موزیک پلیر

آپلود عکس بعد جسمی و معنوی عید سعید فطر
آپلود عکس وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D
بعد جسمی و معنوی عید سعید فطر

 

-متحرک-عید-سعید-فطر-5
به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر؛
عيد به معناي بازگشت است. به روزهايي كه مشكلات از قوم و جمعيتي برطرف مي ‏شود و به پيروزي‏ها و راحتي‏ هاي نخستين بازگشت مي ‏كنند، عيد گفته مي ‏شود.

مفهوم عيد در فرهنگ اسلامي

واژه «عيد» در اصل از فعل عادَ (عَوَدَ) يَعودُ اشتقاق يافته و به معناي «بازگشت» است. واژه عيد تنها يك‏بار در قرآن به كار رفته است:

... اللّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيدًا ِلأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ.[۱]
... بارالها، پروردگارا! از آسمان، خواني بر ما فرو فرست تا عيدي براي اول و آخر ما باشد و نشانه‏ اي از جانب تو! 

عيد به معناي بازگشت است. به روزهايي كه مشكلات از قوم و جمعيتي برطرف مي ‏شود و به پيروزي‏ها و راحتي‏ هاي نخستين بازگشت مي ‏كنند، عيد گفته مي ‏شود.

در عيدهاي اسلامي، به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي ‏گردد و آلودگي‏ هايي كه برخلاف فطرت است، از ميان مي‏ رود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است، حضرت مسيح عليه ‏السلام آن را عيد ناميد.

امام علي عليه ‏السلام مي ‏فرمايد: «هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است».[۲]

امروز، عيد كسي است كه خداوند روزه ‏اش را پذيرفته و عبادتش را سپاس گزارده است. هر روزي كه خداوند مورد نافرماني قرار نگيرد، عيد راستين است.

وجه عيد بودن اولين روز ماه شوال

روز اول ماه شوال از دو جهت عيد فطر ناميده شده است:

الف) بعد جسمي

در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و اجازه داده شده كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. فِطر و فَطر و فطور به معناي خوردن و آشاميدن ابتداي خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناي آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتي از نخوردن و نياشاميدن ابتداي خوردن و آشاميدن را افطار مي‏ نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامي كه مغرب شرعي در روزهاي ماه رمضان، شروع مي ‏شود انسان افطار مي‏ كند يعني اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.[۳]

ب) بعد معنوي

عيد فطر، روزي است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه دادن و بخشيدن است.

در اين روز خداوند به بندگان خويش جايزه و پاداش مي‏ دهد. همچنين خداوند به بندگان خويش اجازه مي ‏دهد تا نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگي به جاي آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاي خويش پوزش خواهند.

خداوند نيز به بندگان، هر نيازي را بخواهند، بيش از آنچه چشم دارند، به آنان مي ‏بخشد و از مهرباني و بنده‏ نوازي، بخشايش و كارسازي در حق آنان روا مي‏ دارد كه گمان نيز نمي ‏برند.[۴]

 

پی نوشتها:

---------------------------------

[۱] مائده: ۱۱۴

[۲] نهج ‏البلاغه دشتى، ص ۷۳۳، حكمت ۴۲۸.

[۳] مقاله «مفهوم عيد در فرهنگ اسلامى»، ره توشه راهيان نور، ص ۲۴۹.

[۴] المراقبات، ص ۱۶۷.



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: بعد جسمی و معنوی عید سعید فطر ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D

 

سند چهارم: براء بن عازب از فاطمه زهرا سلام الله عليها «لأَوَلَّهُم إِسلامًا»

براء بن عازب صحابي رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز فرمايش رسول خدا در باره اميرمؤمنان را از فاطمه زهرا نقل كرده است.

اين روايت در نسخ مختلف كتاب علل دار قطني، چنين آمده است :

وسُئِلَ عَن حَدِيثِ أَبِي إِسحاقَ، عَنِ البَراءِ، عَن فاطِمَةَ بِنتِ رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم، لَمّا زَوَّجَها عَلِيًّا قالَت: زَوَّجتَنِيهِ أَحمَشَ السّاقَينِ، عَظِيمَ البَطنِ فَقالَ: إِنَّهُ لأَوَلَّهُم إِسلامًا، وأَكثَرُهُم عِلمًا، وأَعظَمُهُم حِلمًا. فَقالَ: يَروِيهِ أَبُو إِسحاق السَّبِيعِيُّ.

الدارقطني البغدادي، ابوالحسن علي بن عمر (متوفاى 385هـ)، العلل الواردة في الأحاديث النبوية، ج 15، ص 172 ش 3930، تحقيق: د. محفوظ الرحمن زين الله السلفي، ناشر: دار طيبة - الرياض، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م

در دو نسخه مختلف از كتاب علل دارقطني چنين آمده است :

 

 

نسخه اول:

 

(719) وَسُئِلَ عَنْ حَدِيثِ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنِ الْبَرَاءِ، عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صلى‌الله عليه وسلم لَمَّا زَوَّجَهَا عَلِيًّا قَالَتْ: زَوَّجْتَنِيهِ أَحْمَشَ السَّاقَيْنِ، عَظِيمَ الْبَطْنِ. فَقَالَ: ‌ إِنَّهُ لأَوَلَّهُمْ إِسْلامًا، وَأَكْثَرُهُمْ عِلْمًا، وَأَعْظَمُهُمْ حِلْمًا ‌.

وخالفه إسحاق بْنِ إِبْرَاهِيمَ الأَزْدِيِّ، شَيْخٍ كُوفِيٍّ مِنَ الشِّيعَةِ، فَرَوَاهُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ.

اسم الكتاب: الخامس من علل الدارقطني للالدارقطني سنة الوفاة: 385 النشر: شركة أفق للبرمجيات (من المخطوط) بلد النشر: مصر سنة النشر: 2004 رقم الطبعة: الأولى المحقق: قسم المخطوطات بشركة أفق للبرمجيات

 

 

نسخه دوم:

 

3930 - وسُئِلَ عَن حَدِيثِ أَبِي إِسحاقَ، عَنِ البَراءِ، عَن فاطِمَةَ بِنتِ رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم، لَمّا زَوَّجَها عَلِيًّا قالَت : زَوَّجتَنِيهِ أَحمَشَ السّاقَينِ، عَظِيمَ البَطنِ فَقالَ : إِنَّهُ لأَوَلَّهُم إِسلامًا، وأَكثَرُهُم عِلمًا، وأَعظَمُهُم حِلمًا .

