را حس مى کند و براى طى راه دراز آخرت زاد و توشه خود را بر مى دارد. آرى در آن روز «نه مال سود مى دهد و نه فرزندان. مگر کسى که با دل پاک و سلیم آید». بلى، منطق مؤمن نسبت به زمان را امام سجاد على بن الحسین (ع) چه خوب بیان مى فرماید: «بر خود مى گریم به سبب عمرى که از دست داده ام و آرزوهایى که عمرم را انباشته بود. اکنون در مکان مأیوسان جاى گرفته ام». «چرا نگریم و حال آن که نمى دانم سرنوشت من چه خواهد بود و مى بینم که نفس من مرا فریب مى دهد و من صداى بالهاى مرگ را بر فراز سرم احساس مى کنم».
سپس آن ساعات هولناک را که باید همه در انتظارش باشیم و با زاد و توشه به سوى آن حرکت کنیم، مجسم مى سازد: «چرا نگریم. براى جان دادنم مى گریم. براى تاریکى قبرم مى گریم، براى تنگى گورگاهم مى گریم. براى سؤال نکیر و منکر از خود مى گریم، سپس به اوج تضرع مى رسد و صحنه هاى هولناک قیامت را تصویر مى کند: «مى گریم براى بیرون آمدن از قبرم برهنه ذلیل، در حالى که بار گناه خود بر پشت دارم. گاه به راست مى نگرم و گاه به چپ. زیرا مردم هر یک به کار خود مشغولند. چهره هایى شادمان است و چهره هایى گرفته و درهم»
نیز فرمود: "یوم یبعثهم الله جمیعا" سوره ی مجادله، آیات 6 و 18؛ روزی که خدا همگی را برانگیزد.
در مفردات راغب چنین گوید قوله تعالى یوم یبعثهم الله جمیعا بعث دو قسم است: یکى (بعث بشرى) مثل بعث البعیر و بعث الانسان فى حاجته، و دیگر بعث الهى، و بعث الهى دو قسم است: یکى ایجاد اشیاء از اعیان و اجناس و انواع از نیستى بهستى و این مختص است بذات بارى عز و جل و کسى قدرت بر چنین عملى ندارد، دوم زنده کردن مردگان و این قسم را اختصاص داده ببعض اولیاء خود مثل حضرت عیسى علیه السلام و امثال او- و قوله تعالى یوم یبعثهم الله جمیعا یعنى (یخرجهم و یسیرهم الى القیامة)، ایزد متعال در این آیه ی مبارک به دو چیزخبر می دهد، یکى آنکه تمام مردم در قیامت مبعوث می گردند و در ارض قیامت حاضر می شوند و از لفظ جمیعا که براى تأکید آورده ارائه می دهد که نفرى از افراد بشر باقى نمی ماند مگر آنکه در آن روز حاضر می گردد و دیگر هر کسى آنچه کرده از گفتار و کردار و اعمال نیک یا شر تماما نزد وى حاضر می گردد پس از آنکه فراموش نموده، به طورى که صفحه اعمال خود را به عیان مشاهده می نماید و گوید ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة إلا أحصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا؛ این چه کارنامه اى است که هیچ [کار] کوچک و بزرگى را وانگذاشته مگر این که آن را برشمرده است! و آنان کرده هاى خویش را آماده مى یابند، و پروردگار تو به کسى ظلم نمى کند. " سوره ی کهف آیه ی 49.
خداوند در جایى دیگر پس از بیان چگونگى آفریشن انسان و عظمت و شکوه خلقت او براى اینکه این تصور پیش نیاید که با مردن انسان همه چیز پایان مى گیرد، مى افزاید: " ثم إنکم بعد ذالک لمیتون * ثم إنکم یوم القیمة تبعثون؛ سپس شما بعد از این [مراحل ] قطعا خواهید مرد. * آن گاه شما روز رستاخیز برانگیخته مى شوید. " سوره ی مؤمنون، آیه ی 16-15؛ خداوند خبر داد که این ساختمان عجیب وجود انسان سر انجام بمرگ متلاشى میشود. زیرا هدف صحیحى در کار است که عبارت است از زنده شدن و بازگشتن. این زنده شدن و بازگشتن در روز قیامت، منافاتى با زنده شدن در قبر ندارد. زیرا اثبات زنده شدن انسان در روز قیامت، منافاتى با زنده شدن در مواقع دیگر ندارد. همانطورى که خداوند قوم موسى را بر کوه و افراد دیگرى را در جاهاى دیگر زنده کرده است. این آیه نشان میدهد که عقیده نظام که انسان را همان روح میداند و عقیده معمر که انسان را چیزى غیر قابل تقسیم و غیر مادى میداند، باطل است.


پایگاه نور پورتال



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: روز رستاخیز ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D


از نظر مذهب شیعه، (یعنی آنچه که از کتاب و سنت، مطابق نقل و روایت از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام) رابطه توحید، معاد و امامت بدین صورت تبیین می شود که:

1- ورای عالم ماده و طبیعت و پس پرده غیب، حقایق اصیلی است که انسان دیر یا زود و بالاخره در دم مرگ و روز رستاخیز، از آنها اطلاع یافته، برای وی مشهود و مکشوف خواهد افتاد.

