وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ :
بازدید : 25
نویسنده : H O S S E I N I

بردباری

تمرين بردبارى
ان لم تكن حلما فتحلم ، فانه قل من تشبه بقوم الا اءو شك اءن يكون منهم . ح /207
ترجمه : اگر بردبار نيستى ، خود را وادار به بردبارى كن ، زيرا كسى كه خودرا به گروهى شبيه كند، به زودى از آنان مى شود.


:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: تمرين بردبارى ,
تاریخ :
بازدید : 34
نویسنده : H O S S E I N I

نگاه به زيردستان
و اءكثر اءن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من اءبواب الشكر. 
نامه /69
ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند.
شرح : انسان بايد، در مورد نعمتهائى كه خداوند به او داده است ، هميشه شكر گزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمتهاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكر گزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمتهاى بيشتر را نيز بدست آورد.
اما كسى كه قدر نعمتهائى كه خداوند به او داده است ناراضى باشد، نعمتهاى خدا را تلف مى كند، و نشان مى دهد لياقت آن نعمتها را ندارد. در آن صورت ، نه تنها نعمت بيشترى بدست نمى آورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مى دهد.
ما، براى قدر نعمتهاى خداوند را بدانيم ، بايد هميشه به افراد پائين تر از خود نظر داشته باشيم . يعنى كسانى را نگاه كنيم ، كه كمتر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شده اند. در اين صورت ، نه تنها از آنچه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگذار خواهيم بود. هر چه بيشتر به اينگونه افراد نگاه كنيم ، درهاى شكر گزارى ، بيشترى به روى ما باز خواهند شد، زيرا در اين نگاه كردنها، به نعمت هاى خود بيشتر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيشتر بجاى خواهيم آورد. سعدى ، شاعر بزرگ ايرانى مى گويد: در ايام جوانى ، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت ميكردم . اما وقتى بيرون رفتم ، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم ، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش ‍ هم مى توانم با آنها راه بروم .
ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم ، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم .
البته آنچه كه شرح داده شده دليل اين نيست كه انسان پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگهداشته و بعنوان رضايت از تقدير هيچگاه حقوق خود را مطالبه نكند. در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگهداشتن مردم استفاده ميكردند والى آنچه كه ما امروز ميگوئيم فقط براى شكر نعمتهاى الهى است و بس



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: نگاه به زيردستان ,
تاریخ :
بازدید : 29
نویسنده : H O S S E I N I

در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
اءحبب حبيبك هونا ما، عسى اءن يكون بغيضك يوما ما، و اءبغضك هونا ما، عسى اءن يكون حبيبك يوماما. 
ح /268
ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح : در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت . چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم ، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم ، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست ، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت ، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است ، ميتواند از دانسته هاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربه هايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم . يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم ، و آنقدر درباره اش سخنان زشت و زننده بگوئم ، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم ، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم .



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار ,
تاریخ :
بازدید : 11
نویسنده : H O S S E I N I

. حكمت هاى ايمان ، نماز...
فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك ، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و الزكاة تسبيبا للرزق ، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق ، و الحج تقربة للدين ، و الجهاد عزا للاسلام ، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكرردعا للسفهاء. 
ح /252
ترجمه : خداوند، ايمان را براى پاك شدن دلها از آلودگى كفر و شرك ، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيله ايى براى روزى مستمندان ، و روزه را وسيله يى براى آزمايش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند شدن دين ، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت ، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم ، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى خرد، از كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد.
شرح : احكام دين اسلام ، با تمام جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند براى بندگان مؤ من خود مقرر كرده است . از اينرو، انجام دادن اين احكام ، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است ، و يك مسلمان مؤ من كسى است كه دستورهاى واجب الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤ ال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و برهانى بخواهد.
با اين حال ، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك ، توضيح كافى داده اند. تا هم غير مسلمانان ، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده ، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند.
امام عليه السلام نيز، در اين جمله هاى كوتاه و پر معنى ، فلسفه ايمان ، نماز، زكوة ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف ، و نهى از منكر را تشريح فرموده ، و درباره واجب بودن هر يك ، توضيحى دقيق و عميق داده است .

 



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: حكمت هاى ايمان ، نماز , , , ,
تاریخ :
بازدید : 24
نویسنده : H O S S E I N I

کتاب پندهای کوتاه از نهج‌البلاغه

. خشنودى از كار بدكاران
الراض بفعل قوم كالداخل فيه معم و على كل داخل فى باطل اءثمان اثم العمل به و اثم الرض به .
ح / 154
ترجمه : هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناه رضايت دادن به انجام آن .

 



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پندهاي كوتاه از نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 22
نویسنده : H O S S E I N I

خودرأیی

خودرايى و مشورت
من استبد براءته هلك و من شاورالرجال شاركها فى عقلولها.



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پندهاي كوتاه از نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 22
نویسنده : H O S S E I N I

امام علی



 
على و دنـــيا


دنيا و جهان زيباى طبيعت ،
آفريده محبوب و پرانعام خداوندى است و انسان فرزند دنياست و از دامان پربركتش بهره مى‏برد و به او مهر و عشق ميورزد ،
 


:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: على و دنـــيا ,
تاریخ :
بازدید : 28
نویسنده : H O S S E I N I

نزول ۳۰۰ آیه قرآن در شأن امام علی(ع)/علی(ع) در آینه قرآن و روایات




اگر دنيا را براى مردم بخواهيم نيكوست و اگر براى خودمان زشت و پليد ، اگر دنيا را پيش‏درآمد آخرت بدانيم عزيز است و محبوب و اگر معاد و اخلاق و خداپرستى و مردم‏دوستى و فضائل و برتريهاى انسانى را فداى او كنيم ، اهريمنى است ناپاك و اژدهائى است قتال و عجوزه‏اى است كه عروس هزار داماد است و هر داماد را در حجله عفن و تاريك خود بگور شقاوت سرنگون ساخته است .


 


:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: علی و دنیا ,
تاریخ :
بازدید : 16
نویسنده : H O S S E I N I

خودرأیی

خودرايى و مشورت
من استبد براءته هلك و من شاورالرجال شاركها فى عقلولها. ترجمه :شخص خود راءى به هلاكت ميرسد، و كسيكه با مردان برجسته و انديشمند مشورت كند، در عقل آنها شريك ميشود.شرح : كسيكه در همه كارها، تنها عقيده و نظر خود را درست ميداند و به راءى و عقيده هيچ كس ديگر، اهميتى نمى دهد، بيش از هر كس ، به خودش ظلم ميكند. هيچكس نيست كه همه چيز را بداند و براى همه مسائلى و مشكلات ، راه حل درست و منطقى و قابل اجراء پيدا كند، و هر كس ، هر اندازه هم كه عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلى روبرو خواهد شد، كه راه حل درست و عملى آنها، به فكرش نخواهد رسيد. در چنين حالى ، اگر شخصى ، خود راءى باشد و جز عقيده خود، عقيده هيچ كس را نمى پذيرد، بطور مسلم ، در حل مسائل ، به راههاى غلط مى رود، و چه بسا دچار اشتباهاتى ميشود كه حتى زندگى اش را به خطر مى افكند و او را به هلاكت و نيستى ميكشاند. اما كسيكه تنها به عقيده خود اتكاء ندارد، و در مسائل گوناگون مشورت ميكند، به راه سعادت ميرود. مخصوصا اگر شخصى ، با افراد عاقل و انديشمند و مردان برجسته مشورت كند، مانند آن است كه در فكر و دانش آنها شريك شده ، و از عقل و انديشه هركدام ، براى خود سهمى برداشته است .وقتى ما، بار سنگينى داريم كه نمى توانيم از روى زمين حركت دهيم ، به كمك چند نفر ديگر نياز پيدا مى كنيم . و هنگامى كه چند نفر آمدند و به ما كمك كردن ، مثل آن است كه ما را، در زور بازوى خود شريك كرده اند و هر كدام ، از قدرت و توانايى خود، سهمى به ما داده اند.در مورد مسائل مربوط به فكر و عقل نيز همينطور است . وقتى با مساءله يى روبرو ميشويم كه به تنهايى از حل آن عاجزيم ، بايد از عقل و انديشه ديگران هم كمك بگيريم . و در اين صورت ، مثل آن است كه خود را، در عقل و شعور آنها شريك ساخته ايم و از نيروى انديشه و فكرشان ، سهمى هم به ما رسيده است



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: خودرايى و مشورت ,
تاریخ :
بازدید : 20
نویسنده : H O S S E I N I

آنچه بر خود نمى پسندى بر ديگران مپسند
فاءحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها.
نامه /31
ترجمه : آنچه كه براى خود دوست ميدارد، براى خود نمى پسندى ، براى ديگران هم مپسند.
شرح : يك ضرب المثل فارسى مى گويد آنچه به خود نمى پسندى ، به ديگران روا مدار. و ضرب المثل ديگرى مى گويد:يك سوزن به خودت بزن ، يك جوالدوز به مردم . اين دو ضرب المثل ، و دهها ضرب المثل ديگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسيارى كه در زبان و ادبيات ما، در باره همين موضوع صحبت ميكند، همه ، با الهام گرفتن از سخن امام عليه السلام ، و در توضيح و تشريح آن گفته شده و رواج پيدا كرده است .
و منظور از تمام اين سخنان ، آن است كه درباره يكى از دستورات عميق و پر معنى اسلام ، به شكلهاى گوناگون ، توضيح داده شود. بر اساس اين دستور والا و زندگى ساز اسلام ، ما انسانها وظيفه داريم كه در هر كارى ، رعايت حال ديگران را نيز بكنيم . يعنى هميشه خودمان را به جاى ديگران بگذاريم ، و با مردم طورى رفتار كنيم ، كه دوست داريم ديگران با ما همانطور رفتار كنند.
كسيكه به مشكلات و ناراحتيهاى ديگران اهميت نمى دهد، بايد حساب كند كه آيا خودش مى توان همان مشكلات و ناراحتيها را تحمل كند، يا نه ، به زبان ساده تر بايد گفت : هر كس راضى شود كه يك جوالدوز به تن ديگرى فرو رود، بايد با انصاف و مروت حساب كند كه آيا خودش حاضر است يك سوزن به تنش فرو رود، يا نه ؟
مسلمان مومن واقعى ، كسى است كه براى ديگران نيز به اندازه خودش ، راحت و آسايش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسايش و خوشبختى خود را، در آسايش و خوشبختى ديگران جستجو كند.

 



:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: فضيلت علم بر ثروت ,
تاریخ :
بازدید : 104
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهح البلاغه

 

7 . جامعيت قرآن
و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم .
ح / 313
ترجمه : سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است ، همه در قرآن آمده است .
شرح : آنچه انسان ، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است ، بطور كلى ، خارج از اين سه مورد نيست :
* نخست ، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته ، چگونه بوده اند، چگونه زيسته اند، چه ها مى انديشيده اند،
* آن گناه مى خواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت ، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست ، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
* و سپس مى خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده ، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است ، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان ، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام ، توضيح داده است .
پس ما، اگر مى خواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم ، و به سوى سعادت گام برداريم ، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم ، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم ، و احكام آن را به كار بنديم



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهح البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 93
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهح البلاغه

9. لزوم شناخت رفيق راه و همسايه
سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار. 
نامه /31
ترجمه : پيش از آنكه درباره راه بپرسى ، درباره رفيق راه بپرس ، و پيش ‍ از آنكه خانه انتخاب كنى درباره همسايه پرس و جو كن .
شرح : بر اساس اين فرمايش امام عليه السلام ، در زبان فارسى هم ضرب المثلى رواج يافته است كه مى گويند:بگو رفيقت كيست ، تا بگويم چگونه آدمى هستى . و شاعرى ، همين معنى را به شعر در آورده است :
تو، اول بگو: با كيان زيستى ؟
پس آنگه ، بگويم كه : تو، كيستى !
سخن امام ، اين هشدار را مى دهد كه : انسان بايد دقت كند و هنگام سفر، از رفيق راه و همسفر بد و فاسد، پرهيز و دورى جويد، و همچنين هنگام انتخاب خانه ، مراقبت كند، تا با اشخاصى نادرست و گمراه ، همسايه نشود. زيرا، همسفر فاسد و همسايه گمراه ، علاوه بر زيانها و ناراحتيهايى كه توليد مى كنند، بر اثر همراهى و همنشينى و معاشرت پى در پى ، در روحيه انسان ، تاءثير بد مى گذارند. و چه فاسد، خود نيز، اندك اندك و ندانسته ، به فساد و گمراهى كشيده ميشود. به همين دليل ، ما بايد مراقب باشيم و در هر كارى كه انجام ميدهيم ، با كسانى همراهى و همفكرى كنيم كه مطمئن باشيم درستكار و با ايمان و پاك و نيك كردارند.
اين سخن ، ميتواند ما را، در اين جهت نيز راهنمائى كند كه : هر گاه در انتخاب راهى و انجام كارى دچار شك و ترديد شديم ، يا اگر ديديم كه خودمان ، قادر به انتخاب راه درست نيستيم ، بهتر است پيش از آنكه با چشم بسته به راهى برويم يا شروع به كارى كنيم ، افراد ديگر را درنظر بگيريم . يعنى ببينيم كسانى كه عقل و درايت و ايمان و پارسايى آنها ثابت شده است ، چه كار ميكنند و از كدام راه مى روند، تا ما نيز همان راه را در پيش گيرم . به اين ترتيب ، علاوه بر آنكه به گمراهى و فساد دچار نمى شويم ، از وجود همراه و همنشين خوب هم بهره مند مى گرديم .