فَقالَ : يَروِيهِ أَبُو إِسحاق السَّبِيعِيُّ، واختُلِفَ عَنهُ ؛ فَرَواهُ عُمر بنُ المُثَنَّى، سُئِلَ الشَّعبِيُ عَنهُ، فَقالَ : لا أَعرِفُهُ إِلا عَن أَبِي إِسحاقَ، عن البراء

وخالفه إسحاق بن إِبراهِيمَ الأَزدِيِّ، شَيخٍ كُوفِيٍّ مِنَ الشِّيعَةِ ؛ فَرَواهُ عَن أَبِي إِسحاقَ، عَن أَبِي، عن زيد بن أرقم .

العلل الواردة في الأحاديث النبوية ج 15، ص 172

البته ظاهرا متن اول دقيق تر است، زيرا «ابي اسحاق عن ابي» معني ندارد ولي در هر صورت يكي از اين دو صحابي پيامبر (ص) نيز اين روايت را نقل كرده‌اند .

3. از طريق معقل بن يسار: «أَقْدَمَ أمتي سِلْمَا» (سند صحيح)

احمد بن حنبل از معقل بن يسار، صحابي رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه آن حضرت به فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود: شوهر تو نخستين مسلمان از ميان امت من است:

20322 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا أبو أَحْمَدَ ثنا خَالِدٌ يعني بن طَهْمَانَ عن نَافِعِ بن أبي نَافِعٍ عن مَعْقِلِ بن يَسَارٍ قال وَضَّأْتُ النبي صلى الله عليه وسلم ذَاتَ يَوْمٍ فقال هل لك في فَاطِمَةَ رضي الله عنها تَعُودُهَا فقلت نعم فَقَامَ مُتَوَكِّئاً علي فقال أَمَا انه سَيَحْمِلُ ثِقَلَهَا غَيْرُكَ وَيَكُونُ أَجْرُهَا لك قال فَكَأَنَّهُ لم يَكُنْ عَلَىَّ شيء حتى دَخَلْنَا على فَاطِمَةَ عليها السَّلاَمُ فقال لها كَيْفَ تَجِدِينَكِ قالت والله لَقَدِ اشْتَدَّ حزني وَاشْتَدَّتْ فاقتي وَطَالَ سقمي

قال أبو عبد الرحمن وَجَدْتُ في كِتَابِ أبي بِخَطِّ يَدِهِ في هذا الحديث قال أو ما تَرْضَيْنَ أني زَوَّجْتُكِ أَقْدَمَ أمتي سِلْمَا وَأَكْثَرَهُمْ عِلْماً وَأَعْظَمَهُمْ حِلْماً.

معقل بن يسيار مي‌گويد: در يكى از روزها كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سرگرم وضو گرفتن بود، حضور مباركش شرفياب شدم. پس از اندك فاصله‏اى، فرمود: آيا مى‏خواهى از «فاطمه» عيادت كنى؟ در پاسخ گفتم: البته، مايلم از ايشان، عيادت كنم. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه بر من تكيه داشت، از محل خود برخاست و فرمود: به زودى سنگينى آنرا ديگرى متحمل مى‏شود و پاداش آن، از آن تو خواهد بود. «معقل» گويد: با آنكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر من تكيه داشت ولى من هيچگونه احساس سنگينى در خود نمى‏كردم، در همين حال، به حضور فاطمه عليها السّلام شرفياب شدم، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله احوال فاطمه عليها السّلام را جويا شده و فرمود: خود را چگونه مى‏يابى؟ حضرت فاطمه عليها السّلام در پاسخ به عرض رسانيد: به خدا سوگند! اندوه و بينوائى من از حدّ گذشته است و دردمنديم زياد شده است.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

سند دوم

سند دوم روايت بريده اين است:

أخبرنا أبو القاسم هبة الله بن عبد الله أنا أبو بكر الخطيب أنا أبو الحسن محمد بن عبد الواحد أنا أبو الحسن علي بن عمر بن أحمد الدارقطني أنا أحمد بن محمد بن سعيد نا الحسن بن علي بن عفان نا محمد بن الصلت نا شداد بن رشيد الجعفي عن جابر بن يزيد الجعفي عن ابن بريدة عن أبيه قال قال لي النبي صلى الله عليه وسلم هل لك أن تعود فاطمة فأتاها فدخل عليها فقال كيف تجدينك فشكت إليه فقال ما الوتك أقدمهم سلما وأعلمهم علما وأحلمهم حلما.

بريده از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا به من فرمود: آيا مي‌خواهي به عيادت فاطمه بروي؟ پس به عيادتش رفتيم و بر ايشان وارد شديم. رسول خدا فرمود: خودت را چگونه مي يابي؟ فاطمه به رسول خدا شكايت كرد. پيامبر فرمود: من تو را محروم نكرد از ازدواج كردن با نخستين مسلمان و داناترين و بردبار ترين آنها.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص131، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

سند سوم:

سند سوم روايت بريده را نيز ابن عساكر اين‌گونه آورده است:

أخبرنا أبو نصر بن رضوان وأبو غالب بن البنا وأبو محمد عبد الله بن محمد بن نجا قالوا أنا أبو محمد الجوهري أنا أبو بكر بن مالك نا العباس بن إبراهيم القراطيسي نا محمد بن إسماعيل الأحمسي نا مفضل بن صالح نا جابر الجعفي عن سليمان بن بريدة عن أبيه قال قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم قم بنا يا أبا بريدة نعود فاطمة فلما أن دخلنا عليها أبصرت أباها ودمعت عيناها قال ما يبكيك يا ينية قالت قلة الطعام وكثرة الهم وشدة السقم قال أما والله لما عند الله خير مما ترغبين إليه يا فاطمة أما ترضين أني زوجتك أقدمهم سلما وأكثرهم علما وأفضلهم حلما وأن ابنيك لمن شباب أهل الجنة.

ترجمه اين روايت در روايت اول گذشت.

تاريخ مدينة دمشق ج 42، ص 131

البته اين عبارت، با مضمون ديگري نيز در كتاب سيوطي نقل شده است :

7847 عَنْ بريدَةَ قَالَ :

30 ( قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لِفَاطِمَةَ: زَوَّجْتُكِ خَيْرَ أَهْلِي: أَعْلَمَهُمْ عِلْمَاً، وَأَفْضَلَهُمْ حِلْمَاً ، وَأَوَّلَهُمْ سِلْمَاً). ( خط فِي المتفق ) .

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 16، ص252، طبق برنامه الجامع الكبير.

نتيجه: روايت بريده با سه سند نقل شد و سند اول آن از نظر رجالي معتبر است.