2- با این که انسان خواه و ناخواه و به طور ضرورت و جبر، در مسیر زندگی مخصوص خود، حقیقت عالم هستی را بالعیان درک خواهد نمود و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (معاد) که هرگونه شبهه و شک از ادراک او رخت بربندد، در عین حال برای انسان، یک راه اختیاری و اکتسابی نیز وجود دارد که با پیمودن آن در همین نشأه دنیا، حق و حقیقت امر را کشف و مشاهده نماید.
3- این راه، همان راه اخلاص در بندگی حق است.
4- نظر به این که حق متعال با تشریع شریعت مقدسه اسلام، آن را تنها راه خود معرفی نموده و بدین ترتیب، به اعتبار سایر شرایع و ادیان خاتمه داده است، راه وصول به حق و حقیقت و طریق منحصر برای حیازت سعادت حقیقی، اتباع کامل از شریعت اسلامی می باشد. در نتیجه راهی که از غیر مواد شرع، ترتیب داده شده باشد، انسان را به کمال و سعادت حقیقی نخواهد رسانید و همچنین سیر و سلوکی که از طریق شرایع دیگر انجام گیرد، سعادت حقیقی را به انسان نشان نخواهد داد. نکته کوچکی که در این جا مطرح و در عین حال بسیار قابل توجه است، این است که اسلام، جهالت انسان را در صورتی که ناشی از عجز و ناتوانی بوده، مستند به تقصیر نباشد، به عنوان "عذر" می پذیرد و اشخاصی را که حق برای آنها به واسطه یک عامل اضطراری مجهول بماند، به هلاکت ابدی محکوم نمی کند و آنها را از رحمت بی پایان خدای مهربان، مأیوس نمی سازد. چه بسا اشخاصی که بخشی از معارف حقه برای آنان مجهول بوده، به واسطه داشتن روحیه تبعیت از حق و تسلیم و فروتنی در برابر واقعیات، خدای متعال از آنها دستگیری فرموده، به راه راست هدایتشان کرده است و بالاخره در صف ارباب کمال قرار گرفته و به احراز سعادت واقعی و ابدی مفتخر شده اند.
خدای متعال در کلام خود می فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین؛ آنان که در خصوص ما مجاهدت نمایند، البته آنها را به راههای خود هدایت می کنیم و البته خداوند با نیکوکاران است» (عنکبوت/69) و پیغمبر اکرم در کلام معجزه آسای خود می فرماید: «هر کس به آنچه که می داند عمل کند، خداوند علم آنچه را که نمی داند، به وی روزی می دهد».

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ارتباط خداشناسی و معاد ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D
باد ومه

نفخ، در لغت به معناى «دميدن» و صور به معناى «شيپور» و «شاخ» ميان تهى است كه معمولا براى حركت قافله يا لشكر، يا براى توقف آنها به صدا در مى آورند، ولى در اصطلاح قرآن، «نفخ صور» تعبير كنايى زيبايى از حوادث ناگهانى و هم زمان است كه درباره مسئله قيامت آمده است. پيش از برپايى قيامت، صداى مهيب و هولناكى به گوش همه موجودات خواهد رسيد و اين صدا، سبب مرگ همه جان داران خواهد شد و نظام كيهانى به هم خواهد خورد و آسمان ها و زمين دگرگون خواهند شد و خورشيد و ماه و ستارگان خاموش و سرد خواهند گرديد و...
قرآن در اين باره مى فرمايد: (وَ يَوْمَ يُنفَخُ فِى الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِى الاَْرْض)[1]; و ]به خاطر آوريد [روزى را كه در «صور» دميده مى شود و تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند در وحشت فرو مى روند.

خداوند متعال، مى فرمايد: (وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّمَـوَ تِ وَ مَن فِى الاَْرْضِ إِلاَّ مَن شَآءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ)[2]; و در صور دميده مى شود، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمين است، بى هوش در مى افتد، مگر كسى كه خدا بخواهد; پس بار ديگر در آن دميده مى شود و به ناگاه، آنان بر پاى ايستاده، مى نگرند.

از اين آيه و مانند آن چند مطلب استفاده مى شود:

1. بعد از نفخ صور اول، نفخ صور دوم تحقق مى يابد و انسان ها و موجودات ديگر، در صحنه محشر حاضر مى گردند و در انتظار حساب و كيفر پاداش خود به سر مى برند; ناگهان، همه مردم ]از خواب مرگ[ برخاسته، ]در صحنه محشر[ در انتظار سرنوشت خود خواهند بود.

2. در قرآن، مطلبى كه فاصله زمانى دو نفخ را برساند، وجود ندارد. امام سجاد(عليه السلام)در بيان فاصله دو نفخ مى فرمايد: ماشاء الله; آن چه خدا بخواهد، ]همان است[.[3]



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: نفخ صور و رخدادهاى قيامت ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 3
نویسنده : J A V A D

 

 

 

ضرورت معاد


معاد در لغت از ريشه عود به معناي رجوع و بازگشت است و در اصطلاح به معناي بازگشت انسان و زنده‌شدن دوباره او بعد از مرگ است تا جزاي اعمالي را كه در دنيا به اختيار خود مرتكب شده در آخرت مشاهده كند.[1]

اديان گذشته و مسأله معاد
شايد بتوان گفت يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين دغدغه همه اديان مسأله معاد بوده است. همه اديان به اينكه عالم ديگري ماوراي عالم دنيا و طبيعت وجود دارد معتقدند و اين مسأله از جمله مسائلي است كه فطرت هر انساني به آن اذعان مي‌كند.
اعتقاد به معاد از اركان اساسي و جزو ضروريات دين اسلام نيز به شمار مي‌آيد. خداوند گفتگوي نوح با قومش را در قرآن اين‌گونه حكايت ‌مي‌كند:

«وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا» (نوح/18،17)
«و خدا شما را مانند نباتات از زمين برويايند سپس به زمين بازگرداند و ديگر بار شما را برانگيزد»

و در سوره شعرا از قول ابراهيم مي‌فرمايد:

«وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ» (شعرا/81و 82)
«خدايي كه مرا مي‌ميراند و سپس به حيات ابدي آخرت زنده مي‌گرداند همان خدايي كه اميدوارم كه روز جزا گناهم را بيامرزد»

و در سوره طه خداوند خطاب به حضرت موسي مي‌فرمايد:

«إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى» (طه/15)
«روز قيامت حتماً فرا خواهد رسيد و ما آن ساعت را پنهان داريم تا هر نفسي را به پاداش اعمالش در آن روز برسانيم»



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: ضرورت معاد , ضرورت ,
تاریخ : دو شنبه 19 مهر 1400
بازدید : 7
نویسنده : J A V A D
دليل عقلي ونقلي بر معاد

 

 

 

دليل عقلي ونقلي بر معاد

فطرت هر انسانى حكم مى كند كه بايد حق هر صاحب حقى به او داده شود ، و داد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ، و همين فطرت بشر را با هر مسلك و آيينى به تشكيل دستگاه هاى قضايى و محكمه هاى عدل و انصاف وامى دارد.

معاد


الف: دلیل عقلی

فطرت هر انسانى حكم مى كند كه بايد حق هر صاحب حقى به او داده شود ، و داد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ، و همين فطرت بشر را با هر مسلك و آيينى به تشكيل دستگاه هاى قضايى و محكمه هاى عدل و انصاف وامى دارد.
و از طرفى روشن است در اين زندگى بسيارى از ستمگران بر اريكه عزت و اقتدار زندگى را سپرى مى كنند و ستمكشان در زير تازيانه و شكنجه ستمگران جان مى دهند ، حكمت و عدل و عزت و رحمت خداوند ايجاب مى كند كه داد آن مظلومان از آن ظالمان گرفته شود.
خداود متعال در قرآن میفرماید:
( ولا تحسبن الله غفلا عما يعمل الظلمون إنما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الابصر ) ( هیچگاه مپندار که خدا از آنچه ستمگران مى كنند غافل است، جز اين نيست كه آنها را به تأخير مى اندازد براى روزى كه در آن چشمها از گردش باز مى مانند )
و از طرفى - آن چنان كه بايد - خوبان و کسانی که گوش به فرامین الهی داده اند و هزاران سختی را به جان خریده اند تا به احکام خدا عمل کنند، سزاى خوبى خود را، و بدان و نافرمانان که با پشت پا زدن به فرامین الهی د رعیش و نوش زیدگی کردند سزاى بدى خود را در اين زندگى نمى بينند، و اگر زندگانى ديگرى همراه با حساب و ثواب و عقاب به تناسب عقايد و اخلاق و اعمال نباشد ظلم است، و عدل خداوندى ايجاب مى كند كه حشر و نشر و حساب و ثواب و عقابى باشد. خداوند در این زمینه می فرماید:
( أم نجعل الذين ءامنوا وعملوا الصالحت كالمفسدين في الارض أم نجعل المتقين كالفجار ).
.( آيا كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند مانند مفسدين در زمين قرار مى دهيم ؟ يا پرهيزكاران را مانند گهنكاران قرار مى دهيم؟).
ب: دلیل نقلی
تمام اديان آسمانى به معاد معتقد هستند، و منشأ اين اعتقاد گفتار پيغمبران است و سخن آنان مستند به وحى است ، و به خاطر اینکه انبيا معصومند و هیچگاه وحى الهی خطا نمی کند و خدا وعده دروغ نمی دهد باید به معاد و روز قیامت ايمان و اعتقاد داشته باشیم.
منكرين معاد و حشر و نشر در قبال سخن پيغمبران به جز استبعاد بهانه اى براى انكار نداشتند ، كه چگونه مى شود بعد از مردن زنده شويم ، و پس از پوسيدن و خاك شدن ، آن ذرات پراكنده مرده به هم پيوسته و دوباره حيات پيدا كنند ، غافل از آن كه موجودات زنده از اجزاى مرده پراكنده ساخته شده ، و همان علم و قدرت و حكمتى كه اجزاى ماده مرده را به تركيب خاص و نظام مخصوصى آماده پذيرفتن حيات و زندگى مى كند ، و مجموعه اى چون انسان با اعضا و قواى مختلف - بدون مانند و نمونهء قبلى - مى سازد ، مى تواند بعد از مردن و پراكنده شدن ، ذراتى را كه - هر كجا باشند و به هر صورت در آمده باشند – و از ديد علم محيط او پنهان نيستند ، جمع كند و با قدرتى كه خلقت اول را ایجاد کرده دومرتبه به آن اجزاء حیات دهد و آنها را زنده نماید.
باید توجه داشت که آفرینش دوباره و با مثال و نمونه قبلی بسیار آسان تر است از آفرینش اول که هیچ نمونه قبلی نداشته است.
آن قدرتى كه از درخت سبز آتش روشن مى كند ، و زمين مرده را در هر بهار بعد از مرگ خزان زنده مى نمايد ، ناتوان از احياى بعد از میراندن نيست. قدرتى كه هر شب مشعل ادراك انسان را به وسيله خواب خاموش مى كند ، و علم و اختيار آدمى را از او مى گيرد ، قادر است بعد از خاموش كردن به وسيله مرگ دوباره آن را روشن كند ، و معلومات از دست رفته را به او برگرداند.
روزی یکی از کفار تکه استخوان پوسیده ای را نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آورد آنرا نرم کرده و گفت چه کسی این استخوان را پس از آنکه پوسیده است زنده خواهد کرد؟
ناگاه وحی الهی آمد که ای پیغمبر به او بگو:
همان که اول او را (بدون نمونه قبلی) ایجاد کرد دوباره نیز او را زنده خواهد کرد.