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهح البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 87
نویسنده : H O S S E I N I

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%DA%86%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%B1%D8%AD.jpg

. فضيلت علم بر ثروت
العلم خير من المال ، العلم يحرسك ، و انت تحرس المال ، و المال تنقصه النفقه و العلم يز كو على الاءنفاق ، و صنيع المال يزول بزواله .
ح / 174 - از فرمايشات امام (ع ) به كميل بن زياد
ترجمه :دانش ، از مال دنيا بهتر است ، زيرا دانش نگهبان توست ، ولى مال را تو بايد نگهبانى كنى . مال دنيا با بخشش كاسته ميشود، ولى دانش ، براثر بخشش ، رشد و فزونى مى يابد، و آنچه با مال دنيا ساخته و پرداخته شده و بدست آمده ، با تمام شدن مال ، از بين ميرود.
شرح : عليه السلام ، بارها در سخنان خود، دانش را با مال دنيا مقايسه فرموده ، و همواره دانش را برتر و گرانبهاتر شمرده است . در اين كلام ارزنده نيز، اميرمؤ منان (ع )، از برترى دانش نسبت به مال دنيا سخن مى گويد، و در اين مورد سه دليل بيان مى فرمايد:

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: فضيلت علم بر ثروت ,
تاریخ :
بازدید : 92
نویسنده : H O S S E I N I
آنچه بر خود نمى پسندى بر ديگران مپسند

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%B5%D8%A8%D8%B1_%D9%88_%D8%B8%D9%81%D8%B1.jpg

آنچه بر خود نمى پسندى بر ديگران مپسند
فاءحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها.
نامه /31
ترجمه : آنچه كه براى خود دوست ميدارد، براى خود نمى پسندى ، براى ديگران هم مپسند.
شرح : يك ضرب المثل فارسى مى گويد آنچه به خود نمى پسندى ، به ديگران روا مدار. و ضرب المثل ديگرى مى گويد:يك سوزن به خودت بزن ، يك جوالدوز به مردم . اين دو ضرب المثل ، و دهها ضرب المثل ديگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسيارى كه در زبان و ادبيات ما، در باره همين موضوع صحبت ميكند، همه ، با الهام گرفتن از سخن امام عليه السلام ، و در توضيح و تشريح آن گفته شده و رواج پيدا كرده است .
و منظور از تمام اين سخنان ، آن است كه درباره يكى از دستورات عميق و پر معنى اسلام ، به شكلهاى گوناگون ، توضيح داده شود. بر اساس اين دستور والا و زندگى ساز اسلام ، ما انسانها وظيفه داريم كه در هر كارى ، رعايت حال ديگران را نيز بكنيم . يعنى هميشه خودمان را به جاى ديگران بگذاريم ، و با مردم طورى رفتار كنيم ، كه دوست داريم ديگران با ما همانطور رفتار كنند.
كسيكه به مشكلات و ناراحتيهاى ديگران اهميت نمى دهد، بايد حساب كند كه آيا خودش مى توان همان مشكلات و ناراحتيها را تحمل كند، يا نه ، به زبان ساده تر بايد گفت : هر كس راضى شود كه يك جوالدوز به تن ديگرى فرو رود، بايد با انصاف و مروت حساب كند كه آيا خودش حاضر است يك سوزن به تنش فرو رود، يا نه ؟
مسلمان مومن واقعى ، كسى است كه براى ديگران نيز به اندازه خودش ، راحت و آسايش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسايش و خوشبختى خود را، در آسايش و خوشبختى ديگران جستجو كند.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: آنچه بر خود نمى پسندى بر ديگران مپسند ,
تاریخ :
بازدید : 90
نویسنده : H O S S E I N I
اندرز پذيرى

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B9%D8%AC%D8%B2_%D8%A7%D9%81%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%B5%D8%A8%D8%B1_%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA9.jpg

اندرز پذيرى
و لا تكونن ممن لا تنفعه العظة الا اذا بالغت فى ايلامه ، فان العاقل يتعظ بالاداب و البهائم لا تتعظ الا بالضرب
نامه / 31
ترجمه : از كسانى مباش كه اندرز نمى پذيرند مگر هنگامى كه آزار و عذابى به آنها برسد. شخص عاقل ، باادب و ملايمت اندرز مى پذيرد، و چهار پايان هستند كه جز با كتك ، فرمان نميبرند و به راه نمى آيند.
شرح : انسان كه برترين مخلوق خداوند است ، و بهمين جهت اشرف مخلوقات نام گرفته ، با ساير جانداران ، تفاوتهاى بسيار دارد. يكى از مهمترين تفاوتهاى انسان با حيوانات ، اين است كه انسان اندرزپذير نيستند، و صاحب با نگهبان حيوانات و چهارپايان ، ناچار مى شوند كه به ضرب چوب و شلاق ، آنها را به راه بياورند و از خطر و ناراحتى ها دور سازند.
انسان عاقل ، ميداند كه پدر و مادر، يا معلم ، يا ساير بزرگترها، كه بيش از او دانش و تجربه دارند، جز خير و صلاح او را نميخواهند و به همين دليل ، هر گاه ببينند كه كودك خردسال يا شاگرد كوچكشان به راه خطا مى رود، او را اندرز ميدهند و سعى مى كنند با ارشاد و راهنمايى ، از خطا و خطرها، دورش كنند.
در چنين مواقعى ،انسان اگر عاقل باشد، با زبان خوش و ملايم ، اندرز بزرگترها را مى پذيرد و مؤ دبانه به راهنمايى آنها گردن مى گذارد. اما، گاهى ، كسانى هم پيدا مى شوند كه بر خلاف انتظار، اندرز افراد خيرخواه را خطاى خود، ادامه مى دهند.
حتما شما هم ديده ايد كه گاهى ، پدر و مادر، مجبور مى شوند فرزند خود را، به خاطر آن كه با زبان خوش اندرز نپذيرفته است ، با تنبيه بدنى و كتك و خشونت تربيت كنند. در حاليكه انسان عاقل ، هرگز كارى نمى كند كه با او مانند حيوانات و چهارپايان رفتار كنند و با كتك به راهش بياورند. بلكه باادب و ملايمت ، اندرز بزرگترها را مى پذيرد، و با خوبى و خوشى ، به راهى ميرود، كه سعادت و خوشبختى او، در آن است



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: اندرز پذيرى ,
تاریخ :
بازدید : 66
نویسنده : H O S S E I N I
دوستى و خردمندى

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84_%D9%88_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82.jpg

دوستى و خردمندى
التودد نصف العقل
ح /142
ترجمه : دوستى و مهربانى با مردم ، نيمى از عقل است .
شرح : شخص عاقل ، با شخص نادان ، تفاوتهاى زيادى دارد. اما اين تفاوتها، هميشه و همه جا معلوم و آشكار ميگردد كه كداميك عاقل و كداميك نادان هستند.
يكى از اين موارد، طرز رفتار با مردم است . شخص نادان ، ارزش دوستى و مهربانى را نميداند و بهمين دليل ، با مردم دوستى نمى كند و محبت كسى را در دل خود جاى نمى دهد.
اما شخص عاقل ، چون به نيروى عقل خود، قدر و قيمت دوستى و محبت را درك مى كند و با دوستانش نيز، هميشه با مهر و محبت رفتار مى كند.
يكى از راههائى كه ما ميتوانيم تشخيص دهيم چه كسى عاقل و چه كسى نادان است ، همين است كه ببينيم آيا شخص مورد نظر، با مردم دوستى و محبت ميكند، يا با هيچكس از دل مهر و محبت و دوستى وارد نميشود
از آنجا كه دوستى و محبت با مردم ، يكى از مهمترين نشانه هاى عقل و شعور است ، امام عليه السلام ، براى دوستى ارزش فراوانى قائل شده است ، تا جائى كه فرموده است : همينكه شخصى با مردم دوستى و محبت كند، نشانه آن است كه دست كم ، نيمى از عقل طبيعى يك انسان در او وجود دارد.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: دوستى و خردمندى ,
تاریخ :
بازدید : 55
نویسنده : H O S S E I N I

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%AA.jpg

پرهيز از دوستى با...
اباك و مصادقه الاحمق ، فانه يريد ان ينفعك فيضرك و مصادقه البخيل ، فانه يبعد عنك احوج ماتكون اليه ، و اياك و مصادقه الفاجر، فانه يبيعك بالتافه ، و اياك و مصادقه الكذاب ، فانه كالسراب : يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القرب .
ح /38
ترجمه : از دوستى با نادان بپرهيز، چون او ميخواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زياد ميرساند، از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها ميكند، از دوستى با شخص بد كاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مى فروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سهراب ، فريبت ميدهد. دور را در نظرت نزديك نشان ميدهد، و نزديك را دور جلوه گر ميسازد.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پرهيز از دوستى با , , , http://gsia , tums , ac , ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%AA , jpg پرهيز از دوستى با , , , اباك و مصادقه الاحمق ، فانه يريد ان ينفعك فيضرك و مصادقه البخيل ، فانه يبعد عنك احوج ماتكون اليه ، و اياك و مصادقه الفاجر، فانه يبيعك بالتافه ، و اياك و مصادقه الكذاب ، فانه كالسراب : يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القرب , ح /38 ترجمه : از دوستى با نادان بپرهيز، چون او ميخواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زياد ميرساند، از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها ميكند، از دوستى با شخص بد كاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مى فروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سهراب ، فريبت ميدهد , دور را در نظرت نزديك نشان ميدهد، و نزديك را دور جلوه گر ميسازد , ,
تاریخ :
بازدید : 83
نویسنده : H O S S E I N I
هشدار مژده است

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C.jpg

هشدار مژده است
من حدرك ، كمن بشرك .
ج / 59
ترجمه : كسى كه تو را هشدار ميدهد مانند كسى است كه به تو مژده مى دهد.
شرح : گاهى پدر و مادرها، و بزرگترها، و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى ، و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور ميشوند به جاى نرمش و ملايمت ، با لحنى تند و درشت ، هشدار دهند و ما را، از كارى كه مى خواهيم انجام دهيم ، بر حذر و بيمناك سازند.
ممكن است بعضى افراد، اينگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند، و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آنها جلوگيرى ميكند، ناراحت شوند.
ولى ، فرزند عزيز، اين را بدان كه : وقتى كسى با درشتى و تندى ، به تو هشدار ميدهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى ميكند، مثل كسى است كه بالحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژده يى را ميدهد.
به عنوان مثال : وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز ميدارد، و بالحنى تند ميگويد:در خواندن درسهايت تنبلى نكن ، چون بيسواد و بيكاره بار مى آيى و بدبخت ميشوى ، مثل كسى است كه به تو مژده ميدهد و ميگويد:شاگرد اول شده اى و بزرگترين جايزه نصيب تو شده است .
پس ، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو بلكه خوشحال و متشكر باش ‍ زيرا انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود ميكند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد ميگردد

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: هشدار مژده است , هشدار مژده است http://gsia , tums , ac , ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C , jpg هشدار مژده است من حدرك ، كمن بشرك , ج / 59 ترجمه : كسى كه تو را هشدار ميدهد مانند كسى است كه به تو مژده مى دهد , شرح : گاهى پدر و مادرها، و بزرگترها، و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى ، و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور ميشوند به جاى نرمش و ملايمت ، با لحنى تند و درشت ، هشدار دهند و ما را، از كارى كه مى خواهيم انجام دهيم ، بر حذر و بيمناك سازند , ممكن است بعضى افراد، اينگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند، و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آنها جلوگيرى ميكند، ناراحت شوند , ولى ، فرزند عزيز، اين را بدان كه : وقتى كسى با درشتى و تندى ، به تو هشدار ميدهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى ميكند، مثل كسى است كه بالحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژده يى را ميدهد , به عنوان مثال : وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز ميدارد، و بالحنى تند ميگويد:در خواندن درسهايت تنبلى نكن ، چون بيسواد و بيكاره بار مى آيى و بدبخت ميشوى ، مثل كسى است كه به تو مژده ميدهد و ميگويد:شاگرد اول شده اى و بزرگترين جايزه نصيب تو شده است , پس ، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو بلكه خوشحال و متشكر باش ‍ زيرا انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود ميكند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد ميگردد ,
تاریخ :
بازدید : 99
نویسنده : H O S S E I N I
خودپسندى

