موزیک پلیر

آپلود عکس بهار و نوروز در شعر فارسی - عنصری
آپلود عکس وبگو | آموزش منوي کشويي با ul li و css


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 11
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - عنصری باد نوروزي همي در بوستان بتگر شود تا زصنعش هر درختي لعبتي ديگر شود باغ همچون كلبه بزاز پرديبا شود راغ همچون طبله عطار پرعنبر شود روي بند هر زميني حله چيني شود گوشوار هر درختي رشته گوهر شود چون حجابي لعبتان خورشيد را بيني به ناز گه برون آيد زميغ و گه به ميغ اندر شود افسر سيمين فرو گيرد ز سر كوه بلند بازمينا چشم و زيبا روي و مشكين سر شود عنصری

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - عنصری ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 12
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشی گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی حافظ

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 12
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ صبا به تهنيت پير مي فروش آمد كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد زفكر تفرقه باز آن تاشوي مجموع به حكم آنكه جو شد اهرمن، سروش آمد ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ مگر زمستي زهد ريا به هوش امد حافظ

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 10
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - سعدی درخت غچه برآورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند حريف مجلس ما خود هميشه دل مي برد علي الخصوص كه پيرايه اي بر او بستند بساط سبزه لگدكوب شد به پاي نشاط ز بس كه عامي و عارف به رقص برجستند يكي درخت گل اندر سراي خانه ماست كه سروهاي چمن پيش قامتش پستند به سرو گفت كسي، ميوه اي نمي آري جواب داد كه آزادگان، تهي دستند سعدی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - سعدی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 12
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلی دریاب و در یاب که دایم در صدف گوهر نباشد غنیمت دان و می خور در گلستان که گل تا هفته دیگر نباشد ایا پرلعل کرده جام زرین ببخشا بر کسی کش زر نباشد بیا ای شیخ و از خمخانه ما شرابی خور که در کوثر نباشد بشوی اوراق اگر همدرس مایی که علم عشق در دفتر نباشد ز من بنیوش و دل در شاهدی بند که حسنش بسته زیور نباشد شرابی بی خمارم بخش یا رب که با وی هیچ درد سر نباشد من از جان بنده سلطان اویسم اگر چه یادش از چاکر نباشد به تاج عالم آرایش که خورشید چنین زیبنده افسر نباشد کسی گیرد خطا بر نظم حافظ که هیچش لطف در گوهر نباشد حافظ

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - حافظ ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 10
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - هوشنگ ابتهاج بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم به پای سرو آزادی سر و دستی برافشانیم به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم که ما خود درد این خون خوردن خاموش می دانیم نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است سمندر وار جان ها بر سر این شعله بنشانیم جمال سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل سرودی خوش بخوان کز مژده ی صبحش بخندانیم گلی کز خنده اش گیتی بهشت عدن خواهد شد ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فروخوانیم سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد چه پرچم های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری بیا تا حلقه ی اقبال محرومان بجنبانیم الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب که ما کشتی درین توفان به سودای تو می رانیم دلا در یال آن گلگون گردن تاز چنگ انداز مبادا کز نشیب این شب سنگین فرومانیم شقایق خوش رهی در پرده ی خون می زند ، سایه چه بی راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم هوشنگ ابتهاج

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - هوشنگ ابتهاج ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 10
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - رودکی آمد بهار خرم با رنگ و بوي طيب با صد هزار زينت و آرايش عجيب شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود گيتي بديل يافت شباب از پي مشيب چرخ بزرگوار يكي لشگري بكرد لشگرش ابر تيره و باد صبا نقيب نقاط برق روشن و تندرش طبل زن ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب آن ابر بين كه گريد چون مرد سوگوار و آن رعد بين كه نالد چون عاشق كثيب خورشيد ز ابر تيره دهد روي گاه گاه چونان حصاريي كه گذر دارد از رقيب يك چند روزگار جهان دردمند بود به شد كه يافت بوي سمن را دواي طيب باران مشك بوي بباريد نو بنو وز برف بركشيد يكي حله قصيب گنجي كه برف پيش همي داشت گل گرفت هر جو يكي كه خشك همي بود شد رطيب لاله ميان كشت درخشد همي ز دور چون پنجه عروس به حنا شده خضيب بلبل همي بخواند در شاخسار بيد سار از درخت سرو مر او را شده مجيب صلصل بسر و بن بر با نغمه كهن بلبل به شاخ گل بر بالحنك غريب اكنون خوريد باده و اكنون زييد شاد كه اكنون برد نصيب حبيب از بر حبيب رودکی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - رودکی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 11
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - سعدی برآمد باد صبح و بوي نوروز به کام دوستان و بخت پيروز مبارک بادت اين سال و همه سال همايون بادت اين روز و همه روز چو آتش در درخت افکند گلنار دگر منقل منه آتش ميفروز چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست حسدگو دشمنان را ديده بردوز بهاري خرمست اي گل کجايي که بيني بلبلان را ناله و سوز جهان بي ما بسي بودست و باشد برادر جز نکونامي ميندوز نکويي کن که دولت بيني از بخت مبر فرمان بدگوي بدآموز منه دل بر سراي عمر سعدي که بر گنبد نخواهد ماند اين کوز دريغا عيش اگر مرگش نبودي دريغ آهو اگر بگذاشتي يوز سعدی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - سعدی ,
تاریخ : چهار شنبه 17 شهريور 1400
بازدید : 11
نویسنده : J A V A D
بهار و نوروز در شعر فارسی - سلمان هراتی عيد، «حول حالنا» است كه واجب است بفهميم عيد، شوقي است كه پدرم را به مزرعه مي خواند عيد، تن پوش كهنه باباست كه مادر آن را به قد من كوك مي زند و من آن قدر بزرگ مي شوم كه در پيراهن مي گنجم عيد، تقاضاي سبز شدن است يا مقلب القلوب! سلمان هراتی

:: موضوعات مرتبط: ۞ دسته بندي اشعار ۞ , بهار و نوروز درشعر فارسی , ,
:: برچسب‌ها: بهار و نوروز در شعر فارسی - سلمان هراتی ,

صفحه قبل 1 صفحه بعد

با مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم برای بهتر باز شدن وبلاگ استفاده کنید:) اين سايت حاصل تلاش شبانه روزي سيد محمد جواد حسيني مي‌باشد که بدون وابستگي مادي و معنوي به هيچ سازمان و نهاد و حزب و گروه سياسي فعاليت خود را ابتدا بر اساس قانون الهي و سپس قانون اساسي ايران بنا نهاده است. کليه هزينه‌هاي اين سايت با هزينه شخصي پرداخت مي‌شود که اميدوارم از اين پس از طريق فروشگاه سايت و تبليغات تامين شود و همواره سعي مي‌کنم تا مطالب آموزشي جديد و خواندني را براي شما به ارمغان بياورم.

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->



تماس بامن در تلگرام تماس با من در اینستاگرام

# بازديد امروز: 841

# بازديد ديروز: 13624

# بازديد هفته: 54365

# بازديد کل: 115107

#تعداد مطالب: 2871

#گوگل امروز : 84

# گوگل ديروز: 1362

# بازديد ماه: 115107

# آي پي ديروز : 4541

# آي پي امروز: 4541

#بازديد سال: 228739

RSS

Powered By
loxblog.Com