حوزه علمیه قم، حسن کاشانی



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: دليل عقلي ونقلي بر معاد ,
تاریخ : یک شنبه 18 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D

درس چهل و پنجم 



معاد در قرآن 


 

ـ مقدمه
ـ انكار معاد، بى دليل است
ـ پديده هاى مشابه معاد:
شامل: 
الف- رويش گياه
ب- خواب اصحاب كهف
ج- زنده شدن حيوانات
د- زنده شدن بعضى از انسانها
 
مقدّمه

آيات قرآن كريم، پيرامون اثبات معاد و احتجاج با منكرينِ آن را مى‌توان به پنج دسته، تقسيم كرد: 
1- آياتى كه بر اين نكته، تأكيد مى‌كند كه برهانى بر نفى معاد، وجود ندارد. اين آيات، به منزله خلع سلاح منكرين است.
2- آياتى كه به پديده هاى مشابه معاد، اشاره مى‌كند تا جلوى استبعاد را بگيرد.
3- آياتى كه شبهات منكرين معاد را ردّ، و امكان وقوع آنرا تثبيت مى‌كند.
4- آياتى كه معاد را بعنوان وعده حتمى و تخلّف ناپذير الهى، معرّفى مى‌كند و در واقع، وقوع معاد را از راهِ اخبار مُخبر صادق، اثبات مى‌نمايد.
5- آياتى كه اشاره به برهان عقلى بر ضرورت معاد دارد.
در حقيقت، سه دسته اوّل، ناظر به امكان معاد، و دو دسته اخير، ناظر به وقوع و ضرورت آن است.

انكار معاد، بى دليل است

يكى از شيوه هاى احتجاج قرآن با صاحبان عقايد باطل اين است كه از آنان، مطالبه دليل مى‌كند تا روشن شود كه عقايد ايشان پايه عقلى و منطقى ندارد، چنانكه در چندين آيه، آمده است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ...»1.

------------------------------------

1. سوره بقره: آيه 111، سوره انبياء: آيه 24، سوره نمل: آيه 64.
 
بگو (اى پيامبر) دليلتان را بياوريد.

و در موارد مشابهى با اين لحن مى‌فرمايد كه صاحبان اين عقايد نادرست، «علم» و اعتقاد مطابق با واقع و مستند به برهان ندارند بلكه به «ظنّ» و گمان بى دليل و مخالف با واقع، بسنده كرده اند1.

و در مورد منكرين معاد هم مى‌فرمايد:
«وَ قالُوا ما هِيَ إِلاّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْم إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ»2.
و (كافران) گفتند: جز اين زندگى دنيا حياتى نيست كه مى‌ميريم و زندگى مى‌كنيم و جز روزگار، چيزى ما را نابود نمى‌كند (در صورتى كه) به اين مطلب، علمى ندارد و تنها گمانى مى‌برند.

همچنين در آيات ديگرى بر اين نكته، تأكيد شده كه انكار معاد، تنها گمان بى دليل و نادرستى است3. البته ممكن است گمانهاى بى دليل در صورتى كه موافق هواى نفس باشد مورد قبول هوى پرستان، واقع شود4 و در اثر رفتارهاى متناسب با آنها و ارتكاب گناهان تدريجاً به صورت اعتقاد جزمى، جلوه كند5 و حتى شخص بر چنين اعتقادى پافشارى نمايد6.

قرآن كريم، سخنان منكرين معاد را نقل كرده است كه غالباً چيزى بيش از استبعاد نيست و احياناً اشاره به شبهات ضعيفى دارد كه منشأ استبعاد و شك در امكان معاد شده است7. از اينرو، از يك سو، پديده هاى مشابه معاد را يادآور مى‌شود تا رفع استبعاد گردد8، و از سوى ديگر به پاسخ شبهات، اشاره مى‌كند تا هيچ گونه شبهه‌اى باقى نماند و امكان وقوعىِ معاد، كاملا تثبيت شود. ولى به اين مقدار، اكتفاء نمى‌كند و علاوه بر حتمى بودن اين وعده الهى و 

---------------------------------------------------

1. مؤمنون / 117، نساء / 157، انعام / 100، 119، 148، كهف / 5، حج / 3، 8، 71، عنكبوت / 8، روم / 29، لقمان / 20، غافر / 42، زخرف / 20، نجم / 28.
2. سوره جاثيه، آيه 24.
3. قصص / 39، كهف / 36، ص / 27، جاثيه / 32، انشقاق / 14.
4. سوره القيامه، آيه 5.
5. روم / 10، مطفّفين / 10-14.
6. سوره نحل، آيه 38.
7. هود / 7، اسراء / 51، صافات / 16، 53، دخان / 34-36، احقاف / 18، ق / 3، واقعه / 47-48، مطفّفين / 12-13، نازعات / 10-11.
8. امورى كه مثل يكديگرند در همان جهان مماثلت، حكم واحدى خواهند داشت؛ خواه حكم به امكان باشد و يا حكم به عدم امكان «حكم الامثال فى ما يجوز و ما لا يجوز واحد».