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%DA%A9%D8%B1_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA.jpg

خودپسندى
الاعجاب يمنع من الازدياد.
ج / 167
ترجمه : خودپسندى ، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است .
شرح : يكى از بزرگترين عيبهايى كه بعضى افراد دچار آن هستند، غرور و خود پسندى ، يعنى كسى كه خود را، در همه چيز، برتر و بالاتر از همه مردم ميداند، و خيال ميكند كه هيچ كس در علم و دانش و درك و شعور، به پاى او نمى رسد.
شخصى كه دچار اين عيب بزرگ باشد، از دو جهت لطمه ميخورد و صدمه مى بيند. نخست ، از اين جهت كه : چون خود را بزرگترين و برترين عاقلان و دانشمندان ميداند، ديگر لازم نمى بيند كه دنبال تحصيل علم و دانش ، برود. و به اين صورت ، از آموختن باز ميماند، و در همان مرحله يى كه هست ، در جاى ميزند، و ديگر بالاتر و پيش تر نمى رود.
علاوه بر اين ، شخص خود پسند، چون كسى را عاقل تر و دانشمندتر از خود نمى داند، هنگامى كه برايش مسئله و مشكلى پيش مى آيد، با هيچكس ‍ مشورت نمى كند، و از افراد عاقل تر و دانشمندتر از خودش ، راهنمايى نمى خواهد. و به اين صورت ، از حل مسائل و مشكلات ، و گشودن راههاى بسته زندگى اش ، عاجز مى ماند، و همواره ، در ميان گرداب مشكلات و گرفتاريها دست و پا ميزند، و هيچگاه نمى توان راههاى پيشرفت و ترقى را پيدا كند و به سوى كمال گام بردارد


:: موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: خودپسندى http://gsia , tums , ac , ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%DA%A9%D8%B1_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA , jpg خودپسندى الاعجاب يمنع من الازدياد , ج / 167 ترجمه : خودپسندى ، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است , شرح : يكى از بزرگترين عيبهايى كه بعضى افراد دچار آن هستند، غرور و خود پسندى ، يعنى كسى كه خود را، در همه چيز، برتر و بالاتر از همه مردم ميداند، و خيال ميكند كه هيچ كس در علم و دانش و درك و شعور، به پاى او نمى رسد , شخصى كه دچار اين عيب بزرگ باشد، از دو جهت لطمه ميخورد و صدمه مى بيند , نخست ، از اين جهت كه : چون خود را بزرگترين و برترين عاقلان و دانشمندان ميداند، ديگر لازم نمى بيند كه دنبال تحصيل علم و دانش ، برود , و به اين صورت ، از آموختن باز ميماند، و در همان مرحله يى كه هست ، در جاى ميزند، و ديگر بالاتر و پيش تر نمى رود , علاوه بر اين ، شخص خود پسند، چون كسى را عاقل تر و دانشمندتر از خود نمى داند، هنگامى كه برايش مسئله و مشكلى پيش مى آيد، با هيچكس ‍ مشورت نمى كند، و از افراد عاقل تر و دانشمندتر از خودش ، راهنمايى نمى خواهد , و به اين صورت ، از حل مسائل و مشكلات ، و گشودن راههاى بسته زندگى اش ، عاجز مى ماند، و همواره ، در ميان گرداب مشكلات و گرفتاريها دست و پا ميزند، و هيچگاه نمى توان راههاى پيشرفت و ترقى را پيدا كند و به سوى كمال گام بردارد ,
تاریخ :
بازدید : 95
نویسنده : H O S S E I N I
اكرام خويشاوندان

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%8731.jpg

اكرام خويشاوندان
و اكرم عشيرتك ...
نامه /31
ترجمه :اقوام و خويشاوندانت را گرامى و عزيز بدار.
شرح : امام عليه السلام ، در اين جمله زيبا و پر معنى ، ما را به حفظ و رعايت صله رحم دعوت كرده است .
درباره صله رحم در قرآن و روايات اسلامى ، سفارش فراوانى شده است . تا جاى كه ترك آن - يعنى بجا نياوردن صله رحم - از گناهان بزرگ به شمار آمده است .
معناى صله رحم آن است كه : انسان ، با اقوام و خويشاوندان خود، مناسبات و رفت و آمدهاى سالم و صميمانه داشته باشد، با مهربانى و لطف و گرامى ، به ديدار و احوال پرسى آنها برود، در حل مشكلات و رفع گرفتاريهاى آنان شركت كند و هنگامى كه آنها مشكل و نيازى داشته باشد، از كمك كردن به آنها خوددارى نورزد.
 
در اين باره ، امام عليه السلام ، با زيباترين و مؤ ثرترين بيان ، ما را، بيش ، به اهميت و ارزش معاشرت با خانواده و خويشاوند، متوجه نموده است .
 
طبق فرموده امام عليه السلام ، خويشاوندان ، همانند پر و بالى هستند كه ما، به كمك آنها قدرت پرواز پيدا
ميكنيم و مى توانيم به آسانى به سوى هدف هاى خود برويم . در حاليكه بدون داشتن پروبال يعنى بدون داشتن خانواده دلسوز و مهربان و يارى دهنده قادر به پرواز نخواهيم بود و به اين زوديها، به هدفهاى خود نخواهيم رسيد.
 
از نظر ديگر، ما همچون شاخه و برگ درختى هستيم ، كه ريشه هاى آن را، اقوام و خويشاوندان ما تشكيل ميدهند، و در حقيقت ، اصالت و پابرجايى ما، به آنها بستگى دارد. و همچنين ، خويشاوندان همانند دستهاى ما هستند، كه بوسيله آنها، دشمنان را از خود دور ميسازد، و نيز، هدفهاى خود را به چنگ مى آوريم .
 
به اين ترتيب ، اگر ما با خانواده و خويشاوندان خود رفت و آمد داشته باشيم ، و با مهربانى و نيكدلى و صميميت معاشرت كنيم ، هميشه در جريان كارها و مشكلات و مسائل زندگى يكديگر خواهيم بود، و در هنگام گرفتاريها، به كمك همديگر خواهيم شتافت و از نيروهاى يكديگر، براى حل مشكلات و سازندگى در راه زندگى يكديگر، كمك خواهيم گرفت . و البته ، اينها همه به شرطى درست خواهد بود، كه براى رفت و آمد و صميميت و كمك خواهى ، خويشاوندان مؤ من و متدين و با تقواى خود را انتخاب كنيم . چون خويشاوندى كه دين و ايمان محكم و تقواى اسلامى نداشته باشد، جز ضرر و زيان و ايجاد ناراحتى و گرفتارى بيشتر، تاءثيرى در زندگى ما نخواهد داشت


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: اكرام خويشاوندان ,
تاریخ :
بازدید : 90
نویسنده : H O S S E I N I
بزرگترين عيب

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%D9%88_%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87_%D9%86%DA%AF%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1.jpg

بزرگترين عيب
اكبر العيب اءن تعجب ما فيك مثله .
ح /353
ترجمه :بزرگترين عيب آن است كه : عيبى را كه خود نيز داراى ، در ديگران ، عيب بشمارى .
شرح : كسانى هستند كه عيب و ايرادى را كه در اعمال و رفتار خودشان وجود دارد، نمى بينند و به حساب نمى آورند، اما همينكه آن عيب را، در شخص ديگرى ببينند، زبان به عيبجويى و انتقاد باز مى كنند، و همه جا و پيش همه كس ، از عيب آن شخص سخن مى گويند.
براى مثال : گاهى كسى را مى بينم ، كه براى حقوق انسانى ديگران ، ارزش ‍ قائل نيست ، حق مردم را پايمال ميكند، دستمزد كارى را كه ديگران برايش ‍ انجام داده اند نمى دهد، يا كم و با تاءخير ميدهند، قول و قرارهاى خود را به هم ميزند، و وعده هايى را كه به مردم داده است انجام نمى دهد. اما همين شخص ، به محض آنكه ديگرى ، كمترين حق او را پايمال كند، يا دستمزدش ‍ را يك ريال كمتر يا يك روز ديرتر بدهد، يا با او مختصرى بد قولى كند، يا وعده يى را كه به وى داده است انجام ندهد، فريادش به آسمان ميرود، و همه جا، از آن شخص ، عيبجوئى و انتقاد ميكند. شاعرى ، در همين معنى گفته است :
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند
داد و فرياد بر آرى كه : مسلمانى نيست !
امام عليه السلام مى فرمايد: اين خود، بزرگترين عيب است كه تو، عيبى را در مردم ببينى و آن را زشت و ناپسند بشمارى و زبان به انتقادش بگشايى ، در حاليكه خودت نيز، شبيه همان عيب را داشته باشى ، ولى به آن توجه نكنى .
البته ، منظور امام اين نيست كه وقتى در ديگران عيبى را ديدى كه خودت نيز شبيه آن عيب را دارى ، همين كافى است كه عيب ديگران را به زبان نياورى ، و در عوض ، عيب خودت نيز، سر جايش باقى بماند. بلكه ، منظور اين است كه وقتى ، عيب ديگران ، باعث ناراحتى ما شد، هوشيار باشيم و فورا به خود آئيم و ببينيم كه آيا خود ما نيز، آن عيب را داريم يا نه ؟ و اگر ديديم كه خودمان نيز، دارى همان عيب هستيم ، در صدد بر طرف كردن آن بر آئيم ، زيرا آن عيب ، همانطور كه در وجود ديگران ، ما را ناراحت كرده است ، در وجود ما نيز باعث ناراحتى ديگران خواهد شد.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: بزرگترين عيب ,
تاریخ :
بازدید : 70
نویسنده : H O S S E I N I
همت عالى و شكم پرورى

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85.jpg

همت عالى و شكم پرورى
لا تجتمع عزيمه و وليمه
خ 241/
ترجمه :همت عالى ، با سورچرانى و شكم پرورى ، سازگار نيست .
شرح : كسى كه صاحب همت عالى است به شكم پرورى برود، نمى تواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى ، و شكم پرورى ، در وجود انسان ، يكجا جمع شده باشد.
زيرا شخص سورچران ، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است ، و تمام فكر و كوشش او صرف آن ميشود كه چطور و از چه راهى ، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى ، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران ، از آغاز صبح ، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشه اش در اين جهت كار ميكند كه براى شب ، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى ، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح ، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود.
اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش ، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است ، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمى كند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشيند، غذايش ، ساده ترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليه السلام است كه غذايش ، بيشتر اوقات ، چيزى جز نان خالى ، يا نانى همواره با كمى خرما، يا كمى پياز، يا كمى نبوده است . تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مى آورد، به شدت اعتراض ميرد

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: همت عالى و شكم پرورى ,
تاریخ :
بازدید : 73
نویسنده : H O S S E I N I

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C.jpg

آنچه دارى قدر بدان
و حفظ ما فى يديك اءحب الى من طلب ما فى يدى غيرك
نامه /31
ترجمه : نگهدارى از آنچه خود، در دست دارى ، در نظر من ، از خواستن و جستجوى آنچه در دست ديگرى است ، بهتر و دوست داشتنى تر است .
شرح : كسانى هستند كه هيچگاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمى شوند، دائما در فكر بدست آوردن مال و ثروت بيشتر هستند، و تمامى نيروى آنها، بجاى آنكه صرف كسب مال ميشود. انگونه افراد، تازه هر چقدر هم كه بيشتر بدست آورند، باز چشم و دلشان سير نمى شود و نگاهشان به مال ديگران است . و گاهى ، كار را به جايى مى رسانند كه شخصيت و عزت نفس خود را زير پا مى گذارند، تا براى مدتى كوتاه از آنچه ديگران دارند، استفاده كنند.
شايد شما هم ديده ايد كه : بعضى افراد، وقتى ميخواهند به مهمانى بروند، با آن كه خودشان لباس تميز و قابل استفاده دارند، چون پارچه و دوخت آن ساده و معمولى است ، به سراغ همسايه ميروند و لباس گرانقيمت او را ميگيرند، تا در مهمانى ، بيشتر خود نمايى كنند.
يا وقتى مهمان در خانه دارند، كاسه و بشقاب معمولى و ارزان قيمت خود را كنار مى گذارند، و در عوض ، ظروف چينى و بلور گرانقيمت همسايه را قرض مى گيرند و جلوى مهمان مى آورند.
اين دسته از افراد، براى شخصيت انسانى و عزت نفس خود ارزش قائل نيستند و كارى هم كه ميكنند، بر خلاف دستورات اسلام است .
امام عليه السلام نيز، در همين مورد توضيح داده و اين چند نكته را در يك جمله كوتاه ، بيان فرموده است :
1- قناعت : به آنچه دارى اكتفا كن و چشم طمع به مال ديگران نداشته باش . 2- عزت نفس : شخصيت انسانى و عزت نفس خود را حفظ كن ، و از آنچه دارى خوشنود باش ، تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت در خواست و تقاضا از ديگران ، آسوده باشى .
3- حفظ آبرو: با دورى كردن از زياده طلبى و چشم حسرت دوختن به مال ديگران ، آبروى خود را به باد مده .
4- شكر نعمت : نسبت به آنچه خداوند به تو داده است ، كفران نعمت مكن ، بلكه شكر نعمت خداوندى را - به هر اندازه كه باشد - بجاى آور، تا به آنچه دارى راضى باشى و در حفظ نگهدارى آن بكوشى . نه آن كه مال خود را، بخاطر ناچيز و كم قيمت بودن ، خوب حفظ نكنى و آن را از بين ببرى ، و بعد، محتاج ديگران بشوى