5. از طريق ابن عباس (با سه مضمون با دو سند معتبر)

از ابن عباس نقل شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله امير مؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام را پيشگام در اسلام معرفي كرده است. اين روايت از وي دو مضمون دارد :

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

مضمون دوم : «هذا أول من آمن بي»

روايت ديگري را ابن عساكر با سند ذيل از ابن عباس نقل كرده است كه رسول خدا فرمود: نخستين كسي‌كه به من آورد، حضرت علي بوده است:

أخبرنا أبو البركات عبد الوهاب بن المبارك الأنماطي أنا أبو بكر محمد بن المظفر بن بكران الشامي نا أبو الحسن أحمد بن محمد العتيقي أنا أبو يعقوب محمد بن يوسف بن أحمد بن الدجيل نا أبو جعفر محمد بن عمرو العقيلي حدثني علي بن سعيد نا عبد الله بن داهر بن يحيى الرازي حدثني أبي عن الأعمش عن عبابة الأسدي عن ابن عباس ...

 

 

ابن عباس گفته است: به زودي فتنه اي رخ مي‌دهد اگر هريكي از شما آن را درك كرديد، بر شما است كه به كتاب خدا و علي بن ابي طالب پناه ببريد؛‌ زيرا من از رسول خدا صلي الله عليه وسلم در حالي كه دست علي را گرفته بود، شنيدم كه مي‌فرمود: 

 

 

وبإسناده عن ابن عباس قال ستكون فتنة فإن أدركها أحد منكم فعليه بخصلتين كتاب الله وعلي بن أبي طالب فإني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول وهواخذ بيد علي هذا أول من امن بي وأول من يصافحني يوم القيامة وهو فاروق هذه الأمة يفرق بين الحق والباطل وهو يعسوب المؤمنين والمال يعسوب الظالمين وهو الصديق الأكبر وهو بابي الذي أوتى منه وهو خليفتي من بعدي

اين نخستين شخصي است كه به من ايمان آورد و نخستين شخصي است كه در روز قيامت با من مصافحه مي‌كند. او فاروق اين امت است كه ميان حق و باطل جدايي مي‌اندازد. او سردار مؤمنان است ...

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 43، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

مضمون سوم : «علي بن ابي طالب السابق إلى محمد»

در اين روايت رسول خدا صلي الله عليه وآله يوشع بن نون، صاحب ياسين و علي بن ابي‌طالب عليه السلام را به ترتيب سابقان امت موسي، عيسي و امت اسلام معرفي كرده است:

550 . ابن مردويه، عن ابن عباس، عن النبي (صلى الله عليه وسلم) قال: ‌ السبق ثلاثة؛ فالسابق إلى موسى يوشع بن نون، والسابق إلى عيسى صاحب يس، والسابق إلى محمد (صلى الله عليه وسلم) علي بن أبي طالب (رضي الله عنه) ‌.

ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل شده است كه سابقان سه نفر اند. سابق به سوي موسي يوشع بن نون و سابق به سوي عيسي صاحب ياسين و سابقه به سوي محمد علي بن ابي‌طالب هستند.

مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص 331

روايت فوق در معجم كبير طبراني با اين سند نقل كرده است:

حدثنا الحسين بن إسحاق التستري ثنا الحسين بن أبي السري العسقلاني ثنا حسين الأشقر ثنا سفيان بن عيينة عن بن أبي نجيح عن مجاهد عن بن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم قال السبق ثلاثة فالسابق إلى موسى يوشع بن نون والسابق إلى عيسى صاحب ياسين والسابق إلى محمد صلى الله عليه وسلم علي بن أبي طالب.

المعجم الكبير - الطبراني - ج 11، ص 77

 

 

بررسي سند روايت

 

هيثمي بعد از نقل روايت، در باره سندس مي‌نويسد:

رواه الطبراني وفيه حسين بن حسن الأشقر وثقه ابن حبان وضعفه الجمهور، وبقية رجاله حديثهم حسن أو صحيح .

اين روايت را طبراني نقل كرده و در سند آن حسين بن حسن اشقر است كه ابن حبان وي را توثيق كرده و جمهور تضعيف كرده اند اما بقيه رجال سند حسن يا صحيح هستند.

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 ص 102

همانگونه كه از عبارت هيثمي پيدا است،‌ حسين اشقر هم تضعيف دارد و هم توثيق كه ايشان به توثيق ابن حبان اشاره كرده است.

اما با جستجو در كتب اهل سنت،‌ مي‌بينيم كه افراد ديگري نيز ايشان را توثيق كرده و رواياتش را صحيح مي‌دانند.

اولا: ابن حبان وي را توثيق كرده است.

ثانيا: حاكم نيشابوري كه حافظ علي الاطلاق در روايات است، روايتش را كه در باره آيه «انما انت منذر و لكل قوم هاد» آورده، تصحيح كرده است:

4646 أخبرنا أبو عمرو عثمان بن أحمد بن السماك ثنا عبد الرحمن بن محمد بن منصور الحارثي ثنا حسين بن حسن الأشقر ثنا منصور بن أبي الأسود عن الأعمش عن المنهال بن عمرو عن عباد بن عبد الله الأسدي عن علي إنما أنت منذر ولكل قوم هاد قال علي رسول الله صلى الله عليه وسلم المنذر وأنا الهادي

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

المستدرك على الصحيحين  ج 3، ص 140

ثالثا: حسين اشقر در سلسله اسناد روايات احمد بن حنبل و يحيي بن معين واقع شده و آنها از وي روايت نقل كرده اند. اين مطلب نشان مي‌دهد كه وي در نزد آنها از اعتبار خوبي برخودار بوده است.

علي بن هبة الله مي‌گويد:



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام , نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

فصل سوم؛ پيشگامي اميرمومنان در سخنان خود آن حضرت

علاوه بر رواياتي كه از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل شد، روايات فراواني از خود اميرمؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام وجود دارد كه اولين مسلمان بودن حضرت را ثابت مي‌كند.

در اين فصل اين روايت را از 11 طريق (كه 4 طريق آن معتبر است و يك طريق ديگر آن را علماي اهل سنت معتبر شمرده‌اند) نقل مي‌كنيم:

1. حبة‌ العرني از اميرمؤمنان : اولين مسلمان بودن و نماز گذاردن علي (ع) قبل از همه امت (با چند مضمون و سند معتبر)

حبة‌ العرني از تابعاني است كه توفيق همراهي با اميرمؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام را داشته و در جنگ نهروان نيز حاضر بوده است.