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: معاد در قرآن ,
تاریخ : یک شنبه 18 مهر 1400
بازدید : 6
نویسنده : J A V A D
اثبات معاد

درس چهل و چهارم 


اثبات معاد 


ـ مقدمه
شامل: برهان حكمت
ـ برهان عدالت

مقدّمه

چنانكه در آغاز اين كتاب، اشاره كرديم اعتقاد به معاد و زنده شدن هر فرد انسان در عالم آخرت، يكى از اصلى ترين اعتقادات در همه اديان آسمانى است و انبياى الهى تأكيد فراوانى بر اين اصل داشته‌اند و براى تثبيت اين عقيده در دلهاى مردم، رنجهاى بسيارى برده اند. و در قرآن كريم، اعتقاد به معاد، عِدْل و همسنگ اعتقاد به خداى يگانه، دانسته شده و در بيست و چند آيه، كلمات «اللّه» و «اليوم الآخر» با هم بكار رفته است (علاوه بر مطالبى كه در حول و حوش عالم آخرت در بيش از دو هزار آيه آمده است.)
در آغاز اين بخش، اهميت تحقيق درباره فرجام‌شناسى را بيان كرديم و نيز توضيح داديم كه تصوّر صحيح معاد، مبتنى بر پذيرفتن روحى است كه ملاك هويّت هر انسانى باشد و بعد از مرگ، باقى بماند تا بتوان گفت: همان شخصى كه از دنيا رفته است بار ديگر در عالم آخرت، زنده مى‌شود. سپس به اثبات چنين روحى از راه عقل و وحى پرداختيم تا زمينه بحث هاى اصلى پيرامون زندگى ابدى انسان، فراهم شود. اينك نوبت آن رسيده است كه به اثبات اين اصل مهم اعتقادى بپردازيم.
همانگونه كه مسأله روح از دو راه (عقل و نقل) اثبات مى‌شد اين مسأله هم از دو راه، قابل اثبات است و ما در اين درس، دو دليل عقلى بر ضرورت معاد را بيان مى‌كنيم و بعداً به ذكر بخشى از بيانات قرآنى در زمينه امكان و ضرورت معاد مى‌پردازيم.

برهان حكمت 

در بخش خداشناسى توضيح داديم كه آفرينش الهى بيهوده و بى هدف نيست بلكه محبت به خير و كمال كه عين ذات الهى است بالاصاله به خود ذات و بالتَّبَع به آثار آن‌كه داراى مراتبى از خير و كمال هستند تعلّق گرفته، و از اينرو، جهان را به گونه‌اى آفريده است كه بيشترين خير و كمال ممكن، بر آن مترتّب شود. و بدين ترتيب صفت حكمت را اثبات كرديم كه مقتضاى آن اين است كه مخلوقات را به غايت و كمال لايق به خودشان برساند. ولى از آنجا كه جهان مادّى، دار تزاحمات است و خيرات و كمالات بيشترى بر آنها طورى تنظيم كند كه مجموعاً خيرات و كمالات موجودات مادّى با يكديگر تعارض پيدا مى‌كند مقتضاى تدبير حكيمانه الهى اين است كه به صورتى آنها را تنظيم كند كه مجموعاً خيرات و كمالات بيشترى بر آنها مترتّب شود، و به ديگر سخن: جهان، داراى نظام احسن باشد. و به همين جهت است كه انواع عناصر و كميّت و كيفيّت و فعل و انفعالات و حركات آنها طورى تنظيم شده كه زمينه آفرينش گياهان و جانوران، و در نهايت، زمينه آفرينش انسان كه كاملترين موجودات اين جهانى است فراهم شود. و اگر جهان مادّى طورى آفريده شده بود كه پيدايش و رشد موجودات زنده را ناممكن مى‌ساخت خلاف حكمت مى‌بود.

اكنون مى‌افزاييم: با توجه اين‌كه انسان، داراى روح قابل بقاء است و مى‌تواند واجد كمالات ابدى و جاودانى گردد آن هم كمالاتى كه از نظر مرتبه و ارزش وجودى، قابل مقايسه با كمالات مادّى نيست، اگر حيات او منحصر به همين حيات دنيوى محدود باشد با حكمت الهى، سازگار نخواهد بود. مخصوصاً با توجه به اينكه حيات دنيوى، توأم با رنجها و سختيها و ناگواريهاى فراوان است و غالباً تحصيل يك لذّت بدون تحمل رنج و زحمت، فراهم نمى‌شود بطورى كه حسابگران را به اين نتيجه مى‌رساند كه تحمل اين همه رنج و ناخوشى براى دستيابى به لذايذ محدود نمى‌ارزد. و از همين محاسبات است كه گرايش به پوچى و بيهودگى پديد مى‌آيد و حتى كسانى را با وجود علاقه شديد فطرى به زندگى، به سوى خودكشى مى‌كشاند.