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: آنچه دارى قدر بدان ,
تاریخ :
بازدید : 78
نویسنده : H O S S E I N I
تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA_255.jpg

تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى
و الحرفته مع العفته خير من الغنى مع الفجور.
نامه /31
ترجمه : كارگرى ، همواره با پاكدامنى ، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد.
شرح : بسيارى از ثروتمندان هستند، كه به خاطر داشتن مال و دارايى فراوان ، ظاهرا همه گونه وسايل راحت و آسايش را در اختيار دارند. اما در حقيقت ، آنها، نه تنها آسوده و راحت نيستند، نه تنها در خوشى و خوشبختى به سر نمى برد، بلكه روز و شب خود را، با رنج و اضطراب مى گذرانند، و عمرشان در دلهره و نگرانى طى ميشود. زيرا بيشتر ثروتمندان ، مال و دارايى خود را، از راههاى حرام و آلوده به گناه ، به دست آورده اند. امام عليه السلام ، در جايى ديگر فرموده است :هر جا ثروتى هنگفت انباشته شده باشد، حتما در كنار آن ، حق پايمال شده گروهى از محرومان جامعه ، دفن شده است معنى اين سخن آن است كه : كمتر ممكن است ثروتى پيدا شود كه تمام آن ، از راه حلال بدست آمده باشد. بيشتر كسانى كه به ثروت هاى هنگفت مى رسند، حق مردم محروم و مستضعف را پايمال كرده و مال ديگران را خورده اند يعنى از راههايى مانند دزدى ، كم فروش ، گران فروش ، احتكار(يعنى : انباركردن و مخفى كردن نگاه داشتن اجناس مورد نياز مردم ، و به وجود آوردن قحطى ، و سپس فروختن آن اجناس به چند برابر قيمت )، يا خوردن مال افراد ضعيف ، بيوه زنان ، يتيمان و امثال آنها، و خيانت كردن به افراد ملت به مال و دارايى رسيده اند.
چنين ثروتى ، كه از راههاى ناپاك و نادرست بدست آمده ، آلوده به گناه است و كسى كه چنين ثروتى دارد، اگر هم در ظاهر، راحت و آسوده زندگى مى كند، در باطن ، آرامش و آسايش ندارد و تمام ساعات روز و شبش ، در وحشت و اضطراب مى گذرد. از يك طرف ، ترس از خدا، و حساب و كتاب روز قيامت او را مى ترساند و آرامشش را بهم ميزند، و از طرف ديگر، دائما وحشت آن را دارد، كه مبادا مردم محروم و ستمديده ، راز دزدى و مال مردم خورى و خيانت او را بفهمند، و براى گرفتن حق خود، بر سرش بتازند و حكم عدالت اسلامى را، درباره اش اجراء كنند.
اما كسى كه كار كم در آمدى دارد، ولى با تقوى و پاكدامنى آنرا انجام ميدهد، و به خيانت و ظلم آلوده نمى شود، دل راحت و فكر آسوده دارد، چنين كسى ، چون درآمدش حلال و پاك است ، حقى را پايمال نكرده و مال كسى را نخورده است ، كمترين نگرانى و دلهره و وحشتى هم ندارد. اگر سفره اش ‍ رنگين نيست ولى در عوض با وجدان پاك كابوسهاى وحشت آور و سبكبار بيدار مى شود، و خوشبختى واقعى را با تمام و جودش حس ميكند.
بخاطر همين است كه امام عليه السلام نيز، كار كم در آمد، ولى همواره با پاكدامنى را از ثروتى كه همواره با گناه باشد، بهتر شمرده اند



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى ,
تاریخ :
بازدید : 67
نویسنده : H O S S E I N I
همه كاره ، هيچكاره

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_69.jpg

همه كاره ، هيچكاره
من اءوما الى متفاوت خذلته الحيل .
ح /403
ترجمه : كسى كه به كارهاى پراكنده بپردازد، از يافتن راه حل صحيح براى آنها ناتوان مى ماند.
شرح : يك ضرب المثل فارسى ، كه به پيروى از كلام امام عليه السلام ، در زبان ما پيدا شده است مى گويد:همه كارها، هيچكاره اند!
ولى متاءسفانه ، اين عيب در بعضى از افراد وجود دارد، كه خود راهمه كاره مى دانند. يعنى ، در آن واحد، به چند كار مختلف مى پردازد، و انتظار هم دارند كه در تمام آن كارها، موفق و سر بلند باشد. در حاليكه ، چنين افرادى ، نه تنها در كار خود موفق نمى شوند، بلكه به دهها مشكل و ناراحتى برخورد مى كنند كه از چاره جويى و يافتن راه حل آنها عاجز مى مانند، علاوه باعث مى شوند كه چرخ امور جامعه نيز بخوابد و به افراد اجتماعى هم لطمه بخورد. زيرا در جامعه بشرى ، كارهاى مردم ، به يكديگر مربوط و پيوسته است ، طورى كه اگر در يك گوشه از جامعه ، كارى معطل بماند و به خوبى انجام نشود، كارهاى ديگران هم ، بر اثر آن ، معطل خواهد ماند.
از قديم گفته اند:شكارچى طمع كارى كه در آن واحد دنبال دو خرگوش ‍ بدود، هيچكدام را نمى تواند شكار كند. انسانى هم كه بخواهند در آن واحد، دنبال چند كار برود، هيچكدام از آن كارها را، ياد نمى گيرد و در هيچ رشته يى ، نمى توان مهارت لازم را بدست آورد. بدون شك ، اگر كسى بگويد:من هم پزشكى مى دانم ، هم معمارى مى كنم ، هم نان مى پزم ، هم قاليباف هستم ، هم در نجارى و در و پنجره سازى مهارت دارم و هم راديو و تلويزيون تعمير مى كنم مطمئن باشيد كه هيچكدام از اين كارها را بلد نيست . و اگر هم ، از هر يك از اين كارها، اطلاعى داشته باشد، اطلاع او آن قدر كم و ناچيز است كه هيچگاه موفق نخواهد شد يكى از اين كارها را به درستى انجام دهد.
پس ، انسان عاقل كسى است كه : بجاى آن كه فكر و وقت خود را تلف كند و از هر كارى ، مقدار كمى ياد بگيرد، نيروى خود را صرف يادگيرى و انجام يك كار كند تا هم در زندگى شخصى موفق شود، و هم وجودش براى جامعه فايده بيشترى داشته باشند



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: همه كاره ، هيچكاره ,
تاریخ :
بازدید : 125
نویسنده : H O S S E I N I
احترام معلم

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA_411.jpg

احترام معلم
لا تجعلن ذرب لسانك على من اءنطقك و بلاغه قولك على من سددك .
ح / 411
ترجمه : تيزى و برندگى زبانت را، به سوى كسى كه تو را سخنگو ساخته است مگير، و رسايى گفتار و قدرت بيان خود را، بر ضد كسى كه به تو قدرت گفتار آموخته است ، بكار مبر.
شرح : امام عليه السلام ، همواره در مورد احترام معلم و آموزگار، سفارش ميفرمود، و ديگران را، به ارزش و اهميت احترام نمودن به آموزگاران ، متوجه ميساخت . تا جاى كه خود، با آن درياى علم و دانش كه داشت ، هميشه مى فرمود:كسيكه به من يك كلمه بياموزد، تا پايان عمر، غلام و بنده او خواهيم بود.
يك نمونه درخشان و با شكوه ديگر، براى آنكه بدانيم اسلام چه احترام شايانى براى معلم و آموزگار قائل شده است ، توجه به وضع اسير جنگى در صدر اسلام است . در آن جنگها، پيامبر اكرم (ص )، به كسانى كه تا ساعتى پيش ، شمشير بر دست ، با سپاه مسلمانان جنگيده بودند، اجازه مى فرمود كه هر كدام ، به ده نفر از مسلمانان سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و پاداش ‍ اين سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و به پاداش اين سواد آموزى از اسارت آزاد شوند.
امام عليه السلام نيز، در اين كلام عميق و پر معنى ، در همين باره سخن گفته ، و ديگران را به احترام نمودن به معلم آموزگار، متوجه ساخته و ترغيب و سفارش فرموده است . ما نيز، بايد از پيشواى راستين خود بياموزيم . يعنى هرگز نبايد تيزى و برندگى زبان خود را بسوى پدر و مادر، يا خواهر و برادر بزرگتر، يا هر كسى كه در راه به سخن آمدن ما زحمت كشيده است ، بگيريم . و همچنين هيچگاه نبايد رسايى كلام و قدرت بيانى را كه از معلم و يا شخصى ديگرى آموخته ايم ، بر ضد خود او بكار بريم . زيرا، چنين كارى نا سپاسى است ، و در اسلام ، ناسپاسى ، زشت و ناپسند شمرده مى شود



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: احترام معلم ,
تاریخ :
بازدید : 75
نویسنده : H O S S E I N I

 

 

لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه.

ح / 290

ترجمه:

اگر حتى خداوند، بندگانش را، از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله، در برابر نعمتهاى او، سپاسگزارى كرده باشد.

شرح:

كسيكه گناه مى كند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است، تباه مى كند. زيرا چنين كسى، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: انگيزه ى دورى از گناه ,
تاریخ :
بازدید : 119
نویسنده : H O S S E I N I


 

ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلاله.

ح/ 183

ترجمه:

هرگاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى از آن دو، گمراهى "باطل" است.

شرح:

بسيار ديده مى شود كه دو شخص، يا دو گروه، بر سر يك مسئله اختلاف دارند. به اين معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعايى دارد كه با ادعاى ديگرى مخالف است، و هر يك نيز، ادعاى خود را صحيح و بر حق مى داند و ادعاى ديگرى را غلط و باطل مى شمارد.

اما، از آنجا كه هميشه حق يگانه است، و هر چيزى كه بر حق باشد، نمى تواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نيز، درست و بر حق باشند، ناگزير بايد قبول كرد كه دست كم، يكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.

روشن تر بگوئيم: نمى شود كه دو نفر، در مورد يك موضوع
دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نيز درست گفته باشند. يعنى اگر، در چنين مواردى، يقين داشته باشيم كه هر دو نفر در اشتباه نيستند، پس بايد مطمئن باشيم كه بطور قطع، فقط يكى از آنها 'حق' مى گويد و ديگرى بر باطل است.

وظيفه كسى هم كه با چنين افراد يا گروههايى روبرو مى شود، آن است كه سخن و عقيده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دريابد، و با انتخاب و پذيرش حق، از باطل دورى كند.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: حق یکی است ,
تاریخ :
بازدید : 94
نویسنده : H O S S E I N I

علم بهتر است یا ثروت

 

العلم خير من المال، العلم يحرسك، و انت تحرس المال، و المال تنقصه النفقه و العلم يزكو على الانفاق، و صنيع المال يزول بزواله.

ح/ 147- از فرمايشات امام "ع" به كميل بن زياد

ترجمه:

دانش، از مال دنيا بهتر است، زيرا دانش نگهبان توست، ولى مال را تو بايد نگهبانى كنى. مال دنيا با بخشش كاسته مى شود، ولى دانش، بر اثر بخشش، رشد و فزونى مى يابد، و آنچه با مال دنيا ساخته و پرداخته شده و بدست آمده، با تمام شدن مال، از بين مى رود.