 اين شخص، سخن اميرمؤمنان عليه السلام را كه فرموده : من هفت سال قبل از همه مردم با رسول خدا صلي الله عليه وآله نماز خوانده ام،‌ با عبارات مختلف نقل كرده و برخي طرقش معتبر است.

مضمون اول: لقد صَلَّيْتُ قبل أَنْ يصلي الناس سَبْعاً (سند معتبر)

احمد بن حنبل در كتاب مسندش، روايت را با سند معتبر آورده است:

776 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا أبو سَعِيدٍ مولى بَنِى هَاشِمٍ ثنا يحيى بن سَلَمَةَ يَعْنِى بن كُهَيْلٍ قال سمعت أبي يحدث عن حَبَّةَ العرني قال رأيت عَلِيًّا رضي الله عنه ضَحِكَ على الْمِنْبَرِ لم أَرَهُ ضَحِكَ ضَحِكاً أَكْثَرَ منه حتى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ ثُمَّ قال ذَكَرْتُ قَوْلَ أبي طَالِبٍ ظَهَرَ عَلَيْنَا أبو طَالِبٍ وأنا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَنَحْنُ نُصَلِّى بِبَطْنِ نَخْلَةَ فقال مَاذَا تَصْنَعَانِ يا بن أخي فَدَعَاهُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إلى الإِسْلاَمِ فقال ما بالذي تَصْنَعَانِ بَأْسٌ أو بالذي تَقُولاَنِ بَأْسٌ وَلَكِنْ والله لاَ تعلوني أستي أَبَداً وَضَحِكَ تَعَجُّباً لِقَوْلِ أبيه ثُمَّ قال اللهم لاَ أَعْتَرِفُ أَنَّ عَبْداً لك من هذه الأُمَّةِ عَبَدَكَ قبلي غير نَبِيِّكَ ثَلاَثَ مرات لقد صَلَّيْتُ قبل أَنْ يصلي الناس سَبْعاً

حبه العرني مي‌گويد:‌در يكى از روزها كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز منبر تشريف داشت چنان خنديد كه دندانهاى مباركش ظاهر گرديد و من تا آنروز حضرت را چنين خندان نديده بودم.- سپس فرمود:- در اين هنگام، بياد «ابو طالب» عليه السّلام افتادم هنگامى كه در زير درخت خرما همراه با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز مى‏گزاردم، «ابو طالب» ظاهر شد و گفت: اى برادرزاده چه مى‏كنى؟ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را به پذيرش اسلام دعوت كرد. «ابو طالب» گفت: در آنچه مى‏كنيد- يا در آنچه مى‏گوييد- ايرادى نيست. سپس حضرت على عليه السّلام سه بار فرمود: پروردگارا! سراغ ندارم كسى از اين امت را به استثناء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله، كه پيش از من سر اطاعت و عبادت در برابر تو به خاك گذاشته باشد. پس از اين على عليه السّلام اضافه كرد: همانا هفت سال پيش از ديگران، به عبادت خدا پرداختم.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 1، ص 99، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

 

 

تصحيح روايت از سوي هيثمي و سخاوي:

 

هيثمي در كتاب «مجمع الزوائد» بعد از نقل روايت،‌ سند آن را حسن دانسته است:

وعن حبة العرني قال رأيت عليا عليه السلام يضحك على المنبر لم أره ضحك ضحكا أكثر منه حتى بدت نواجذه ثم قال ذكرت قول أبي طالب ظهر علينا أبو طالب وأنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ونحن نصلي ببطن نخلة فقال ماذا تصنعان يا ابن أخي فدعاه رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى الإسلام فقال ما بالذي تصنعان بأس ولكن لا تعلوني أستي أبدا فضحك تعجبا لقول أبيه ثم قال اللهم لا أعترف عبدا من هذه الأمة عبدك قبلي غير نبيك ثلاث مرات لقد صليت قبل أن يصلي الناس سبعا.

رواه أحمد وأبو يعلى باختصار والبزار والطبراني في الأوسط وإسناده حسن.

مجمع الزوائد  ج 9، ص 102

سخاوي نيز بعد از نقل روايت،‌ سندش را حسن دانسته است:

وقيل بل أولهم إسلاما علي بن أبي طالب رضي الله عنه لقوله على المنبر اللهم لا أعرف عبدك قبلي غير نبيك ثلاث مرات لقد صليت قبل أن يصلي الناس سبعا وسنده حسن.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن (متوفاى902هـ)، فتح المغيث شرح ألفية الحديث، ج3، ص135، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الأولى، 1403هـ.

زين الدين عراقي در كتاب «التقييد والإيضاح شرح مقدمة ابن الصلاح»، بعد از نقل روايت تنها اشكال روايت را در ضعيف «حبة العرني» دانسته و مي‌نويسد:

 وحبة بن جوين العرنى ضعفه الجمهور وهو من غلاة الشيعة ووثقه العجلى.

العراقي، أبو الفضل زين الدين عبد الرحيم بن الحسين (متوفاى806هـ)، التقييد والإيضاح شرح مقدمة ابن الصلاح،  ج 1   ص 311، تحقيق : عبد الرحمن محمد عثمان، ناشر : دار الفكر للنشر والتوزيع - بيروت، الطبعة : الأولى، 1389هـ - 1970م .

از اين جهت شايسته است كه توثيقات اين راوي و تصحيح سند روايت را متذكريم مي‌شويم:



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

12. از طريق ابو سعيد خدري صحابي (با دو مضمون)

ابو سعيد خدري از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله اين فرمايش رسول خدا صلي الله عليه وآله را با چند سن نقل كرده است:

 

 

مضمون اول: وأقدمهم سلماً

 

در سند نخست كه از ابو سعيد خدري نقل شده، فرمايش رسول خدا صلي الله عليه وآله در باره نخستين مسلمان بودن اميرمؤمنان عليه السلام در ضمن داستان ديگر و در قضيه مريضي رسول خدا در خطاب با فاطمه زهرا سلام الله عليها بيان شده است:

وعن ابن هارون العبدي قال لقيت أبا سعيد الخدري ( رض ) فقلت له : هل شهدت بدراً ؟ قال : نعم، فقلت : أفلا تحدّثني بما سمعت من رسول الله (صلى الله عليه وآله) في عليّ (عليه السلام) وفضله ؟ قال : بلى أُخبرك أنّ رسول الله (صلى الله عليه وآله) مرض مرضةً نقه منها، فدخلت عليه فاطمة ( عليها السلام ) وأنا جالس عن يمين النبي ( صلى الله عليه وآله ) فلمّا رأت فاطمة ما برسول الله ( صلى الله عليه وآله ) من الضعف خنقتها العبرة حتّى بدت دموعها على خدّها، فقال لها رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ما يبكيك يا فاطمة ؟ قالت : أخشى الضيعة يا رسول الله، فقال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : يا فاطمة إنّ الله تعالى أطلع إلى الأرض إطلاعةً على خلقه فاختار منهم أباك فبعثه نبيّاً، ثمّ أطلع ثانيةً فاختار منهم بعلك فأوحى إلىَّ أن انكحه فاطمة فأنكحته إيّاكِ واتّخذته وصيّاً .