راستى، اگر زندگى انسان جز اين نمى‌بود كه پيوسته زحمت بكشد و با مشكلات طبيعى و اجتماعى، دست و پنجه نرم كند تا لحظاتى را با شادى و لذّت بگذراند و آنگاه از فرط خستگى به خواب رود تا هنگامى كه بدنش آمادگى فعاليت جديد را پيدا كند و مجدداً «روز از نو روزى از نو» همى تلاش كند تا مثلاً لقمه نانى بدست آورد و لحظه‌اى از خوردن آن، لذّت ببرد و ديگر هيچ! چنين تسلسل زيان بار و ملال آورى را عقل نمى‌پسنديد و به گزينش آن، فتوى نمى‌داد. مَثَل چنين حياتى در بهترين شكل آن اين است كه راننده‌اى تلاش كند اتومبيل خود را به پمپ بنزين برساند و ظرف بنزينش را پر كند آنگاه با مصرف كردن بنزين موجود، اتومبيل خود را به پمپ بنزين ديگرى برساند و اين سير را همچنان ادامه دهد تا هنگامى كه اتومبيلش فرسوده شود و از كار بيفتد يا در اثر برخورد با مانع ديگرى متلاشى شود!

بديهى است نتيجه منطقىِ چنين نگرشى به زندگى انسان، جز پوچ گرايى نخواهد بود. از سوى ديگر، يكى از غرايز اصيل انسان، حبّ به بقاء و جاودانگى است كه دست آفرينش الهى در فطرت او به وديعت نهاده است و حكم نيروى محرّك فزاينده‌اى را دارد كه او را بسوى ابديّت، سوق مى‌دهد و همواره بر شتاب حركتش مى‌افزايد. اكنون اگر فرض شود كه سرنوشت چنين متحرّكى جز اين نيست كه در اوج شتاب حركت، به صخره‌اى برخورد كند و متلاشى شود آيا ايجاد آن نيروى فزاينده با چنين غايت و سرنوشتى متناسب خواهد بود؟!پس وجود چنين ميل فطرى، هنگامى با حكمت الهى سازگار است كه زندگى ديگرى جز اين زندگى محكوم به فنا و مرگ، در انتظار او باشد.

حاصل آنكه: با ضميمه كردن اين دو مقدّمه يعنى حكمت الهى، و امكان زندگى ابدى براى انسان به اين نتيجه مى‌رسيم كه مى‌بايد زندگى ديگرى براى انسان، وراى اين زندگى محدود دنيوى، وجود داشته باشد تا مخالف حكمت الهى نباشد.
و مى‌توان ميل فطرى به جاودانگى را مقدّمه ديگرى قرار داد و به ضميمه حكمت الهى، آن را برهان ديگرى به حساب آورد.

ضمناً روشن شد كه زندگى ابدى انسان بايد داراى نظام ديگرى باشد كه مانند زندگى دنيا مستلزم رنجهاى مضاعف نباشد. و گرنه، ادامه همين زندگى دنيوى حتى اگر تا ابد هم ممكن مى‌بود با حكمت الهى، سازگار نمى‌بود.

برهان عدالت

در اين جهان، انسانها در انتخاب و انجام كارهاى خوب و بد، آزادند: از يك سو، كسانى يافت مى‌شوند كه تمام عمر خود را صرف عبادت خدا و خدمت به بندگان او مى‌كنند. و از سوى ديگر، تبهكارانى ديده مى‌شوند كه براى رسيدن به هوسهاى شيطانى خودشان، بدترين ستمها و زشت ترين گناهان را مرتكب مى‌گردند. 
و اساساً هدف از آفرينش انسان در اين جهان و مجهّز ساختن او به گرايشهاى متضادّ و به نيروى اراده و انتخاب، و به انواع شناختهاى عقلى و نقلى، و فراهم كردن زمينه براى رفتارهاى گوناگون و قرار دادن وى بر سر دو راهيهاى حقيقت و باطل و خير و شرّ اين است كه در معرض آزمايشهاى بى شمار، واقع شود و مسير تكامل خود را با اراده و اختيار برگزنيند تا به نتايج اعمال اختيارى و پاداش و كيفر آنها برسد. 
و در حقيقت، سراسر زندگى دنيا براى انسان، آزمايش و ساختن و پرداختن هويّت انسانى خويش است و حتّى در آخرين لحظات زندگى هم معاف از آزمايش و تكليف و انجام وظيفه نيست.
اما مى‌بينيم كه در اين جهان، نيكوكاران و تبهكاران، به پاداش و كيفرى كه در خورِ اعمالشان باشد نمى‌رسند و چه بسا تبهكارانى كه از نعمتهاى بيشترى برخوردار بوده و هستند. و اساساً زندگى دنيا ظرفيّت پاداش و كيفر بسيارى از كارها را ندارد. مثلاً كسى كه هزاران شخص بى گناه را به قتل رسانيده است نمى‌توان او را جز يكبار، قصاص كرد و قطعاً ساير جناياتش بى كيفر مى‌ماند در صورتى كه مقتضاى عدل الهى اين است كه هر كس كوچكترين كار خوب يا بدى انجام دهد به نتيجه آن برسد.

پس همچنان كه اين جهان، سراى آزمايش و تكليف است بايد جهان ديگرى باشد كه سراى پاداش و كيفر و ظهور نتايج اعمال باشد و هر فردى به آنچه شايسته آن است نايل گردد تا عدالت الهى، تحقق عينى يابد!

ضمناً از همين بيان، روشن مى‌شود كه جهان آخرت، جاى انتخاب راه و انجام تكاليف نيست و در آينده، بحث بيشترى در اين باره خواهد آمد.