شرح:

امام عليه السلام، بارها در سخنان خود، دانش را با مال دنيا مقايسه فرموده، و همواره دانش را برتر و گرانبهاتر شمرده است. در اين كلام ارزنده نيز، امير مومنان "ع"، از برترى دانش نسبت به مال دنيا سخن مى گويد، و در اين مورد سه دليل بيان مى فرمايد:

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: فضيلت علم بر ثروت ,
تاریخ :
بازدید : 82
نویسنده : H O S S E I N I

«علم آموزی»، پرفضیلت‌ترین کار در شب قدریلت‌ترین کار در شب قدر

سراب كه از دور به شكل آب ديده مى شود و از نزديك چيزى جز خاك و ريگ بيابان نيست، هميشه به فكر فريب دادن است. شخص دروغگو، هميشه با دروغهاى خود، كارهاى خوب را به صورت كارهاى 'بد' وا نمود مى كند. و كارهاى بد را بصورت 'خوب' نشان مى دهد. در نتيجه، كسيكه با شخص دروغگو دوستى كند، فريب حرفهاى او را مى خورد، و دو عيب بزرگ در زندگى پيدا مى كند: نخست آن كه از كارهاى خوب رويگردان مى شود، چون خيال مى كند كه آن كارها 'بد' است. و ديگر آنكه به انجام كارهاى بد مى پردازد، چون بخاطر حرفهاى دوست دروغگوى خود، گمان مى كند كه آن كارها 'خوب' است.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: فضيلت علم بر ثروت ,
تاریخ :
بازدید : 76
نویسنده : H O S S E I N I

نزول ۳۰۰ آیه قرآن در شأن امام علی(ع)/علی(ع) در آینه قرآن و روایات




اگر دنيا را براى مردم بخواهيم نيكوست و اگر براى خودمان زشت و پليد ، اگر دنيا را پيش‏درآمد آخرت بدانيم عزيز است و محبوب و اگر معاد و اخلاق و خداپرستى و مردم‏دوستى و فضائل و برتريهاى انسانى را فداى او كنيم ، اهريمنى است ناپاك و اژدهائى است قتال و عجوزه‏اى است كه عروس هزار داماد است و هر داماد را در حجله عفن و تاريك خود بگور شقاوت سرنگون ساخته است .


:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: علی و دنیا ,
تاریخ :
بازدید : 168
نویسنده : H O S S E I N I

 

همت عالى و شکم پرورى

لا تجتمع عزیمه و ولیمه.

ح/ 241

ترجمه: همت عالى، با سورچرانى و شکم‏پرورى، سازگار نیست.

شرح: کسى که صاحب همت عالى است به شکم‏پرورى و سور چرانى، توجه و اعتناء نمى‏کند و کسى که در پى سورچرانى و شکم‏پرورى برود، نمى‏تواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت دیگر، ممکن نیست که همت عالى، و شکم پرورى، در وجود انسان، یکجا جمع شده باشد.زیرا شخص سورچران، بیش از هر چیز، در بند شکم خویش است، و تمام فکر و کوشش او صرف آن مى‏شود که چطور و از چه راهى، خود را به سفره‏یى رنگین برساند و شکمش را از خوراکیهاى لذیذ انباشته کند. آشکار است که چنین کسى، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فکر آن است که ذهن و اندیشه‏اش را در راه کارهاى با شکوه به کار اندازد، و تصمیمهاى عالى و والا بگیرد، و اراده و همت خود را در انجام کارهاى با ارزش و انسانى نمایان سازد.

شخص شکم‏پرور و سورچران، از آغاز صبح، دائما به این فکر می ‏کند که ظهر، چگونه ناهار لذیذى بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و اندیشه‏اش در این جهت کار مى‏کند که براى شب، از کجا و چگونه شام چرب و شیرینى فراهم کند. و طبیعى است که چنین شخصى، شب هم با این فکر به بستر مى‏رود که صبح، چه خوراکیهایى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود. اما کسى که همت عالى دارد، فکر و ذهنش، آنقدر مشغول مسائل مهم و کارهاى عالى و انسانى است، که اصولا فرصتى براى فکر کردن به شکم پیدا نمی ‏کند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشیند، غذایش، ساده‏ترین غذاها خواهد بود. نمونه درخشان این افراد، خود حضرت على علیه‏السلام است که غذایش، بیشتر اوقات، چیزى جز نان خالى، یا نانى همراه با کمى خرما، یا کمى پیاز، یا کمى نمک نبوده است. تا جایى که اگر اندکى بیش از این برایش غذا مى‏آوردند، به شدت اعتراض مى‏کرد.

آنچه دارى قدر بدان

و حفظ ما فى یدیک احب الى من طلب ما فى یدى غیرک.

نامه/ 31

ترجمه: نگهدارى از آنچه خود، در دست دارى، در نظر من، از خواستن و جستجوى آنچه در دست دیگرى است، بهتر و دوست داشتنى‏تر است.

شرح: کسانى هستند که هیچگاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمى‏شوند، دائما در فکر بدست آوردن مال و ثروت بیشتر هستند، و تمام نیروى آنها، بجاى آنکه صرف خود سازى و پیشرفت به سوى ایمان و تقوى شود، صرف کسب مال مى‏شود. اینگونه افراد، تازه هر چقدر هم که بیشتر بدست مى‏آورند، باز چشم و دلشان سیر نمى‏شود و نگاهشان به مال دیگران است. و گاهى، کار را به جایى مى‏رسانند که شخصیت و عزت نفس خود را زیر پا مى‏گذارند، تا براى مدتى کوتاه از آنچه دیگران دارند، استفاده کنند.

شاید شما هم دیده‏اید که: بعضى افراد، وقتى مى‏خواهند به مهمانى بروند، با آن که خودشان لباس تمیز و قابل استفاده دارند، چون پارچه و دوخت آن ساده و معمولى است، به سراغ همسایه می ‏روند و لباس گرانقیمت او را قرض می ‏گیرند، تا در مهمانى، بیشتر خودنمایى کنند.

یا وقتى مهمان در خانه دارند، کاسه و بشقاب معمولى و ارزان قیمت خود را کنار می ‏گذارند، و در عوض، ظروف چینى و بلور گرانقیمت همسایه را قرض مى‏گیرند و جلوى مهمان می ‏آورند.این دسته از افراد، براى شخصیت انسانى و عزت نفس خود ارزش قائل نیستند و کارى هم که مى‏کنند، بر خلاف دستورات اسلام است.

امام علیه‏السلام نیز، در همین مورد توضیح داده و این چند نکته را، در یک جمله کوتاه، بیان فرموده است:

1- قناعت: به آنچه دارى اکتفا کن و چشم طمع به مال دیگران نداشته باش.

2- عزت نفس: شخصیت انسانى و عزت نفس خود را حفظ کن، و از آنچه دارى خشنود باش، تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت درخواست و تقاضا از دیگران، آسوده باشى.

3- حفظ آبرو: بادورى کردن از زیاده طلبى و چشم حسرت دوختن به مال دیگران، آبروى خود را به باد مده.

4- شکر نعمت: نسبت به آنچه خداوند به تو داده است، کفران نعمت مکن، بلکه شکر نعمت خداوندى را- به هر اندازه که باشد- بجاى آور، تا به آنچه دارى راضى باشى و در حفظ نگهدارى آن بکوشى. نه آن که مال خود را، بخاطر ناچیز و کم قیمت بودن، خوب حفظ نکنى و آن را از بین ببرى، و بعد، محتاج دیگران بشوى.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: نگدستى و پاکدامنى یا ثروت و زشتکارى ,
تاریخ :
بازدید : 169
نویسنده : H O S S E I N I

 

 

آنچه بر خود نمی ‏پسندى بر دیگران مپسند

فاحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها.

نامه/ 31

ترجمه: آنچه که براى خود دوست می ‏دارى، براى دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که براى خود نمی ‏پسندى، براى دیگران هم مپسند.

شرح: یک ضرب المثل فارسى می ‏گوید: «آنچه به خود نمی ‏پسندى، به دیگران روا مدار». و ضرب المثل دیگرى می ‏گوید: «یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم». این دو ضرب‏المثل، و دهها ضرب‏المثل دیگر، و شعرها، و کلمات کوتاه و بلند بسیارى که در زبان و ادبیات ما، درباره همین موضوع صحبت می ‏کند، همه، با الهام گرفتن از سخن امام علیه‏السلام، و در توضیح و تشریح آن گفته شده و رواج پیدا کرده است.

و منظور از تمام این سخنان، آن است که درباره یکى از دستورات عمیق و پر معنى اسلام، به شکلهاى گوناگون، توضیح داده شود. بر اساس این دستور و الا و زندگى ساز اسلام، ما انسانها وظیفه داریم که در هر کارى، رعایت حال دیگران را نیز بکنیم. یعنى همیشه خودمان را به جاى دیگران بگذاریم، و با مردم طورى رفتار کنیم، که دوست داریم دیگران با ما همانطور رفتار کنند.

کسیکه به مشکلات و ناراحتیهاى دیگران اهمیت نمی ‏دهد، باید حساب کند که آیا خودش می ‏تواند همان مشکلات و ناراحتیها را تحمل کند، یا نه، به زبان ساده‏تر باید گفت: هر کس راضى شود که یک جوالدوز به تن دیگرى فرو رود، باید با انصاف و مروت حساب کند که آیا خودش حاضر است یک سوزن به تنش فرو رود، یا نه؟

مسلمان مومن واقعى، کسى است که براى دیگران نیز به اندازه خودش، راحت و آسایش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسایش و خوشبختى خود را، در آسایش و خوشبختى دیگران جستجو کند.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: اندرز پذیرى ,
تاریخ :
بازدید : 184
نویسنده : H O S S E I N I

 

 

خشنودى از کار بدکاران

الراضى بفعل قوم کالداخل فیه معهم. و على کل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به و اثم الرضى به.

ح/ 154

ترجمه: هر کس که به کار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است که در آن کار، با آنها همراهى کرده است، و هر کس که در کارى نادرست همراهى کند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همکارى در آن کار نادرست، و گناه رضایت دادن به انجام آن.

شرح: اسلام، دینى است که پیروان خود را، همواره از زندگى کردن در حصارهاى خلوت و تنهائى و به سر بردن در چهار دیواریهاى در بسته، باز می ‏دارد. و در مقابل، همه را به زندگى اجتماعى دعوت مى‏کند. براى یک چنین زندگى اجتماعى برادرانه‏یى، که در آن همه نسبت بیکدیگر وظایف و مسئولیتهایى دارند قوانین کاملى نیز قرار داده، که جلوه‏هاى گوناگون آن، در تعالیم درخشان اسلامى دیده می ‏شود.

بر اساس این قوانین، خوب بودن و خوب زیستن، تنها این نیست که ما، خود را از همه کنار بکشیم، و در خلوت و تنهایى مشغول عبادت شویم و کارى به کار دیگران و سایر افراد جامعه نداشته باشیم. چه، در این صورت، حتى اگر هیچ گناهى از ما سر نزند، باز در گناهى که دیگران، در کنار ما و مقابل چشمان ما انجام مى‏دهند، شریک و سهیم خواهیم بود. به بیان دیگر، یک مسلمان مومن و واقعى، نباید در برابر کارهاى باطل و نادرست دیگران نیز، ساکت بنشیند و هیچ اقدامى نکند. چون این سکوت، دلیل آن است که او، با انجام آن کارهاى باطل مخالفتى ندارد و کسى که مخالف امرى نباشد، بطور طبیعى، به انجام آن امر، رضایت داده است. و راضى بودن به انجام کار دیگران نیز مانند آن است که خود او هم در آن کار، شرکت و دخالت داشته است.

از این روست که امام علیه‏السلام مى‏فرماید: مسلمان مومن حق ندارد ساکت بنشیند و شاهد و تماشاگر کارهاى باطل دیگران باشد. چون در آنصورت، از او دو گناه سر زده است. یک گناه همان رضایت دادن به انجام آن کار است، و گناه دیگر آن است که با چنین رضایتى، خود او نیز، در آن کار نادرست بصورت همکار و همراه درآمده و در حقیقت مثل آن است که خود نیز، در انجام آن گناه، شرکت و همکارى داشته است.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: لزوم شناخت رفیق راه و همسایه ,
تاریخ :
بازدید : 204
نویسنده : H O S S E I N I

 

 

در خلوت هم از گناه بپرهیزید

اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاکم.

ح/ 324

ترجمه: در خلوت و تنهایى هم، از گناه و نافرمانى خدا بپرهیزید، زیرا همان کسى که گناه شما را مى‏بیند (یعنى خداوند) خودش نیز درباره‏ى آن، داورى خواهد کرد.

شرح: گروهى از افراد کوته فکر هستند، که گمان می ‏کنند اگر در خلوت و تنهایى، مرتکب گناه شوند، و کسى شاهد گناه آنها نباشد، از کیفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از آنکه خداوند، در همه جا حاضر است، و در خلوت و تنهایى هم، شاهد اعمال بندگان خویش است.

امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: کسیکه در تنهایى مرتکب گناه مى‏شود، مثل کسى است که در یک کشتى، داخل اطاقک خصوصى خود، نشسته است و کف آن را سوراخ مى‏کند. گرچه کسى شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیرى کند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولى چنین کسى،

مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر کار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقک بالا خواهد آمد، و همه کشتى را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد کرد.

پس گناه، اگر در خلوت و تنهایى هم صورت گیرد، هم شخص گناهکار را به مجازات خواهد رسانید، هم بر روى جامعه اثر بد خواهد گذاشت.