أما علمت أنكِ بكرامة الله تعالى إيّاك زوّجك أغزرهم علماً وأكثرهم حلماً وأقدمهم سلماً؟ ...

ابن هارون عبدي مي‌گويد:‌ ابو سعيد خدري را ملاقات كردم برايش گفتم: آيا در بدر حاضر بودي؟ گفت:‌ بلي. گفتم: آيا از آنچه از رسول خدا در فضيلت علي شنيده‌اي با من سخن نمي‌گويي؟ گفت: خبر مي‌دهم، رسول خدا مريض شد كه از آن خوب شد، فاطمه زهرا ‌بر ايشان وارد شد و من طرف راست حضرت نشسته بودم. وقتي فاطمه ضعيف حضرت را ديد اشكهايش بر گونه هايش جاري شد. رسول خدا به فاطمه فرمود: براي چه گريه مي‌كني؟ فاطمه گفت: مي‌ترسم ترا از دست بدهم. رسول خدا فرمود: اين فاطمه همانا خداوند نگاهي به زمين كرد و از ميان مخلوقاتش پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد.

 دوباره به زمين نگاه كرد از ميان آنها شوهرت را برگزيد و به سوي من وحي نمود كه فاطمه را به ازدواج او در آورم پس تو را به نكاح ايشان در آوردم و او را وصي خودم قرار دادم. آيا مي‌داني كه خداوند گرامي داشته ترا به ازدواج با كسي كه علمش از همه بيشتر و حملش از همه فزونتر و در اسلام از همه پيشگام تر است.

المالكي، علي بن محمد بن أحمد المالكي المكي المعروف بابن الصباغ (متوفاي885هـ)، الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج2، ص 1114، تحقيق: سامي الغريري، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر  مركز الطباعة والنشر في دار الحديث – قم، الطبعة الأولى: 1422



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 6
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

سندي ديگر براي مضمون چهارم

سند ديگر اين روايت از طريق حبة العرني با مضمومون «انا اول من اسلم» اين است:

أخبرنا أبو الفتح يوسف بن عبد الواحد أنا شجاع بن علي أنا أبو عبد الله بن مندة أنا خيثمة بن سليمان نا إسحاق بن سيار نا عبيد الله بن موسى نا سفيان الثوري وشعبة بن الحجاج عن سلمة بن كهيل عن حبة بن جوين عن علي بن أبي طالب قال أنا أول من أسلم.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص31، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

2. معاذة العدوية از حضرت علي (ع):«آمنت قبل ان يؤمن أبوبكر وأسلمت قبل أن يسلم أبوبكر» (سند معتبر)

معاذة العدويه از امير مؤمنان عليه السلام نقل كرده كه حضرت خودش را اولين مؤمن و مسلمان معرفي مي‌كند. اين روايت با چند سند از طريق وي نقل شده است:

سند اول: وأسلمت قبل أن يسلم أبو بكر (سند معتبر)

ابن قتيبه در كتاب «المعارف» روايت را اين‌گونه آورده است:

وحدثنى أبو الخطاب قال حدثنا نوح بن قيس قال حدثنا سليمان أبو فاطمة عن معاذة بنت عبد الله العدوية قالت سمعت علي بن أبي طالب على منبر البصرة وهو يقول أنا الصديق الأكبر آمنت قبل ان يؤمن أبو بكر وأسلمت قبل أن يسلم أبو بكر.

معاذه دختر عبد الله عدويه مي‌گويد: از علي بن ابي طالب كه بر منبر بصره بود،‌ شنيدم كه مي‌فرمود: من صديق اكبرم،‌ پيش از اين كه ابو بكر ايمان و اسلام بياورد من به رسول خدا ايمان و اسلام آوردم.

ابن قتيبة، أبو محمد عبد الله بن مسلم متوفاي276هـ)، المعارف، ج 1، ص 169،‌ تحقيق: دكتور ثروت عكاشة دار النشر: دار المعارف - القاهرة، طبق برنامه الجامع الكبير.

 

 

بررسي سند روايت

 

الف: زياد بن يحيى بن زياد بن حسان:

مزي در كتاب «تهذيب الكمال»، مي‌نويسد: ابو حاتم و نسائي وي را توثيق كرده و ابن حبان هم او را در كتاب «الثقات» آورده است:

 زياد بن يحيى بن زياد بن حسان بن عَبد الله الحساني، أبو الخطاب النكري، العدني، البَصْرِيّ. .... قال أبو حاتم، والنَّسَائي : ثقة.

وذكره ابنُ حِبَّان في كتاب‌الثقات‌وَقَال : مات سنة أربع وخمسين ومئتين.

... ابو حاتم و نسائي گفته اند: وي ثقه است. ابن حبان وي را در كتاب «الثقات» آورده است.

تهذيب الكمال ج 9، ص 523

ابن حجر عسقلاني نيز مي‌نويسد:

 قال أبو حاتم والنسائي ثقة وذكره وابن حبان في الثقات وقال مات سنة أربع وخمسين ومائتين قلت

تهذيب التهذيب ج 3، ص 335

ب: نوح بن قيس:

يحيي بن معين و ابو داود وي را توثيق كرده اند:

نوح بن قيس بن رباح الأزدي الحداني، قال عَبد الله بن أحمد بن حنبل عَن أبيه، وعثمان بن سَعِيد الدارمي عن يحيى بن مَعِين : ثقة . وَقَال أبو داود : كان يتشيع. وَقَال مرة أخرى : ثقة، وبلغني عن يحيى أنه ضعفه. وَقَال النَّسَائي : ليس به بأس.

عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش و عثمان بن سعيد نقل كرده اند كه يحيي بن معين وي را توثيق كرده است. ابو داود گفته او شيعه بوده و مرتبه ديگر گفته است: او ثقه است. ...