**************************************

پرسش

1- حكمت الهى و رابطه آن با نظام احسن را شرح دهيد.
2- برهان حكمت را با دو تقرير، بيان كنيد.
3- از اين برهان، چه نكته ديگرى غير از اثبات اصل معاد، استفاده مى‌شود؟
4- هدف از آفرينش انسان در اين جهان را توضيح دهيد.
5- برهان عدالت را مشروحاً بيان كنيد.
6- چه نكته خاصّى از اين برهان بدست مى‌آيد؟

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: اثبات معاد ,
تاریخ : یک شنبه 18 مهر 1400
بازدید : 8
نویسنده : J A V A D

درس چهل و سوّم 


تجرّد روح 


ـ مقدمه
شامل: دلايل عقلى بر تجرّد روح
ـ شواهد قرآنى

مقدّمه

دانستيم كه مسأله معاد، مبتنى بر مسأله روح است، يعنى هنگامى مى‌توان گفت: «كسى كه بعد از مرگ، زنده مى‌شود همان شخص سابق است» كه روح او بعد از متلاشى شدنِ بدن، باقى بماند، و به ديگر سخن: هر انسانى غير از بدن مادّى، داراى يك جوهر غيرمادّى و قابل استقلال از بدن مى‌باشد. در غير اين صورت، فرض حيات مجدّد براى همان شخص، فرض معقولى نخواهد بود.
پس، قبل از پرداختن به اثبات معاد و بيان معاد و بيان مسائل مربوط به آن، بايد اين مطلب به اثبات برسد. از اينرو، اين درس را اختصاص به همين موضوع مى‌دهيم و براى اثبات آن از دو راه، استدلال مى‌كنيم: يكى از راه عقل، و ديگرى از راه وحى1.

----------------------------------

1. ممكن است توهّم شود كه استدلال از راه وحى براى اثبات مسائل روح و معاد، استدلال دورى است. زيرا در برهانى كه براى ضرورت نبوت، اقامه گرديد حيات اخروى كه (مبتنى بر مسأله روح است) بعنوان «اصل موضوع» در نظر گرفته شد، پس اثبات خود اين اصل از راه وحى و نبوّت، مستلزم دور است.
ولى بايد توجه داشت كه صحّت استدلال به وحى، نيازمند به مسأله «ضرورت نبوّت» نيست بلكه مبتنى بر «وقوع» آن است كه از راه معجزه، ثابت مى‌شود (دقت كنيد). و چون قرآن كريم، خودبخود معجزه و دليل حقّانيت پيامبر اسلام(ص) است استدلال به آن، براى اثبات مسأله روح و معاد، صحيح است.

دلايل عقلى بر تجرّد روح

از ديرباز، فلاسفه و انديشمندان درباره روح (كه در اصطلاح فلسفى «نفس» ناميده مى‌شود)1 بحثهاى فراوانى كرده‌اند و مخصوصاً حكماى اسلامى اهتمام فراوانى به اين موضوع، مبذول داشته‌اند و علاوه بر اين‌كه بخش مهمى از كتابهاى فلسفى خودشان را به بحث پيرامون آن، اختصاص داده‌اند رساله ها و كتابهاى مستقلى نيز در اين زمينه نوشته‌اند و آراى كسانى كه روح را عَرَضى از اعراض بدن يا صورتى مادّى (منطبع در مادّه بدن) مى‌پنداشته‌اند را با دلايل زيادى ردّ كرده اند.

روشن است كه بحث گسترده پيرامون چنين موضوعى متناسب با اين كتاب نيست از اينرو، به بحث كوتاهى بسنده مى‌كنيم و مى‌كوشيم در اين باب بيان روشن و در عين حال متقنى را، ارائه دهيم. اين بيان را كه مشتمل بر چند برهان عقلى است با اين مقدمه، آغاز مى‌كنيم: 
ما رنگ پوست و شكل بدن خودمان را با چشم مى‌بينيم و زبرى و نرمى اندامهاى آن را با حسّ لامسه، تشخيص مى‌دهيم و از اندرون بدنمان تنها بطور غيرمستقيم مى‌توانيم اطلاع پيدا كنيم. اما ترس و مهر و خشم و اراده و انديشه خودمان را بدون نياز به اندامهاى حسّى، درك مى‌كنيم و هم چنين از «من»ى كه داراى اين احساسات و عواطف حالات روانى است بدون بكارگيرى اندامهاى حسّى، آگاه هستيم.

پس انسان، بطور كلّى، از دو نوع ادراك، برخوردار است: يك نوع، ادراكى كه نيازمند به اندامهاى حسّى است، و نوع ديگرى كه نيازى به آنها ندارد.