از سوى دیگر، انسان در رابطه با خدا، باید بداند که: هر چند در خلوت و تنهایى مرتکب گناه شود، و کسى هم شاهد او نباشد، ولى خداوند، او را می ‏بیند و شاهد گناه اوست. به این ترتیب، شخص گناهکار، در روز رستاخیز، از داورى خداوند توانا و بینا که خود، آن گناه را دیده است- هیچ راه فرارى نخواهد داشت.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: رابطه عقل و گفتار ,
تاریخ :
بازدید : 157
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

 

 

زندگى دنیوى دلیل زندگى اخروى

عجبت لمن انکر النشاه الاخرى و هو یرى النشاه الاولى.

ح/ 126

ترجمه: در شگفتم، از کسیکه زندگى این دنیا را مى‏بیند، و باز زندگى دنیاى دیگر (آخرت) را قبول ندارد.

شرح: کسیکه با درک و دانائى، در زندگى این دنیا نظر کند، سراسر دنیا را، پر از نشانه‏هایى خواهد دید که از قدرت آفرینش خداوند حکایت مى‏کنند. و کسیکه قدرت آفرینش خداوند را، با عقل و بینش بررسى کند، هرگز مسئله آخرت و زندگى پس از مرگ را انکار نخواهد کرد.

اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنیاى خود نگاه کنیم، به روشنى مى‏بینیم که انسان و حیوان و گیاه، و بالاخره تمام موجودات زنده این دنیا، از «نیستى» به وجود آمده‏اند. پس خداوندى که قادر بوده است این زندگى و این همه موجودات زنده را، از «نیستى» به «هستى» بیاورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت که پس از مرگ و نابودى این موجودات، یکبار دیگر آنها را زنده کند.

اگر در زندگى انسان دقت کنیم، از یک نظر، خواهیم دید که خداوند، در همین دنیا هم، ریشه و اصل زندگى انسانها را در دل خاک قرار داده، و در وقت لزوم، افراد بشر را، از خاک به وجود آورده است.

ابتدا، ریشه زندگى و اصل وجود ما، در دل همین خاکهاى بیابانى پنهان بوده است. از دل این خاکها، گندم و برنج و سبزى و میوه و دیگر گیاهان خوردنى روئیده‏اند. قسمتى از این روئیدنیها را، پدر و مادر ما خورده‏اند. قسمت دیگرى را نیز حیوانات خورده‏اند، تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذاى انسان درآیند. یعنى پدر و مادر ما، وقتى گوشت حیوانات را نیز خورده‏اند، در حقیقت، از غذایى استفاده کرده‏اند که اصل آن، باز هم از خاک بوده است.

به این ترتیب، پدر و مادر ما، با خوردن خوراکى‏هایى، که در هر حال، از زمین بدست مى‏آید، به زندگى خود ادامه داده‏اند و بزرگ شده‏اند. بعد، وجود ما، همچون یک یاخته، در پشت و شکم آنها، پیدا شده است. آنگاه ما شروع به رشد کرده‏ایم، صاحب دست و پا و چشم و گوش و مغز و سایر اعضاء بدن شده‏ایم و سرانجام، به صورت یک انسان کامل، از شکم مادر، به این جهان قدم گذاشته‏ایم.

تمام این مراحل، از وقتى که ذرات هستى ما، در دل خاکها بوده، تا وقتى که این ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرینش خداوند طى شده است.پس مى‏بینیم که خداوند، قبلا، یکبار قدرت خود را، در همین دنیا، نشان داده و ما را، از خاک به خود آورده است. به این ترتیب، خدایى که چنین قدرتى دارد، یکبار دیگر هم، قادر به انجام این کار خواهد بود. یعنى، وقتى ما بمیریم و به مشتى خاک مبدل شویم، دوباره، در روز قیامت، خداوند ما را، از دل خاکها بیرون مى‏آورد، و به ما «هستى» و زندگى مى‏دهد، تا براى رسیدگى به حساب کارهایمان، در صف محشر آماده شویم.

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 197
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

 

اگر خدا شریکى داشت

لو کان لربک شریک لاتتک رسله.

نامه / 31

ترجمه: اگر پروردگارت شریکى مى‏داشت، فرستادگان آن شریک (یعنى پیامبران آن خداى دیگر) نزد تو مى‏آمدند.

شرح: خداوند توانائى که ما را، و این دنیاى پهناور و پر از زیبائى را، آفریده است، خدایى یگانه و بى‏همانند است.

تمام پیغمبرانى که براى راهنمایى افراد بشر، به میان مردم آمده‏اند، با آن که دینهاى گوناگون آورده‏اند، سخنهایشان درباره خدا، یکسان و همانند بوده است. همه آنها، به پیروان خود گفته‏اند که: خدا یکى است و شبیه یا شریک ندارد.

فرزند عزیز، این را بدان که اگر غیر از پروردگار یگانه و بى‏شریک، خداى دیگرى هم وجود داشت، او نیز از سوى خود، پیغمبرانى مى‏فرستاد تا هم وجود او را به افراد بشر اعلام دارند، هم مردم را به سوى او دعوت کنند.

ولى در طول میلیونها سالى که از زندگى بشر مى‏گذرد، و بدین معنى که خواسته‏ایم تعدادى از کلمات و جملات کوتاه امام را، که درک و دریافت و آموختن آن، براى نوجوانان کلاس پنجم ابتدائى آسان‏ترین باشد، در دسترس آنان قرار دهیم. از این رو، در این مجموعه کوچک، ساده‏ترین جمله‏ها را انتخاب کرده‏ایم، نه بهترین آنها را. زیرا که ستارگان تابناک کلام امام (ع)، در آسمان روشن و گسترده نهج‏البلاغه، همه، «بهترین» و «والاترین» هستند.

کوشش کرده‏ایم تا جملات این کتاب، در زمینه‏هاى گوناگون سخنان زندگى بخش، و پندها و راهنمایى‏هاى انسان ساز امام (ع) باشد.

تعدادى از جملات درباره توحید و خداشناسى، تعدادى دیگر در موضوع راز آفرینش انسان و سایر موجودات، تعدادى از آنها پیرامون ارتباط انسان با خالق خود، و بیشترین آنها، درباره مسائل مربوط به روشهاى تربیتى و اخلاقى اسلام، و پندهاى امام (ع) پیرامون شیوه‏هاى صحیح زندگى فردى و اجتماعى است. این قسمت از جملات امام (ع)، اندرزهایى ساده و قابل اجرا هستند، که عمل به آنها نه تنها سخت و دشوار نیست، بلکه آسان و دلپذیر است، و در عین حال، آسایش انسان در دنیا و رستگارى او را در آخرت تضمین مى‏کند.

هر کدام از جمله‏ها، در ساده‏ترین صورت ممکن، به زبان فارسى ساده و آسانى ترجمه شده است.

ممکن است درک کامل کلام امام (ع) با وجود ترجمه ساده، باز هم براى نوجوانانى که این کتاب بخاطر آنها تهیه شده است، دشوار باشد. از این رو، علاوه بر ترجمه کلمات امام (ع)، درباره هر یک، شرح کوتاهى نیز تهیه کرده و با زبانى در خور درک این گروه سنى، نوشته‏ایم، تا مطالعه آنها، به این فرزندان عزیز، براى درک کلام امام (ع)، بیشتر کمک کند.

 

 

 

امیدواریم این کتاب کوچک، دریچه‏یى به روى نوجوانان عزیز بگشاید، تا از راه آن، به دنیاى پهناور اندیشه‏هاى امام (ع) وارد شوند و با تعالیم درخشان اعتقادى و اخلاقى و تربیتى و انسانى اسلام بیشتر آشنا شوند.

 

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 171
نویسنده : H O S S E I N I

 

نكته ها:

1- چرا امام (ع) صبر را ترجيح داد؟! تاريخ به خوبى گواهى مى دهد كه منافقان و دشمنان اسلام براى رحلت پيامبر (ص) دقيقه شمارى مى كردند و بسيارى از آنها معتقد بودند با رحلت آن حضرت يكپارچگى مسلمانان از ميان مى رود و شرايط براى يك حركت ضد انقلابى فراهم مى آيد و قادر خواهند بود اسلام نوپا را در هم بشكنند، در چنين شرايطى اگر على (ع) براى گرفتن حق خويش يا به تعبير ديگر باز گرداندن مسلمانان به اسلام راستين عصر پيامبر (ص) قيام مى كرد با توجه به تصميمهايى كه براى كنار زدن او از صحنه خلافت از پيش گرفته شده بود به يقين درگيرى، روى مى داد و صحنه جامعه اسلامى چنان آشفته مى شد كه راه براى منافقان و دشمنان، جهت رسيدن به نيات سوئشان هموار مى گشت، گروههايى كه به نام (اهل رده) بعد از رحلت پيامبر (ص) بلافاصله در برابر حكومت اسلامى قيام كردند و بر اثر يكپارچگى مردم سركوب شدند، شاهد و گواه روشنى بر اين معنى است.در بعضى از تعبيرات كه در تواريخ معروف اسلام آمده، مى خوانيم: (لما توفى رسول الله (ص) ارتدت العرب و اشرايت اليهوديه و النصرانيه و نجم النفاق و صار المسلمون كالغنم المطيره فى الليله الشاتيه، هنگامى كه پيامبر وفات يافت عرب (جاهلى) بازگشت خود را شروع كرد و يهود و نصارا سر برداشتند و منافقان آشكار گشتند و وارد صحنه شدند و مسلمانان همانند رمه چوپانى بودند كه در يك شب سرد و بارانى زمستان، در بيابان، گرفتار شده اند.) اينها همه از يك سو و از سوى ديگر قيام كردن با نداشتن يار و ياور، پيروزى را بر او مشكل مى كرد و شايد اگر قيام مى فر مود بسيارى از ناآگاهان، اين قيام را نه براى مسائل مهم الهى، بلكه به خاطر مسائل شخصى تفسير مى كردند.ولى ضايعات و مشكلات فراوانى كه از تغيير محور خلافت به وجود آمده بود روز به روز خود را بيشتر نشان مى داد و همين ها بود كه به صورت خار و خاشاكى به چشم مولا (ع) مى نشست و همچون استخوانى گلويش را آزار مى داد.اين درسى است براى همه مسلمين در طول تاريخ كه هرگاه احقاق حق خويش، موجب ضربه اى بر اساس و پايه دين شود بايد از آن چشم بپوشند و حفظ اصول را بر همه چيز مقدم بشمرند و بر درد و رنجهاى ناشى از تضييع حقوق، صبر كنند و دندان بر جگر بفشارند.شبيه همين معنى در خطبه 26 نيز آمده است كه مى فرمايد: فنظرت فاذا ليس لى معين الا اهل بيتى و اغضيت على القذى و شربت على الشجى، من نگاه كردم و ديدم براى گرفتن اين حق ياورى به جز خاندان خويش ندارم چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با گلويى كه گويى استخوان در آن گير كرده بود و جرعه حوادث را نوشيدم.2- چرا از خلافت تعبير به ارث شده است؟ در عبارات فوق خوانديم كه امام (ع) مى فرمايد: من ديدم كه ميراثم به غارت مى رود.در اينجا سوالى پيش مى آيد كه چرا از خلافت تعبير به ميراث شده است ؟! پاسخ اين سوال با توجه به اين نكته روشن مى شود و آن اين كه خلافت يك ميراث الهى و معنوى است كه از پيامبر (ص) به جانشينان معصومش مى رسد نه يك ميراث شخصى و مادى و حكومت ظاهرى.شبيه اين تعبير در آيات قرآن نيز ديده مى شود آنجا كه زكريا از خداوند تقاضاى فرزندى مى كند كه وارث او و وارث آل يعقوب باشد (و بتواند به خوبى از ميراث نبوت و پيشوايى خلق پاسدارى كند) فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب.در حقيقت اين ميراث متعلق به همه امت است ولى در اختيار امام و جانشين پيامبر (ص) قرار داده شده است.در مورد كتب آسمانى مى خوانيم: ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا، سپس كتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم.و از همين نظر در حديث مشهور نبوى آمده است: (العلماء ورثه الانبياء، دانشمندان وارثان پيامبرانند).شاهد اين سخن تاريخ گوياى زندگى على (ع) است، او عملا نشان داد كه هيچگونه دلبستگى به مال و مقام ندارد و خلافت را- بدون انجام وظايف الهى- همانند كفش كهنه بى ارزش، يا آب بينى حيوانى مى دانست، چگونه ممكن است براى از دست رفتن آن چشمى پرخاشاك و گلويى گرفته، داشته باشد؟ بعضى احتمال داده اند كه م نظور از اين ميراث غارت شده، فدك باشد كه پيامبر (ص) براى دخترش زهرا- عليهاالسلام- گذارده بود و از آنجا كه مال همسر در حكم مال شوهر است اين تعبير را بيان فرمود، ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مى رسد چرا كه تمام اين خطبه، سخن از مساله خلافت است و اين جمله نيز ناظر به آن است.3- امام (ع) در گوشه خانه هيچ كس نمى تواند ضايعه عظيمى را كه بر جهان اسلام از نشستن على (ع) در گوشه خانه وارد شد ارزيابى كند.تنها در بعد علمى وقتى به نهج البلاغه نگاه كنيم كه بخشى از خظبه ها و نامه ها و كلمات قصار آن حضرت را در مدت كوتاه خلافتش تشكيل مى دهد آن هم خلافتى كه مملو از حوادث و ماجراهاى دردناك و جنگهاى پى درپى بود، مى توانيم حدس بزنيم كه اگر آن 25 سال نيز على (ع) در ميان امت بود و مردم از چشمه جوشان علم و دانش بى پايان او بهره مى بردند، چه آثار عظيمى براى مسلمانان جهان بلكه براى جامعه بشريت به يادگار مى ماند.