تهذيب الكمال ج30، ص53

ذهبي نيز توثيق احمد و ابن معين را در باره او آورده است:

147 ( 5075 ت ) نوح بن قيس ( م عو ) الحداني بصري صالح الحال عن أيوب و عمرو بن مالك النكري وطائفة وعنه أبو الأشعث ونصر بن علي وخلق وثقه أحمد وابن معين.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج7، ص55

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D

 

 

 

عبد الله بن ابي الهذيل:

 

اين شخص از راويان مسلم است و علماي رجال اهل سنت وي را توثيق كرده اند:

عجلي كوفي در توثيق وي مي‌نويسد:

988 عبد الله بن أبي الهذيل كوفي تابعي ثقة وكان عثمانيا

معرفة الثقات  ج 2، ص 64

ابن حبان ايشان را در كتاب الثقات آورده است:

3665 عبد الله بن أبي الهذيل العبدي يروى عن جماعه من الصحابة روى عنه أهل الكوفة

الثقات  ج 5، ص 25

مزي نيز تصريح مي‌كند كه نسائي او را موثق مي داند و ابن حبان نيز او را در كتاب «الثقات » خود آورده است:

3629 - ر م ت س : عَبد الله بن أَبي الهذيل العنزي، أبو المغيرة الكوفي.

قال النَّسَائي : ثقة. وذكره ابنُ حِبَّان في كتاب‌الثقات‌ .

تهذيب الكمال  ج 16، ص 25

ذهبي در باره وي مي‌نويسد:

عبد الله بن أبي الهذيل القدوة العابد الإمام أبو المغيرة العنزي الكوفي

روى عن أبي بكر وعمر مرسلا وعن علي وعمار ... وعنه واصل الأحدب وأبو التياح الضبعي وإسماعيل بن رجاء وأجلح الكندي ...قال النسائي ثقة.

عبد الله بن ابي هذيل،‌ مقتدا،‌ عابد و پيشوا ... نسائي گفته: وي موثق است.

سير أعلام النبلاء  ج 4، ص 170

ذهبي در كتاب ديگرش نيز بر ثقه بودنش تصريح كرده است:

3034 عبد الله بن أبي الهذيل العنزي كوفي عن أبي وعمر وعبد الله وعنه الأجلح وأشعث بن أبي الشعثاء وعدة ثقة م ت س

الكاشف  ج 1، ص 605

حال با توجه به توثيقاتي كه براي راويان سند ذكر شد،‌ اين روايت معتبر است.

4. عباد بن عبد الله از حضرت علي (ع):«صليت قبل الناس بسبع سنين» (سند صحيح)

ابن ابي شيبه از طريق عباد بن عبد الله نقل كرده است كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود: من هفت سال قبل از همه مردم نماز خوانده ام:

32084 حدثنا عبد الله بن نمير عن العلاء بن الصالح عن المنهال عن عباد بن عبد الله قال سمعت عليا يقول انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب مفتر ولقد صليت قبل الناس بسبع سنين .

عباد بن عبد الله مي‌گويد: از علي شنيدم كه مي‌گفت: من بنده خدا،‌ برادر رسول خدا،‌ صديق اكبر هستم، اگر كسي بعد از من اين ها را ادعا كند،‌ دروغگوي تهمت زن بيش نيست و هر آئينه هفت سال قبل از همه مردم نماز خوانده گزارده ام.

إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص 368، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

الآحاد والمثاني ج 1، ص 148



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

تصحيح روايت از سوي علماي اهل سنت:

احمد كناني اين روايت را نقل كرده و در پايان به صحت سند آن تصريح مي‌كند:

 ( 49 ) حدثنا محمد بن إسماعيل الرازي حدثنا عبيد الله بن موسى أنبأنا العلاء بن صالح عن المنهال عن عباد بن عبد الله قال قال علي أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه وسلم وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب صليت قبل الناس بسبع سنين.

هذا إسناد صحيح رجاله ثقات.

سند رو ايت صحيح و رجال آن موثق هستند.

 

 

الكناني، أحمد بن أبي بكر بن إسماعيل (متوفاي840هـ)، مصباح الزجاجة في زوائد ابن ماجه، ج 1، ص20،  تحقيق: محمد المنتقى الكشناوي، دار النشر: دار العربية – بيروت، الطبعة: الثانية 1403 

 

 

5. سعد بن معاذ از حضرت علي (ع): «إني أول من أسلم»

سعد بن معاذ نيز از اميرمؤمنان عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: من اولين مسلمان هستم.

84 - وحدثنا أحمد بن شَبّويه، قال قلت ( - - - ) قال : لعبد الرزاق أحبركم يحيى بن المعلى، عن عمه شعيب بن خالد، عن حنظلة بن سبرة بن المسيب ... سعد بن معاذ علي بن أبي طالب فذكر حديثاً طويلاً : قال فيه : قال علي : إني أول من أسلم .

سعد بن معاذ از علي بن ابي طالب روايت طولاني نقل كرده و در اين روايت آمده است كه من نخستين فردي هستم كه اسلام آورده ام.

أحمد بن زهير بن حرب (متوفاي279هـ)، أخبار المكيين، ج 1، ص 169، تحقيق : إسماعيل حسن حسين، دار النشر : دار الوطن - الرياض،‌ الطبعة : الأولى  1997

6. حصين بن ثمارج (جد سلمة بن كهيل) از حضرت علي (ع): «أنا اول رجل صلى مع رسول الله»

در نقل ديگر از طريق حصين بن ثمارج آمده است كه علي عليه السلام فرمود:

179 حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة نا شبابة عن شعبة عن سلمة بن كهل (بن حصين) عن جده (مجهول) عن علي رضي الله عنه قال أنا أول رجل صلى مع رسول الله صلى الله عليه وسلم.

من نخستين مردي هستم كه با رسول خدا صلي الله عليه وآله نماز خواند.

الشيباني، أحمد بن عمرو بن الضحاك ابوبكر (متوفاى 287هـ)، الآحاد والمثاني، ج 1، ص 149، تحقيق: د. باسم فيصل أحمد الجوابرة، ناشر:دار الراية - الرياض، الطبعة: الأولى، 1411 – 1991م.

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 4
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

. حكيم مولى‌ زاذان از حضرت علي (ع) «صليت قبل الناس سبع سنين»

وروى عثمان بن سعيد الخراز، عن علي بن حرار، عن علي بن عامر، عن أبي الحجاف، عن حكيم مولى زاذان، قال : سمعت علياً عليه السلام، يقول : صليت قبل الناس سبع سنين، وكنا نسجد ولا نركع، وأول صلاة ركعنا فيها صلاة العصر، فقلت : يا رسول الله، ما هذا ؟ قال : أمرت به.