نكته ديگر آنكه: با توجه به انواع خطاهايى كه در ادراكات حسّى، روى مى‌دهد ممكن است احتمال خطا در نوع اوّل از ادراكات، راه بيابد به خلاف نوع دوّم كه به هيچ وجه جاى خطا و اشتباه و شكّ و ترديد ندارد. مثلاً ممكن است كسى شكّ كند كه آيا رنگ پوستش در واقع، همانگونه است كه حسّ مى‌كند يا نه. ولى هيچ كس نمى‌تواند شك كند كه آيا انديشه‌اى دارد يا نه؛ آيا تصميمى گرفته است يا نه؛ و آيا شكّى دارد يا ندارد!
اين، همان مطلبى است كه در فلسفه با اين تعبير، بيان مى‌شود: علم حضورى مستقيماً به

--------------------------------------

1. بايد دانست كه اصطلاح فلسفى «نفس» غير از اخلاقى آن است كه در مقابل «عقل» و به عنوان ضدّ آن بكار مى‌رود.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: تجرّد روح ,
تاریخ : یک شنبه 18 مهر 1400
بازدید : 8
نویسنده : J A V A D
اهميت فرجام‌شناسى

موقعيّت روح در وجود انسان

نكته ديگرى را كه بايد در اينجا خاطر نشان كنيم اين است كه تركيب انسان از روح و بدن، مانند تركيب آب از اكسيژن و هيدروژن نيست كه با جدا شدن آنها از يكديگر، موجود مركّب به عنوان يك «كلّ» نابود شود بلكه روح، عنصر اصلى انسان است و تا آن، باقى باشد انسانيّت انسان و شخصيّت شخص، محفوظ خواهد بود. و به همين جهت است كه عوض شدن سلولهاى بدن، آسيبى به وحدت شخص نمى‌رساند. زيرا ملاك وحدت حقيقىِ انسان، همان وحدت روح اوست.
قرآن كريم با اشاره به اين حقيقت، در پاسخ منكرين معاد كه مى‌گفتند: «چگونه ممكن است انسان بعد از متلاشى شدن اجزاى بدنش حيات جديدى بيابد؟» مى‌فرمايد: 

«قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ»1.
بگو (شما نابود نمى‌شويد بلكه) فرشته مرگ شما را مى‌گيرد.

پس قوام انسانيّت و شخصيّت هر كسى به همان چيزى است كه ملك الموت آن را قبض و توفّى مى‌كند نه براى اجزاى بدنش كه در زمين، پراكنده مى‌شوند.

---------------------------------------------

1. سوره سجده، آيه 11.

پرسش

1- آيا پيوستگى اجزاى متغيّر يك مجموعه را مى‌توان ملاك وحدت آن دانست؟ چرا؟
2- چه ملاك ديگرى را مى‌توان براى وحدت تركيبات ارگانيك، ارائه داد؟
3- نظريه فلسفى معروف درباره وحدت موجودات مركّب و بخصوص موجودات زنده كدام است؟ 
4- فرق بين صورت طبيعى و نفس چيست؟
5- نفس نباتى چه فرقى با نفس حيوانى و انسانى دارد؟ و اين فرق، چه تأثيرى در مسأله معاد مى‌تواند داشته باشد؟
6- تصوّر صحيح معاد، نيازمند به چه اصولى است؟
7- تركيب انسان از روح و بدن، چه تفاوتى با تركيبات شيميايى دارد؟



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: اهميت فرجام‌شناسى ,
تاریخ : یک شنبه 18 مهر 1400
بازدید : 18
نویسنده : J A V A D

بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ»1
و بدين سان براى هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم كه براى فريفتن مردم پيرايه هاى سخن را به يكديگر الهام مى‌كنند و اگر خدا مى‌خواست (جبراً جلوى آنها را مى‌گرفت و) چنين كارهايى انجام نمى‌دادند (ولى خواست خدا اين است كه مردم در گزينش راه خوب و بد، آزاد باشند) پس آنان را با دروغهايشان واگذار. و تا دلهاى كسانى كه ايمان به آخرت ندارند به سخنان آراسته آنان فرا داده شود و آنها را بپسندند و آنچه را بخواهند مرتكب شوند.

نتيجه

براى اينكه شخص بتواند راهى را در زندگى برگزيند كه به سعادت حقيقى و كمال نهائيش بينجامد بايد بينديشد كه: آيا حيات انسانى با مرگ، پايان مى‌يابد يا پس از آن، حيات ديگرى خواهد داشت؟ و آيا انتقال از اين جهان به جهان ديگر، همانند مسافرت از شهرى به شهر ديگر است كه مى‌توان لوازم و وسايل زيستن را در همان جا فراهم كرد يا اينكه حيات اين جهان، مقدّمه و زمينه ساز خوشيها و ناخوشيهاى آن جهان است و كار را بايد در اين جا انجام داد و نتيجه نهائيش را در آنجا يافت؟ و تا اين مسائل، حلّ نشود نوبت به شناختن راه و گزينش خطّ مشى و برنامه زندگى نمى‌رسد زيرا تا مقصد سير و سفر، معلوم نشود نمى‌توان راه وصول به آنرا تشخيص داد.
در پايان، يادآور مى‌شويم كه احتمال وجود چنين حياتى هر قدر ضعيف، فرض شود كافى است كه انسان هوشيار و خردمند را وادار به تحقيق و پژوهش درباره آن كند زيرا «مقدار محتمَل» بى نهايت است.

--------------------------------------------

1. سوره انعام، آيه 112، 113.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , فرجام شناسی , ,
:: برچسب‌ها: اهميت فرجام‌شناسى ,

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->



تماس بامن در تلگرام تماس با من در اینستاگرام

# بازديد امروز: 778

# بازديد ديروز: 13624

# بازديد هفته: 54302

# بازديد کل: 115044

#تعداد مطالب: 2871

#گوگل امروز : 78

# گوگل ديروز: 1362

# بازديد ماه: 115044

# آي پي ديروز : 4541

# آي پي امروز: 4541

#بازديد سال: 228676

RSS

Powered By
loxblog.Com