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 188
نویسنده : H O S S E I N I

 

شرح و تفسير:

تحليلى مهم پيرامون مساله خلافت: اين خطبه- همانگونه كه گذشت- به طوفانهاى سخت و سنگينى اشاره مى كند كه بعد از رسول خدا (ص) براى تغيير محور خلافت انجام شد و شايسته ترين فرد را با تكيه بر دليل و منطق براى جانشينى پيامبر (ص) نشان مى دهد و سپس به مشكلات عظيمى كه به خاطر تخلف از اين امر و از نص صريح پيامبر (ص) در امر خلافت براى مسلمين پديد آمد اشاره مى فرمايد.نخست شكايت خود را از نخستين مرحله خلافت بيان مى دارد و مى فرمايد: به خدا سوگند او پيراهن خلافت را بر تن كرد در حالى كه خوب مى دانست موقعيت من در مساله خلافت همچون محور سنگ آسياست! (كه بدون آن هرگز گردش نمى كند) (اما و الله لقد تقمصها فلان و انه ليعلم ان محلى منها محل القطب من الرحا).بدون اشكال مرجع ضمير (تقمصها) خلافت است و تعبير به قميص (پيراهن) شايد اشاره به اين نكته باشد كه او از مساله خلافت به عنوان پيراهنى براى پوشش و زينت خود بهره گرفت در حالى كه اين آسياب عظيم، نياز به محور نيرومندى دارد كه نظام آن را در حركت شديدش حفظ كند و ا ز انحراف باز دارد و در نوسانات و بحرانها، حافظ آن باشد و به نفع اسلام و مسلمين بچرخد.آرى خلافت پيراهن نيست، سنگ آسياى گردنده جامعه است، خلافت نياز به محور دارد، نه اين كه كسى او را بر تن كند و پوشش خود قرار دهد.سپس دليل روشنى براى اين معنى ذكر مى كند كه به هيچ وجه قابل انكار نيست، مى فرمايد: سيلهاى خروشان و چشمه هاى (علم و فضيلت) از دامنه كوهسار وجودم پيوسته جارى است و مرغ (دورپرواز انديشه) به قله (وجود) من نمى رسد (ينحدر عنى السيل، و لا يرقى الى الطير).تعبير (به ينحدر، فرو مى ريزد و پايين مى آيد)، (و لا يرقى، بالا نمى رود) كه در دو جهت مختلف و در برابر هم قرار گرفته بيانگر نكته لطيف و ظريفى است و آن اينكه وجود امام، به كوه عظيمى تشبيه شده، كه داراى قله بسيار مرتفعى است و طبيعت اينگونه كوهها و قله ها اين است كه نزولات آسمانى را در خود جاى مى دهد و سپس به صورت مستمر به روى زمينهاى گسترده و دشتها جارى مى سازد و گلها و گياهان و درختان را بارور مى كند و از سوى ديگر هيچ پرنده دورپروازى، نمى تواند به آن راه يابد.اين تشبيه اشاره به همان چيزى است كه در قرآن مجيد درباره نقش كوهها در آرامش و آبادى زمين آمده: و الق ى فى الارض رواسى ان تميد بكم و انهارا و سبلا لعلكم تهتدون، خداوند در زمين، كوههاى محكم و ثابتى افكند تا اضطراب و لرزش آن را نسبت به شما بگيرد و نهرهايى (به وسيله آنها) ايجاد كرد و راههايى در آن قرار داد تا هدايت شويد.آرى اگر شبكه كوههاى عظيم نبودند فشار درونى زمين از يكسو و تاثير جاذبه ماه و خورشيد و جزر و مد پوسته زمين از سوى ديگر و فشار وزش طوفانها از سوى سوم، آرامش را از انسانها مى گرفت و آبهايى كه از آسمان نازل مى شد به صورت سيلاب عظيمى به درياها مى ريخت و ذخيره آبى به صورت نهر و چشمه وجود نداشت.وجود امام آگاه و بيدار و نيرومند و معصوم براى هر امت، مايه آرامش و انواع بركات است.در ضمن، اين تعبير نشان مى دهد كه هيچ كس را ياراى دستيابى به افكار بلند امام (ع) و اوج معرفت و كنه شخصيت آن حضرت نيست و به اسرار وجود او جز پيامبر اكرم (ص) كه استاد بزرگ آن حضرت بود و امامان معصوم، پى نمى برد.هر كس از ياران و اصحاب و پيروانش به اندازه پيمانه وجود خويش از اين اقيانوس بزرگ بهره مى گيرد بى آن كه كرانه ها و ژرفاى آن بر كسى روشن باشد.اين نكته نيز قابل توجه است كه براى گردش سنگ آسياب از وجود نهرها استفاده مى شود و اي ن نهرها از كوههاى عظيم سرچشمه مى گيرد، به علاوه سنگهاى آسياب را از كوهها جدا مى كنند و ممكن است تعبير فوق، اشاره اى به همه اين معانى باشد، يعنى هم محورم و هم سنگ آسيابم و هم نيروى محرك آن، كه چيزى جز علم و دانش سرشار نيست.همچنين همانطور كه اشاره شده، بايد توجه داشت كه قله هاى كوهها بركات آسمانى را به صورت برفها در خود جاى مى دهند و سپس به صورت تدريجى به زمينهاى تشنه مى فرستند و اين مى تواند اشاره اى به قرب وجود على (ع) نسبت به سرچشمه وحى و بهره گيرى از درياى بيكران وجود پيامبر (ص) باشد.بعضى از شارحان تعبير به سيل در جمله بالا را اشاره به علم و دانش بيكران على (ع) دانسته اند كه پيامبر اسلام (ص) در حديث معروف: (انا مدينه العلم و على بابها) به آن اشاره فرموده است و نيز در تفسير آيه (قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بماء معين، بگو به من خبر دهيد اگر آبهاى شما در زمين فرو رود چه كسى مى تواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد)، از امام على بن موسى الرضا (ع) مى خوانيم كه: (ماء معين) را به علم امام تفسير فرمودند.در اينجا چند سوال كوتاه پيش مى آيد: نخست اين كه ممكن است گفته شود: چرا على (ع) در اينجا از خويشتن ت عريف كرده، در حالى كه تعريف از خويش نكوهيده است (تزكيه المرء لنفسه قبيح).ولى بايد توجه داشت كه ميان خودستايى و معرفى كردن، فرق بسيار است.



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 187
نویسنده : H O S S E I N I
 

 

 




 

على و دنـــيا 
 

 


على و دنـــيا 
دنيا و جهان زيباى طبيعت ، 
آفريده محبوب و پرانعام خداوندى است و انسان فرزند دنياست و از دامان پربركتش بهره مى‏برد و به او مهر و عشق ميورزد ،
انسان پيوند و پيوستى ناگسستنى با دنيا دارد و جهان هم ارتباطى با خدا و اين جهان زيبا و منظم و پرفيض نشانه عظمت و يكتائى و مهربانى خداست و آسمانها و زمين و درياها و كوهها و ابرها و بارانها و گياهها و بادها همه آيات خدايند و چهره زيباى خدا در گلبرگها و چشمه‏سارها و رودبارها و جنگلها و اندام زيباى پرندگان و چرندگان و ماهيان دريا و در تلألو ستارگان و تابش خورشيد و هواى مصفا و بالاخره در چهره انسان متجلى است و اين زيبائيها همه از اوست و همه آيات اوست و بر ماست كه جهان طبيعت و دنياى پربهره و گسترده‏اى را كه در آن زيست مى‏كنيم دوست بداريم و از بركتهاى خجسته و نعمتهاى گونه‏گون آن بهره گيريم و 
زندگانى پاكيزه و رفاه‏آورى را براى خويشتن فراهم آوريم قرآن مجيد ميفرمايد :

( بهره خويش را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خداوند به تو احسان كرد تو هم بمردمان نيكى كن و تباهى برميانگيز كه خداوند تبهكاران را دوست نميدارد ) 1
پس بايد از جهان بهره گرفت و از بهره‏هاى آن ديگران را راهنمايى كرد و بهره‏مند ساخت و نبايد اين جهان پاك و ساده و معصوم را به تباهى كشيد و قوانين و سنتهايش را بهم زد و نبايد بمردم دنيا كه فرزندان جهانند ستم ورزيد و دوستى را از خود دور ساخت قرآن مجيد ،
عليرغم كسانى كه خود را از بهره‏هاى دنيا محروم ميدارند و خود را از اينهمه فضل و بركت كنار مى‏كشند ،
فرمان ميدهد كه آدمها بايد از زيبائيها و بهره‏هاى دنيا بهره گيرند كه همه اين جلوه‏ها و نعمتها خاص ايمان‏آورندگانست 
و ميفرمايد : 
( بگو چه كسى حرام كرده است زيورهائى را كه خداوند براى بندگانش پديد آورده و روزى‏هاى پاكيزه‏اى كه بر ايشان فراهم ساخته است ، 
اينها براى كسانى است كه بخدا ايمان آورده‏اند ) 2
----------- 
( 1 ) 78 قصص 
( 2 ) 31 اعراف 

 

 

و باز ميفرمايد : 
( و بخوريد آنچه را كه خداوند روزى شما ساخته است كه حلال و پاكيزه 
است و از نافرمانى خدائى كه به او ايمان داريد پروا گيريد ) 1 
پس نعمتهاى دنيا ، براى ما و مخصوص ماست و دنيا عزيز است و زيباست و در اختيار ما و ما نبايد همچون جوكيان و راهبان ،
از دنيا بگريزيم و چون حيوانى بى‏دست و پا بسوراخى بخزيم و درويش مآبانه ، كاسه گدائى بدست گيريم و از كار و كوشش باز مانيم و اينهمه گنجينه‏هاى طبيعت را كه براى انسان پديد آمده است معطل گذاريم ولى بايد نيروئى را كه از اين جهان برميگيريم براى بهبود همه جهانيان بكار بريم و انرژى فراوانى را كه از طبيعت كسب ميكنيم در راه خدا يعنى راه تعاون و تكامل ، راه مردم ، و راه پرستش خدا و وصول به اهداف والاى انسانى بمصرف رسانيم كه مفهوم تقوى همين است و گرنه تباهى و ستم و گناه پديد مى‏آيد و نيروها بر ضد خلقها بكار مى‏افتد و يگانگيها و هماهنگيها به بيگانگى‏ها و تبهكاريها مى‏گرايد



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: على و دنـــيا ,
تاریخ :
بازدید : 189
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

پرهيز از جايگاه تهمت
من وضع نفسه مواضع التهمه فلايلومن من اءساء به الظن . 
ح /159
ترجمه : كسى كه خود را در معرض بد نامى و جايگاه تهمت قرار مى دهد،نبايد كسى را كه به او گمان بد مى برد، ملامت كند.
شرح : يكى از دستورهاى اسلامى اين است كه : مسلمان مؤ من نبايد فقط به اين كه كار بد نمى كند و حرف بد نمى زند، راضى و خشنود باشد. بلكه بايد از شنيدن حرف بد و ديدن كار بد نيز خوددارى كند. يعنى اگر در مكانى ، عده يى ، سخنان را بشنود. يا اگر در جايى كارهاى گناه آلود انجام شود، نبايد در آنجا درنگ كند.
امام عليه السلام نيز، بر اساس همين دستور اسلامى ، شيعيان خود را راهنمايى فرموده است . طبق فرمايش امام (ع ): مسلمان مؤ من ، نبايد به جاهايى برود، كه در آنها، كارهاى زشت و گناه آلود انجام مى گيرد. مثلا هرگز نبايد به قمارخانه يا مشروب فروشى برود. زيرا با رفتن به چنين مكانهايى ، به جايگاه تهمت قدم مى نهد و خود را در معرض بد نامى قرار مى دهد. يعنى هر چند هم كه خود او، اهل قمار و مشروب نباشد، وقتى در چنان مكانهايى ديده شود، مورد بد گمانى قرار خواهد گرفت . و ديگران كه از باطن او خبر ندارند، ممكن است تصور كنند كه او نيز اهل قمار و مشروب است و به اين ترتيب ، به او تهمت قمار بازى و ميگسارى بزنند.
روشن است كه اگر چنين وضعى پيش بيايد، كسى كه مورد تهمت قرار گرفته ، نبايد كسانى را كه به او بد گمان شده و تهمت زده اند، ملامت كند. زيرا، تقصير از خود اوست ، كه با قدم گذاشتن به چنان مكانهايى ، در دل ديگران ، نسبت به خود بد گمانى ايجاد كرده است