حكيم مي‌گويد: از علي عليه السلام شنيدم كه مي‌گفت: هفت سال قبل از همه مردم،‌ با رسول خدا نماز خواندم در حالي كه قبل از آن نه سجده مي كرديم و نه ركوع انجام مي داديم و نخستين نمازي كه در آن ركوع كرديم نماز عصر بود. عرض كردم اي رسول خدا ! اين چه عملي است؟ فرمود: به اين كار دستور داده شده ام.

إبن أبي‌الحديد المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 13، ص 137، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

10. منصور بن الحسين الآبي: «قال علي انا اول من آمن بالله»

منصور آبي متوفاي سال421 هجري قمري در كتاب «نثر الدرر» آورده است كه حضرت علي عليه السلام در كوفه خطبه خواند و فرمود: من نخستين كسي هستم كه به خداوند ايمان آورده ام:

وخرج عليه السلام إلى الكوفة فحمد الله وأثنى عليه، ثم قال : أما بعد يا أهل العراق، ... والله لقد بلغني أنكم تقولون : يكذب، فعلى من أكذب ؟ أعلى الله أكذب وأنا أول من آمن به ؟ أم على نبيه وأنا أول من صدقه.

امام علي به سوي كوفه خارج شد و حمد و ثناي الهي را بجا آورد،‌ سپس فرمود: اي اهل عراق ! ... به خدا سوگند به من خبر رسيده است كه شما ميگوييد من دروغ مي‌گويم. من بر چه كسي دروغ بستم؟ آيا بر خدا دروغ بستم در حالي كه من نخستين كسي هستم كه به خدا ايمان آورده ام. يا بر پيامبرش دروغ بستم در حالي كه نخستين كسي هستم كه او را تصديق كرده ام.

الآبي، ابوسعد منصور بن الحسين (متوفاى421هـ)، نثر الدرر في المحاضرات، ج 1، ص 198، تحقيق: خالد عبد الغني محفوط، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م .

11. اشعار حضرت علي (ع) به معاويه: سبقتكم إلى الاسلام طرا (به نقل روايان موثق)

ابن عساكر دمشقي از طريق ابو عبيده (معمر بن المثنى متوفاي 209) اشعاري را از امير مؤمنان عليه السلام نقل كرده كه در جواب مفاخره معاويه فرموده است.

حضرت در اين شعر به يكي از افتخاراتش تصريح مي كند كه من از همه شما در حالي كه كودك بودم بر اسلام آوردن پيشي گرفتم:

 

 

وأخبرنا أبو السعود أحمد بن علي بن المجلي أنا محمد بن محمد بن أحمد العكبري أنا أبو الطيب محمد بن أحمد بن خاقان ح قال ونا القاضي أبو محمد عبد الله بن علي بن أيوب أنا أبو بكر أحمد بن محمد بن الجراح قالا أنا أبو بكر بن دريد قال وأخبرنا عن دماد عن أبي عبيدة قال كتب معاوية إلى علي بن أبي طالب يا أبا الحسن إن لي فضائل كثيرة وكان أبي سيدا في الجاهلية وصرت ملكا في الإسلام وأنا صهر رسول الله صلى الله عليه وسلم وخال المؤمنين وكاتب الوحي فقال علي أبا الفضائل يفخر علي ابن اكلة الأكباد ثم قال اكتب يا غلام  

 

 

 

 

محمد النبي أخي وصهري  وحمزة سيد الشهداء عمي 

 

 

 

 

وجعفر الذي يمسي ويضحى  يطير مع الملائكة ابن أمي 

 

 

 

 

وبنت محمد سكني وعرسي  مسوط لحمها بدمي ولحمي 

 

 

 

 

وسبطا أحمد ولداي منها  فأيكم له سهم كسهمي 

 

 

 

 

سبقتكم إلى الإسلام طرا  صغيرا ما بلغت أوان حلمي 

 

 

فقال معاوية أخفوا هذا الكتاب لا يقرأه أهل الشام فيميلون إلى ابن أبي طالب

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

 

2. سيد مرتضي

 

سيد مرتضي نيز مي‌فرمايد:

كيف يمكن دفع شعر أمير المؤمنين - عليه السلام - في ذلك وقد شاع من شهرته على حد يرتفع فيه الخلاف وانتشر حتى صار مذكورا مسموعا من العامة فضلا عن الخواص في قوله - عليه السلام - :

چگونه ممكن است كه شعر اميرمؤمنان عليه السلام را انكار كرد، در حالي‌كه به حدي مشهور شده است كه هرگونه اختلاف را در نخستين مسلمان بودن آن حضرت بر طرف مي‌كند و اين اشعار به گونه منتشر شده است كه حتي از عامه هم شنيده شده است تا چه رسد به شيعه ..

 محمد النبي أخي وصنوي * وحمزة سيد الشهداء عمي

سبقتكم إلى الإسلام طرا * على ما كان من فهمي وعلمي

 وفي هذا الشعر كفاية في البيان عن تقدم إيمانه - عليه السلام - وأنه وقع مع المعرفة بالحجة والبيان، وفيه أيضا أنه كان الإمام بعد الرسول ( ص ) بدليل المقال الظاهر في يوم الغدير الموجب للاستخلاف .

در اين شعر به صورت كافي بيان شده است كه آن حضرت از همه پيش تر ايمان آورده و اين ايمان آوردنش هم با شناخت و دليل بوده است. و نيز اين اشعار دلالت دارد كه ايشان پيشواي بعد از رسول است. به دليل گفتاري كه در روز غدير فرمود و باعث جانشين آن حضرت گرديد.

الشريف المرتضى (متوفاي 413هـ)، الفصول المختارة من العيون و المحاسن،‌ ص280، تحقيق : السيد نور الدين جعفريان الاصبهاني، الشيخ يعقوب الجعفري ، الشيخ محسن الأحمدي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة الثانية 1414 - 1993 م

 

 

3. تستري:

 

شهيد نور الله تستري مي‌فرمايد:

وأيضا قد صح واشتهر أنه عليه السلام كتب إلى معاوية أبياتا من جملتها قوله عليه السلام :

 شعر سبقتكم إلى الإسلام طرا * غلاما ما بلغت أوان حلمي

ولم ينكر عليه معاوية مع عداوته وتعنته.

و نيز صحيح ومشهور است كه امير مؤمنان عليه السلام به معاويه اشعاري را نوشت و از جمله اشعار اين شعر است: ... و معاويه با اين كه دشمني با حضرت داشت اين اشعارش را منكر نشد.

التستري، السيد القاضي نور الله التستري الشهيد (متوفاي 1019 ه‍)، الصوارم المهرقة في جواب الصواعق المحرقة، ص 312، تصحيح: السيد جلال الدين المحدث، ناشر: چاپخانه نهضت،‌ تهران 1367

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,
تاریخ : چهار شنبه 14 مهر 1400
بازدید : 5
نویسنده : J A V A D
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان

 

فصل چهارم؛ پيشگامي اميرمومنان (ع) در اسلام در كلام صحابه

گذشت كه صحابه روايات رسول خدا صلي الله عليه وآله را در باره نخستين مسلمان بودن امير مؤمنان عليه السلام با اسناد معتبر نقل كرده اند؛ و در فصل هاي قبل به آنها اشاره شد؛ علاوه بر اين خود صحابه نيز به اين حقيقت اعتراف كرده اند و سخنان شان را علماي اهل سنت در منابعشان گزارش كرده‌اند.

در اين فصل مجموعه از سخنان 30 صحابي رسول خدا صلي الله عليه وآله را در باره پيشگامي اميرمؤمنان عليه السلام ذكر مي‌نماييم:

1.    ابن عباس (با 5 طريق، 3 طريق صحيح)

از ديدگاه ابن عباس،‌ اميرمؤمنان عليه السلام افرادي است كه به رسول خدا ايمان آورد و مسلمان شد. ذهبي نظر ابن عباس را اين گونه نقل كرده است:

وثبت عن ابن عباس قال : أول من أسلم علي .

از ابن عباس ثابت شده است كه گفته: نخستين كسي كه اسلام آورد،‌ علي است.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 3، ص 624، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

راوياني كه در ادامه نام آنها برده مي‌شود، اين سخن ابن عباس را گزارش كرده اند و دو طريق آن معتبر است:

الف: ابو زميل الحنفي از ابن عباس: «علي أول من آمن برسول الله»  (سند صحيح)

ابو زميل حنفي از ابن عباس با سند صحيح نقل كرده است كه ابن عباس بعد از جنگ صفين با عده اي كه از حكميت ناراضي بودند احتجاج كرده و به نخستين مسلمان بودن و اسلام آوردن ايشان سخن گفتند:

18678 أخبرنا عبد الرزاق عن عكرمة بن عمار قال حدثنا أبو زميل الحنفي قال حدثنا عبد الله بن عباس رضي الله عنه قال لَمَّا اعْتَزَلَتْ حَرُورَاءَ وَكَانُوا في دَارٍ على حِدَتِهِمْ قلت لِعَلِيٍّ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَبْرِدْ عَنِ الصَّلاةِ لَعَلِّي آتِي هَؤُلاءِ الْقَوْمَ فَأُكَلِّمَهُمْ قال فَإِنِّي أَتَخَوَّفُهُمْ عَلَيْكَ قال قلت كَلا إن شَاءَ اللَّهُ قال فَلَبِسْتُ أَحْسَنَ ما اقدر عليه من هذه الْيَمَانِيَّةِ ثُمَّ دَخَلْتُ عليهم وَهُمْ قَائِلُونَ في نَحْرِ الظَّهِيرَةِ فَدَخَلْتُ على قَوْمٍ لم أَرَ قَوْمًا قَطُّ أَشَدَّ اجْتِهَادًا منهم أَيْدِيهِمْ كَأَنَّهَا ثَفِنُ الإِبِلِ ووجوههم مُعَلَّبَةٌ من آثَارِ السُّجُودِ قال فَدَخَلْتُ فَقَالُوا مَرْحَبًا بِكَ يا بن عَبَّاسٍ ما جاء بِكَ قال جِئْتُ أحدثكم عن أصحاب رسول نزل الوحي وهم أعلم بتأويله فقال بعضهم لا تحدثوه وقال بعضهم لنحدثنه قال قلت أخبروني ما تنقمون على بن عم رسول الله وختنه وأول من آمن به وأصحاب رسول الله نزل الوحي وهم أعلم بتأويله...

عبد الله بن عباس» روايت كرده‏اند كه گفت: هنگامى كه خوارج از حضرت على عليه السّلام كناره‏گيرى كردند، در بيابانى گرد آمدند، به امير المؤمنين عليه السّلام پيشنهاد كردم، اندكى از نماز پايدارى كنيد تا من با اين گروه كه از شما كناره گرفته‏اند، گفتگو نمايم. حضرت على عليه السّلام پيشنهاد مرا پذيرفت، در اين هنگام بهترين جامه‏هاي يماني ام را پوشيدم و به ملاقات آنها رفتم. ...

آنها گفتند:‌ مرحبا اي ابن عباس چه شده است كه اينجا آمده اي؟ گفت: آمده ام تا از اصحاب رسول خدا با شما سخن بگويم كه وقتي وحي نازل مي‌شد داناترين شخص به تأويل آن است. برخي از آنها گفتند: از اين مورد سخن نگو، برخي هم گفتند: بايد سخن بگويد. گفتم: چرا از على عليه السّلام كه پسرعموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و داماد اوست، كناره گرفته‏ايد؟ با اين كه او نخستين كسى است كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورده است؟ ...

 

 

الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 10، ص 158،‌ تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي، دار النشر: المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة : الثانية 1403 

 

 

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاى360هـ)، المعجم الكبير، ج 10، ص257، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م.

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد:

رواه الطبراني وأحمد ببعضه ورجالهما رجال الصحيح.

طبراني و احمد بن حنبل قسمتي از اين روايت را نقل كرده اند و رجال سند روايت رجال صحيح هستند.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 6، ص 241، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – 1407هـ.

زيلعي حنفي نيز مي‌نويسد:

ومن طريق عبد الرزاق رواه الطبراني في معجمه ورواه الحاكم في المستدرك وقال فيه وكانوا ستة آلاف فرجع منهم ألفان وبقي سائرهم قتلوا على الضلالة وقال صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

از طريق عبد الرزاق طبراني آن را در معجم خود روايت كرده و حاكم نيز در مستدرك آورده در پايان بر صحت آن تصريح كرده است.

نصب الراية  ج 3، ص 461

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , lماه ضیافت خدا , ,
:: برچسب‌ها: اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان ,

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->



تماس بامن در تلگرام تماس با من در اینستاگرام

# بازديد امروز: 689

# بازديد ديروز: 13624

# بازديد هفته: 54213

# بازديد کل: 114955

#تعداد مطالب: 2871

#گوگل امروز : 69

# گوگل ديروز: 1362

# بازديد ماه: 114955

# آي پي ديروز : 4541

# آي پي امروز: 4541

#بازديد سال: 228587

RSS

Powered By
loxblog.Com