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 180
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

تمرين بردبارى
ان لم تكن حلما فتحلم ، فانه قل من تشبه بقوم الا اءو شك اءن يكون منهم . 
ح /207
ترجمه : اگر بردبار نيستى ، خود را وادار به بردبارى كن ، زيرا كسى كه خودرا به گروهى شبيه كند، به زودى از آنان مى شود.
شرح : كسانى هستند كه برخى از صفات خوب انسانى ، بطور طبيعى ، در آنها وجود ندارد، مثلا در طبيعت آنها، از آغاز، صفت حلم و بردبارى وجود نداشته است ، و همواره در برابر كوچكترين ناملايمى ، آرامش خود را از كف داده ، و دست به كارهايى زده اند كه باعث ايجاد مشكلات و ناراحتيها فراوانى شده است .
بهترين راهى كه براى اينگونه افراد وجود دارد، آن است كه با اراده و تمرين ، خود را به آن صفت عادت دهند، تا رفته رفته ، بر اثر عادت ، آن صفت خوب جزو وجود آنها شود.
امام عليه السلام ، به عنوان نمونه ، صفت بردبارى را مطرح ساخته و در باره آن فرموده است : اگر خصلت حلم و بردبارى ، در طبيعت شما وجود ندارد، دليل بر آن نيست كه هرگز نميتوانيد حليم و بردبارى شويد. كافى است كه براى مدتى ، خود را به بردبارى وادار سازيد يعنى در برابر مسائلى كه آرامش شما را بر هم مى زند، سعى كنيد رفتارتان شبيه كسى باشد كه بطور طبيعى بردبار است و در برابر چنان مسئله يى ، آرامش خود را با بردبارى حفظ مى كند.
وقتى مدتى به اين كار ادامه داديد و رفتارى شبيه رفتار اشخاص بردبار در پيش گرفتيد، رفته رفته عادت مى كنيد كه هر وقت با چنان مسائلى روبرو شديد، همان رفتار را از خود نشان دهيد.
به اين ترتيب ، صفاتى كه در طبيعت شما وجود ندارد، بر اثر تمرين به صورت يك عادت در شما ايجاد مى شود. بطوريكه يك كسى نمى تواند تشخيص دهد كه آن صفت خوب ، از آغاز در طبيعت شما وجود داشته است ، يا خود با تمرين و عادت ، آنرا در وجودتان ايجاد كرده ايد

 



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 230
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

كم بخشيدن يا نبخشيدن
لا تستح من اعطاء آلقليل فان الحرمان اقل منه 
ح / 67
ترجمه : از بخش اندك شرمنده مباش ، زيرا هيچ ندادن از آن بخشش ‍ اندك نيز كمتر و ناچيزتر است .
شرح : يكى از كارهاى خوب و پسنديده ، كه باعث خوشنودى خلق و رضايت خدا ميشود، اين كه ما، از مال و دارائى خود بخشش كنيم . البته بخشش كردن ، اين نيست كه مال خود دور بريزيم و در راههاى نادرست تلف كنيم . بلكه معنى بخشش آن است كه وقتى يك كار خير پيش مى آيد و براى انجام آن ، به كمك ديگران احتياج پيدا ميشود، ما نيز قدم به پيش ‍ گذاريم و در حد توانائى خود، به انجام آن كار خير، كمك كنيم . مثلا ممكن است در كشور، جنگى رخ دهد و گروهى از هموطنان جنگ زده ما، خانه و زندگيشان را از دست بدهند. يا ممكن است حوادثى مانند آمدن سيل و زلزله شهر و خانه و محل كار عده ئى آسيب ببيند و سرمايه و دار و ندارشان از بين برود. حتى ممكن است بدون هيچگونه از اين حوادث ، باز هم عده ئى پيدا مى شوند، كه در عين آبرومندى ، دچار فقر و محروميت شده باشند. در تمام اين حالات ، وضعى پيش ميايد، كه گروهى از هموطنان و هم دنيهاى ما، به كمك اشخاص مؤ من و نيكوكار، پيدا مى كنند.
در چنين مواقعى ، وظيفه دينى و اخلاقى ما حكم ميكند كه براى رضاى خدا. از مال و دارائى خود. هر قدر كه ميتوانيم به اينگونه افرادبخشش كنيم . لازم نيست كه حتما مقدار بخشش ما، زياد و هنگفت باشد، بلكه مهم اين است كه از بخشيدن آنچه در قدرت داريم ، كوتاهى نكنيم .
بعضى از افراد، با آنكه دلشان مى خواهد در اينگونه موارد، به ديگران كمك كنند، ولى چون مقدارى كه قادر بهبخشيدن آن هستند، كم و ناپذير هستند، كم و ناچيز است ، احساس شرمندگى مى كنند. اينگونه افراد، بخاطر شرم بيهوده از بخشش آن مقدار كم ، خوددارى مى كنند، و در نتيجه ، اشخاص نيازمند را، از همان مقدار اندك بخشش نيز محروم و بى نصيب ميگذارند.
براى آنكه بدانيم اين طرز فكر تا چه حد نادرست است . به يك مثال توجه كنيم : فرض مى كنيم براى يكى از هموطنان جنگ زده بايد خانه يى ساخته شود كه 10 هزار تومان هزينه دارد. ما نيز يكهزار نفر هستيم ، كه هر كدام فقط 10 تومان ميتوانيم كمك كنيم . اگر همه ما كه 1000 نفر هستيم ، 10 تومانهاى خود را بدون هيچگونه شرمندگى روى هم بگذاريم ، مجموع آن ميشود 000/10 تومان ، كه ميتوان با آن ، خانه مورد نظر را ساخت .
اما اگر يكايك ما، از دادن 10 تومان خجالت بكشيم و اين مبلغ رابخشش نكنيم ، هيچ پولى فراهم نميشود و در نتيجه ، آن خانه نيز ساخته نخواهد شد. در اين مورد، آيا دادن 10 تومان بهتر است يا ندادن آن ؟ و آيا آن 10 كمتر است و يا خجالت كشيدن و هيچ ندادن ؟
بخاطر همين است كه امام عليه السلام ميفرمايد: از بخشش كم ، شرمنده نباشيد، چون شرمندگى باعث ميشود كه ازبخشش كم خوددارى كنيد و به افراد نيازمند چيزى ندهيد. در حاليكه بخشش شما، هر چقدر كه كم و ناچيز باشدهيچ ندادن از آن كمتر و ناچيزتر، و در نتيجه باعث شرمندگى بيشتر است



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 180
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

هشدار مژده است
من حدرك ، كمن بشرك .
ج / 59
ترجمه : كسى كه تو را هشدار ميدهد مانند كسى است كه به تو مژده مى دهد.
شرح : گاهى پدر و مادرها، و بزرگترها، و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى ، و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور ميشوند به جاى نرمش و ملايمت ، با لحنى تند و درشت ، هشدار دهند و ما را، از كارى كه مى خواهيم انجام دهيم ، بر حذر و بيمناك سازند.
ممكن است بعضى افراد، اينگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند، و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آنها جلوگيرى ميكند، ناراحت شوند.
ولى ، فرزند عزيز، اين را بدان كه : وقتى كسى با درشتى و تندى ، به تو هشدار ميدهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى ميكند، مثل كسى است كه بالحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژده يى را ميدهد.
به عنوان مثال : وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز ميدارد، و بالحنى تند ميگويد:در خواندن درسهايت تنبلى نكن ، چون بيسواد و بيكاره بار مى آيى و بدبخت ميشوى ، مثل كسى است كه به تو مژده ميدهد و ميگويد:شاگرد اول شده اى و بزرگترين جايزه نصيب تو شده است .
پس ، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو بلكه خوشحال و متشكر باش ‍ زيرا انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود ميكند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد ميگردد



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 152
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

9. لزوم شناخت رفيق راه و همسايه
سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار. 
نامه /31
ترجمه : پيش از آنكه درباره راه بپرسى ، درباره رفيق راه بپرس ، و پيش ‍ از آنكه خانه انتخاب كنى دربارههمسايه پرس و جو كن .
شرح : بر اساس اين فرمايش امام عليه السلام ، در زبان فارسى هم ضرب المثلى رواج يافته است كه مى گويند:بگو رفيقت كيست ، تا بگويم چگونه آدمى هستى . و شاعرى ، همين معنى را به شعر در آورده است :
تو، اول بگو: با كيان زيستى ؟
پس آنگه ، بگويم كه : تو، كيستى !
سخن امام ، اين هشدار را مى دهد كه : انسان بايد دقت كند و هنگام سفر، از رفيق راه و همسفر بد و فاسد، پرهيز و دورى جويد، و همچنين هنگام انتخاب خانه ، مراقبت كند، تا با اشخاصى نادرست و گمراه ، همسايه نشود. زيرا، همسفر فاسد و همسايه گمراه ، علاوه بر زيانها و ناراحتيهايى كه توليد مى كنند، بر اثر همراهى و همنشينى و معاشرت پى در پى ، در روحيه انسان ، تاءثير بد مى گذارند. و چه فاسد، خود نيز، اندك اندك و ندانسته ، به فساد و گمراهى كشيده ميشود. به همين دليل ، ما بايد مراقب باشيم و در هر كارى كه انجام ميدهيم ، با كسانى همراهى و همفكرى كنيم كه مطمئن باشيم درستكار و با ايمان و پاك و نيك كردارند.
اين سخن ، ميتواند ما را، در اين جهت نيز راهنمائى كند كه : هر گاه در انتخاب راهى و انجام كارى دچار شك و ترديد شديم ، يا اگر ديديم كه خودمان ، قادر به انتخاب راه درست نيستيم ، بهتر است پيش از آنكه با چشم بسته به راهى برويم يا شروع به كارى كنيم ، افراد ديگر را درنظر بگيريم . يعنى ببينيم كسانى كه عقل و درايت و ايمان و پارسايى آنها ثابت شده است ، چه كار ميكنند و از كدام راه مى روند، تا ما نيز همان راه را در پيش گيرم . به اين ترتيب ، علاوه بر آنكه به گمراهى و فساد دچار نمى شويم ، از وجود همراه و همنشين خوب هم بهره مند مى گرديم .



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,
تاریخ :
بازدید : 167
نویسنده : H O S S E I N I
پند های نهج البلاغه

1. اگر خدا شريكى داشت
لو كان لربك شريك لاتتك رسله .
نامه / 31.
ترجمه :اگر پروردگارت شريكى مى داشت ، فرستادگان آن شريك (يعنى پيامبران آن خدا ديگر) نزد تو مى آمدند.
شرح : خداوند توانائى كه ما را، و اين دنياى پهناور و پر از زيبائى را، آفريده است ، خدايى يگانه و بى همانند است .
تمامى پيغمبرانى كه براى راهنمايى افراد بشر، به ميان مردم آمده اند، با آن كه دينهاى گوناگون آورده اند، سخنهايشان درباره خدا، يكسان و همانند بوده است . همه آنها، به پيروان خود گفته اند كه : خدا يكى است و شبيه و شريك ندارد.
فرزند عزيز، اين را بدان كه اگر غير از پروردگار يگانه و بى شريك ، خدا ديگرى هم وجود داشت ، او را به افراد بشر اعلام دارند، هم مردم را به سوى او دعوت كنند.
ولى در طول ميليونها سالى كه از زندگى بشر مى گذرد، واز ميان 124 هزار پيغمبرى كه براى هدايت مردم آمده اند، هرگز پيغمبرى نگفته است :
من ، از سوى خدايى ، غير از خداى يگانه ، به سوى شما فرستاده شده ام .
همين موضوع ، دليل آشكارى است براى آن كه بدانى : خداى تو، و آفريدگار و همه افراد بشر، و خالق اين جهان بزرگ ، همان خداوند يگانه و بى مانند است كه تمام پيغمبران ، از او سخن گفته اند و همه افراد بشر را، به سوى او دعوت كرده اند



:: موضوعات مرتبط: -------------------موضوعات مختلف------------------- , پند های نهج البلاغه , ,
:: برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه ,

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

آپلود عکس" />
علاقمندیها: برنامه نویسی کامپیوتر، مطالعه اخبار موسیقی، سفر، مطالعه مقالات تخصصی، مطالعه وبلاگها و ... با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

سایت خوبه؟؟


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 27
بازدید ماه : 848
بازدید کل : 4866
تعداد مطالب : 5367
تعداد نظرات : 20
تعداد آنلاین : 1

تماس با من تلگرام تماس با من در اینستاگرام

بازديد امروز: 4

بازديد ديروز: 0

بازديد هفته: 27

بازديد کل: 848

تعداد مطالب: 5367

گوگل امروز : 0

گوگل ديروز: 0

بازديد ماه: 848

آي پي ديروز : 0

آي پي امروز: 0

بازديد سال: 4866

RSS

Powered By
loxblog.Com